برگردان به زبان ساده
زانک هر کره پی مادر رود
تا بدان جنسیتش پیدا شود
هوش مصنوعی: زیرا هر جاندار به سوی مادر خود میرود تا هویت و ویژگیهای خود را از او بگیرد.
آدمی را شیر از سینه رسد
شیر خر از نیم زیرینه رسد
هوش مصنوعی: انسان از وجود خودش چیزهای باارزش و نیکو به دست میآورد، اما برخی نیز از ریشههای پایینتر و نادرست خواستههای بیارزش و نامناسب میگیرند.
عدل قسامست و قسمت کردنیست
این عجب که جبر نی و ظلم نیست
هوش مصنوعی: عدل، توزیع و قسمت کردن چیزهاست و این مسئله عجیبی نیست که در آن جبر وجود ندارد و ظلمی هم در کار نیست.
جبر بودی کی پشیمانی بدی
ظلم بودی کی نگهبانی بدی
هوش مصنوعی: اگر جبر و قضا و قدر وجود داشت، دیگر جایی برای پشیمانی نبود؛ و اگر ظلم و ستم واقعاً به جای نگهبانی بود، دیگر نمیتوانستیم انتظار حمایت داشته باشیم.
روز آخر شد سبق فردا بود
راز ما را روز کی گنجا بود
هوش مصنوعی: روز آخر فرارسیده و این روز، سرنوشت فردا را رقم میزند. رازهای ما چه زمانی برملا خواهد شد؟
ای بکرده اعتماد واثقی
بر دم و بر چاپلوس فاسقی
هوش مصنوعی: ای کسی که به چیزی یا کسی اعتماد کردهای، حواست باشد که این اعتماد میتواند به افراد فاسد و چاپلوس آسیب برساند.
قبهای بر ساختستی از حباب
آخر آن خیمهست بس واهیطناب
هوش مصنوعی: تو بنایی بس زیبا و فریبنده ساختهای که در واقع تنها حبابی است. این سازه به نظر محکم میآید، اما در اصل از تاروپود بسیار سست و ناپایداری تشکیل شده است.
زرق چون برقست و اندر نور آن
راه نتوانند دیدن رهروان
هوش مصنوعی: زیبایی مانند نوری است که درخشان میدرخشد و کسانی که در آن نور هستند، نمیتوانند راه خود را ببینند.
این جهان و اهل او بیحاصلاند
هر دو اندر بیوفایی یکدلاند
هوش مصنوعی: این دنیا و مردمش هر دو بیفایدهاند و در نیرنگ و بیوفایی همگی یکدل و همنظر هستند.
زادهٔ دنیا چو دنیا بیوفاست
گرچه رو آرد به تو آن رو قفاست
هوش مصنوعی: انسانها مثل دنیا هستند و به خوبی و وفاداری نمیتوان به آنها اعتماد کرد. حتی اگر کسی به ظاهر به تو توجه کند و محبت نشان دهد، در واقع ممکن است در دل بیوفا باشد.
اهل آن عالم چو آن عالم ز بر
تا ابد در عهد و پیمان مستمر
هوش مصنوعی: ساکنان آن دنیا، همانطور که از آن دنیا آگاه هستند، تا ابد در یک توافق و ارتباط پایدار باقی خواهند ماند.
خود دو پیغمبر به هم کی ضد شدند
معجزات از همدگر کی بستدند
هوش مصنوعی: آیا ممکن است دو پیامبر با یکدیگر دشمن شوند؟ آیا معجزات آنها از یکدیگر گرفته شده است؟
کی شود پژمرده میوهٔ آن جهان
شادی عقلی نگردد اندهان
هوش مصنوعی: آیا میوهٔ آن دنیا که سرشار از شادی است، هرگز پژمرده خواهد شد؟ عقل به ما چنین نمیگوید.
نفس بیعهدست زان رو کشتنیست
او دنی و قبلهگاه او دنیست
هوش مصنوعی: نفس انسانی به خاطر عدم وفاداریاش، قابلیت کشتن را دارد و وابسته به دنیا و امور دنیوی است.
نفسها را لایقست این انجمن
مرده را درخور بود گور و کفن
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که در این جمع، فقط افرادی که زنده و شاداب هستند باید حضور داشته باشند و برای مردگان تنها قبر و کفن مناسب است. به عبارتی، انجمن باید مظهر زندگی و روح باشد و نه مکانی برای مردگان.
نفس اگر چه زیرکست و خردهدان
قبلهاش دنیاست او را مرده دان
هوش مصنوعی: اگرچه نفس انسان هوشمند و باهوش است و چیزهای زیادی میداند، اما اگر تنها به دنیا و مادیات وابسته باشد، میتوان او را مرده تصور کرد.
آب وحی حق بدین مرده رسید
شد ز خاک مردهای زنده پدید
هوش مصنوعی: آب وحی الهی به این مرده رسید و از خاک این مرده، زندگی تازهای به وجود آمد.
تا نیاید وحش تو غره مباش
تو بدان گلگونهٔ طال بقاش
هوش مصنوعی: هرگز مغرور نشو تا زمانی که وحشت تو بر حاضری نیفتد، زیرا زمانی که تو به آن زیبایی دست یابی، میتوانی مطمئن باشی که ماندگار خواهد بود.
بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد
تاب خورشیدی که آن آفل نشد
هوش مصنوعی: صدایی را جستجو کن که با وجود تابش خورشید، خاموش و محو نشود.
آن هنرهای دقیق و قال و قیل
قوم فرعوناند اجل چون آب نیل
هوش مصنوعی: هنرهای ظریف و ترفندهای فریبنده، همانند قوم فرعون هستند که در برابر زندگی و سرنوشت ناپایدار، همچون آب نیل زودگذرند.
رونق و طاق و طرنب و سحرشان
گرچه خلقان را کشد گردن کشان
هوش مصنوعی: زیبایی و جاذبهی طبع و سحر آنها هرچند مردم را به سوی خود میکشاند، اما همچنان برایشان دشوار است.
سحرهای ساحران دان جمله را
مرگ چوبی دان که آن گشت اژدها
هوش مصنوعی: سحر و جادوهای ساحران را به خیال نینداز، چرا که سرنوشت تمام چیزها به یک پایان میرسد و آن پایان میتواند به شکل یک موجود خطرناک همچون اژدها باشد.
جادویها را همه یک لقمه کرد
یک جهان پر شب بد آن را صبح خورد
هوش مصنوعی: همه جادوها را در یک جا جمع کرد و یک دنیا پر از تاریکی را صبح روشن کرد.
نور از آن خوردن نشد افزون و بیش
بل همان سانست کو بودست پیش
هوش مصنوعی: نور اضافهای از خوردن به دست نمیآید و همان نوری هست که از گذشته وجود داشته است.
در اثر افزون شد و در ذات نی
ذات را افزونی و آفات نی
هوش مصنوعی: به دلیل افزایش و زیادتر شدن اثرات، در ذات نی نیز افزونی و مشکلاتی وجود دارد.
حق ز ایجاد جهان افزون نشد
آنچ اول آن نبود اکنون نشد
هوش مصنوعی: وجود حق از به وجود آمدن دنیا افزایش نیافته است؛ آنچه که در ابتدا بود، اکنون هم همانگونه باقی مانده است.
لیک افزون گشت اثر ز ایجاد خلق
در میان این دو افزونیست فرق
هوش مصنوعی: اما تأثیر به وجود آمده از خلق، بیشتر شده است. در این میان، تفاوتی بین این دو افزونی وجود دارد.
هست افزونی اثر اظهار او
تا پدید آید صفات و کار او
هوش مصنوعی: اثر و نشانه وجود او به حدی زیاد است که صفات و ویژگیهای او به وضوح نمایان میشود.
هست افزونی هر ذاتی دلیل
کو بود حادث به علتها علیل
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد، به خاطر علتهایش به وجود آمده و افزایش آن نیز به دلیل همان علل است. اگر چیزی به وجود آید، ضروری است که به علتهای آن توجه کنیم، زیرا علتها به تحولی در ذات آن میانجامند.