برگردان به زبان ساده
گفت گفتم من چنین عذری و او
گفت نه من نیستم اسباب جو
هوش مصنوعی: من عذر و بهانهای دارم و او در پاسخ گفت نه، من دلیلی ندارم برای این کار.
ما ز مال و زر ملول و تخمهایم
ما به حرص و جمع نه چون عامهایم
هوش مصنوعی: ما از پول و ثروت خسته شدهایم و به دنبال انباشت مال نیستیم، برخلاف مردم عادی که همیشه در پی جمع کردن دارایی هستند.
قصد ما سترست و پاکی و صلاح
در دو عالم خود بدان باشد فلاح
هوش مصنوعی: هدف ما از زندگی در این دنیا و آن دنیا، پوشاندن عیوب، پاکی نیت و نیکوکاری است. اگر به این اصول پایبند باشیم، به موفقیت و رستگاری دست خواهیم یافت.
باز صوفی عذر درویشی بگفت
و آن مکرر کرد تا نبود نهفت
هوش مصنوعی: صوفی دوباره به توضیح و عذرخواهی درباره درویشی پرداخت و این کار را بارها تکرار کرد تا اینکه دیگر هیچ چیز پنهان نماند.
گفت زن من هم مکرر کردهام
بیجهازی را مقرر کردهام
هوش مصنوعی: زن من هم به دفعات بیجهت خواستههایم را مشخص کردهاست.
اعتقاد اوست راسختر ز کوه
که ز صد فقرش نمیآید شکوه
هوش مصنوعی: ایمان او به اندازهای استوار است که از کوه محکمتر میباشد و هیچگاه از صدای فقرش شکایتی برنمیخیزد.
او همیگوید مرادم عفتست
از شما مقصود صدق و همتست
هوش مصنوعی: او میگوید که خواستهاش از شما این است که عفت و پاکی را در نظر داشته باشید و به صداقت و تلاش واقعی توجه کنید.
گفت صوفی خود جهاز و مال ما
دید و میبیند هویدا و خفا
هوش مصنوعی: صوفی گفت که امکانات و ثروت ما را میبیند، هم به وضوح و هم در خفا.
خانهٔ تنگی مقام یک تنی
که درو پنهان نماند سوزنی
هوش مصنوعی: در یک فضای تنگ و محدود، جایگاهی وجود ندارد که درد و مشکلات یک نفر به راحتی پنهان بماند.
باز ستر و پاکی و زهد و صلاح
او ز ما به داند اندر انتصاح
هوش مصنوعی: او برتریها و پاکیها و تقوای خود را از ما بهتر میداند.
به ز ما میداند او احوال ستر
وز پس و پیش و سر و دنبال ستر
هوش مصنوعی: او به خوبی از وضعیت ما آگاه است، به تمام جزئیات و رازهای پنهان ما پی میبرد.
ظاهرا او بیجهاز و خادمست
وز صلاح و ستر او خود عالمست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او بدون تجهیزات و خدمتگزار است و خود او با صلاحیت و پوششی که دارد، به خوبی شناخته شده است.
شرح مستوری ز بابا شرط نیست
چون برو پیدا چو روز روشنیست
هوش مصنوعی: توضیح دادن اسرار پنهان و دور از چشم دیگران نیازی به شرط و شروط ندارد، زیرا وقتی حقیقت خود را آشکار کند، مانند روشنایی روز واضح و نمایان است.
این حکایت را بدان گفتم که تا
لاف کم بافی چو رسوا شد خطا
هوش مصنوعی: این داستان را برایت بازگو کردم تا بدانی که وقتی کسی دروغی میگوید و رسوا میشود، دیگر نمیتواند به راحتی خود را توجیه کند.
مر ترا ای هم به دعوی مستزاد
این بدستت اجتهاد و اعتقاد
هوش مصنوعی: تو که ادعای بلندی داری، این باور و اجتهاد در دست توست.
چون زن صوفی تو خاین بودهای
دام مکر اندر دغا بگشودهای
هوش مصنوعی: چون مانند یک زن صوفی، تو به خیانت پرداختهای و در دام فریب و نیرنگ گشودهای.
که ز هر ناشسته رویی کپ زنی
شرم داری وز خدای خویش نی
هوش مصنوعی: تو از هر چهرهای که نازیباست شرم میکنی و از خداوند خود نیز شرم داری.