برگردان به زبان ساده
یک فقیهی ژندهها در چیده بود
در عمامهٔ خویش در پیچیده بود
هوش مصنوعی: یک عالم دینی سادهپوش، عبا و عمامهاش را طوری مرتب کرده بود که در آن چیزهایی را پنهان کرده بود.
تا شود زفت و نماید آن عظیم
چون در آید سوی محفل در حطیم
هوش مصنوعی: هرگاه شخصی وارد محفل مهمی شود و با قدرت و شکوه ظاهر گردد، تأثیری عظیم بر اطرافیان خود خواهد گذاشت.
ژندهها از جامهها پیراسته
ظاهرا دستار از آن آراسته
هوش مصنوعی: ظاهراً افرادی که لباسهای فرسوده و کهنه دارند، خود را با دقت و زیبایی آراستهاند.
ظاهر دستار چون حلهٔ بهشت
چون منافق اندرون رسوا و زشت
هوش مصنوعی: ظاهر دستار مانند حلهای از بهشت زیباست، اما درون آن مانند یک منافق زشت و رسواست.
پاره پاره دلق و پنبه و پوستین
در درون آن عمامه بد دفین
هوش مصنوعی: در درون عمامه، تکههای لباس کهنه و پاره و مواد بیارزش دیده میشود.
روی سوی مدرسه کرده صبوح
تا بدین ناموس یابد او فتوح
هوش مصنوعی: در صبح زود به سمت مدرسه میرود تا با این علم و دانش به موفقیتهای بزرگی دست پیدا کند.
در ره تاریک مردی جامه کن
منتظر استاده بود از بهر فن
هوش مصنوعی: در یک مسیر تاریک، مردی منتظر ایستاده بود و آماده بود تا کاری انجام دهد.
در ربود او از سرش دستار را
پس دوان شد تا بسازد کار را
هوش مصنوعی: او دستار را از سرش برداشت و به سرعت رفت تا کارها را درست کند.
پس فقیهش بانگ برزد کای پسر
باز کن دستار را آنگه ببر
هوش مصنوعی: فقیه به پسر میگوید که دستار خود را باز کند و سپس به راه برود.
این چنین که چار پره میپری
باز کن آن هدیه را که میبری
هوش مصنوعی: به همین شکل که با شوق و نشاط میپرواز میکنی، هدیهای را که با خود داری، باز کن و نشان بده.
باز کن آن را به دست خود بمال
آنگهان خواهی ببر کردم حلال
هوش مصنوعی: آن را با دستان خود باز کن و به خودت تماشا کن، سپس خواهی دید که کار من زیبا و مناسب است.
چونک بازش کرد آنک میگریخت
صد هزاران ژنده اندر ره بریخت
هوش مصنوعی: وقتی که او را آزاد کرد، در حالی که فرار میکرد، صد هزاران پارهلباس در مسیرش ریخت.
زان عمامهٔ زفت نابایست او
ماند یک گز کهنهای در دست او
هوش مصنوعی: از آن عمامهی بزرگ و سنگین، او تنها یک تکه کهنه در دستش مانده است.
بر زمین زد خرقه را کای بیعیار
زین دغل ما را بر آوردی ز کار
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر دورویی و نیرنگی که داشته، لباس خود را به زمین میزند و میگوید که از این عمل تو، ما از کار و تلاش دلسرد شدهایم.