برگردان به زبان ساده
تا دو سال این کار کرد آن مرد کار
بعد از آن امر آمدش از کردگار
هوش مصنوعی: آن مرد به مدت دو سال به این کار مشغول شد و سپس فرمانی از سوی خداوند برای او آمد.
بعد ازین میده ولی از کس مخواه
ما بدادیمت ز غیب این دستگاه
هوش مصنوعی: پس از این، به تو میدهد، اما از کسی دیگر چیزی نخواه. ما این نعمت را از عالم غیب به تو عطا کردیم.
هر که خواهد از تو از یک تا هزار
دست در زیر حصیری کن بر آر
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد به تو نزدیک شود و از تو محبت طلب کند، با دستانی پنهان و به آرامی تلاش کن تا به او کمک کنی.
هین ز گنج رحمت بیمر بده
در کف تو خاک گردد زر بده
هوش مصنوعی: بشتاب و از گنجینه رحمت الهی که بیپایان است، چیزی به دیگران بده. کیمیا را در دستانت قرار بده تا آنچه به نظر بیارزش میآید، به طلا تبدیل شود.
هر چه خواهندت بده مندیش از آن
داد یزدان را تو بیش از بیش دان
هوش مصنوعی: هر چه میخواهند، به آنها بده و نگران نباش. خداوند به تو نعمتهای بیشتری خواهد داد.
دست زیر بوریا کن ای سند
از برای رویپوش چشم بد
هوش مصنوعی: دستت را زیر زیرانداز بگذار، ای سند، تا برای پوشاندن چشمان بد باشد.
پس ز زیر بوریا پر کن تو مشت
ده به دست سایل بشکسته پشت
هوش مصنوعی: پس از زیر فرش، دستت را پر کن و به کسی که خواستار کمک است، با دستانی شکسته و دلشکسته، کمک کن.
بعد ازین از اجر ناممنون بده
هر که خواهد گوهر مکنون بده
هوش مصنوعی: پس از این از پاداش بیقدری نده، هر کس که میخواهد، گوهر پنهان نده.
رو ید الله فوق ایدیهم تو باش
همچو دست حق گزافی رزق پاش
هوش مصنوعی: دست خدا بالاتر از تمام دستهاست. تو هم باید مانند دست خدا، سخاوت و generosity را در پخش روزی و رزق دیگران به نمایش بگذاری.
وام داران را ز عهده وا رهان
همچو باران سبز کن فرش جهان
هوش مصنوعی: به کسانی که در قرض و بدهی هستند، کمک کن تا از این وضعیت رهایی یابند و زندگیشان را مانند بارانی که زمین را سبز میکند، رونق ببخشند.
بود یک سال دگر کارش همین
که بدادی زر ز کیسهٔ رب دین
هوش مصنوعی: یک سال دیگر هم گذشت و کار آن شخص تنها این بود که از کیسهی دیگران برای خود طلا و زر فراهم کند.
زر شدی خاک سیه اندر کفش
حاتم طایی گدایی در صفش
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده است که با وجود ثروت و ارزشمندی مانند طلا، انسان ممکن است در عین حال در مقام و جایگاه اجتماعی پایینتری قرار گیرد، همانطور که حاتم طایی، با وجود سخاوت و بزرگیاش، گدا در صف مردم است. این نشاندهنده تضاد بین ظاهر و باطن یا مقام اجتماعی و ذات انسان است.