برگردان به زبان ساده
بود شاهی بود او را بندهای
مرده عقلی بود و شهوتزندهای
هوش مصنوعی: یک پادشاه بود و بندهای داشت که عقلش مرده و برای هوسهایش زنده بود.
خردههای خدمتش بگذاشتی
بد سگالیدی نکو پنداشتی
هوش مصنوعی: تو نشانههای خدمت او را کم اهمیت شمردی و به اشتباه آنها را نیکو پنداشتی.
گفت شاهنشه جرااش کم کنید
ور بجنگد نامش از خط بر زنید
هوش مصنوعی: شاهنشاه فرمان دادند که اگر جنگی در بگیرد، نام او را از روی جریدهها و سجلها پاک کنید.
عقل او کم بود و حرص او فزون
چون جرا کم دید شد تند و حرون
هوش مصنوعی: عقل او اندک بود و میل و نگاهش به دنیا زیاد، لذا وقتی که نتوانست آنچه را میخواست به دست آورد، ناگهان عصبانی و بیصبر شد.
عقل بودی گرد خود کردی طواف
تا بدیدی جرم خود گشتی معاف
هوش مصنوعی: عقل تو مانند یک دوربین است که دور خود میچرخد تا به عیب و اشتباهات خود نگاه کند و در این فرایند متوجه میشود که در واقع از خطاهایش معاف شده است.
چون خری پابسته تندد از خری
هر دو پایش بسته گردد بر سری
هوش مصنوعی: زمانی که فردی در شرایط سخت و محدود کنندهای قرار گیرد، نمیتواند به راحتی حرکت کند یا آزادی عمل داشته باشد. مانند الاغی که پایش بسته شده و به همین دلیل نمیتواند آزادانه حرکت کند و به گامهای خود ادامه دهد.
پس بگوید خر که یک بندم بسست
خود مدان کان دو ز فعل آن خسست
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که نباید به ظواهر و رفتارهای دیگران توجه کرد، زیرا ممکن است هر شخصی به دلیل شرایط خاص خود، احساسات و ویژگیهای متفاوتی داشته باشد. به عبارت دیگر، شناسایی و قضاوت درباره افراد نباید صرفاً بر اساس یک جنبه یا یک حادثه خاص باشد.