برگردان به زبان ساده
قصهٔ راز حلیمه گویمت
تا زداید داستان او غمت
هوش مصنوعی: میخواهم برایت داستان حلیمه را بگویم تا غمهای تو را فراموش کنی.
مصطفی را چون ز شیر او باز کرد
بر کفش برداشت چون ریحان و ورد
هوش مصنوعی: وقتی مصطفی را از شیر مادرش جدایش کردند، او را همچون گل و گیاه در آغوش گرفتند.
میگریزانیدش از هر نیک و بد
تا سپارد آن شهنشه را به جد
هوش مصنوعی: او را از هر چیز خوب و بد دور میکنید تا آن شاهزاده را به اجدادش بسپارد.
چون همی آورد امانت را ز بیم
شد به کعبه و آمد او اندر حطیم
هوش مصنوعی: چون بیم آوردن امانت او را به کعبه مجبور کرد، به حطیم رفت.
از هوا بشنید بانگی کای حطیم
تافت بر تو آفتابی بس عظیم
هوش مصنوعی: پیام این بیت این است که صدایی از آسمان به گوش میرسد که به حطیم (حطیم به معنای ضعیف و دچار آسیب) خبر از تابش آفتاب بزرگی میدهد. این آفتاب نمادی از روشنایی و آگاهی است که بر او تابیده و ممکن است نشانهای از تغییرات مثبت یا تحولی بزرگ در زندگیاش باشد.
ای حطیم امروز آید بر تو زود
صد هزاران نور از خورشید جود
هوش مصنوعی: ای حطیم، امروز به زودی بر تو میبارد صدها هزار نور از خورشید بخشندگی.
ای حطیم امروز آرد در تو رخت
محتشم شاهی که پیک اوست بخت
هوش مصنوعی: ای حطیم، امروز در تو لباسی زیبا و شکوهمند خواهد بود که پیامآور او، بخت و اقبال است.
ای حطیم امروز بیشک از نوی
منزل جانهای بالایی شوی
هوش مصنوعی: ای حطیم، امروز بیتردید به جایگاه جدیدی از جانهای بلندمرتبه دست پیدا خواهی کرد.
جان پاکان طلب طلب و جوق جوق
آیدت از هر نواحی مست شوق
هوش مصنوعی: جان های پاک، در جستجوی عشق و علاقه هستند و به خاطر شوق و هیجان، از هر گوشهای به سوی تو میآیند.
گشت حیران آن حلیمه زان صدا
نه کسی در پیش نه سوی قفا
هوش مصنوعی: حلیمه از صدایی که شنید به شدت متعجب و گیج شد، نه کسی در جلو بود و نه کسی در عقب.
شش جهت خالی ز صورت وین ندا
شد پیاپی آن ندا را جان فدا
هوش مصنوعی: این جا، شش سو یا شش جهت از وجود و شکل خالی است و صداهایی پیدرپی به گوش میرسد. این صدا را جان من فدای خود کرده است.
مصطفی را بر زمین بنهاد او
تا کند آن بانگ خوش را جست و جو
هوش مصنوعی: او (خدا) مصطفی را بر زمین قرار داد تا آن ندای دلانگیز را جستجو کند.
چشم میانداخت آن دم سو به سو
که کجا است این شه اسرارگو
هوش مصنوعی: در آن لحظه، چشمش را به اطراف میچرخاند تا ببیند این پادشاه رازدان کجاست.
کین چنین بانگ بلند از چپ و راست
میرسد یا رب رساننده کجاست
هوش مصنوعی: این صداهای بلند از هر سو به گوش میرسد، خدایا، فرستنده این صدا کجا است؟
چون ندید او خیره و نومید شد
جسم لرزان همچو شاخ بید شد
هوش مصنوعی: زمانی که او را دید، متوجه شد که حالش خراب است و ناامید شده است، جسمش به قدری لرزان شد که مانند شاخههای بید به نظر میرسید.
باز آمد سوی آن طفل رشید
مصطفی را بر مکان خود ندید
هوش مصنوعی: دوباره به سمت آن کودک نیکوکار برگشت، اما در جای خود او را ندید.
حیرت اندر حیرت آمد بر دلش
گشت بس تاریک از غم منزلش
هوش مصنوعی: دلش پر از حیرت و شگفتی شده و به خاطر غم و اندوهی که در منزلش دارد، حالش بسیار تاریک و ناامید است.
سوی منزلها دوید و بانگ داشت
که کی بر دردانهام غارت گماشت
هوش مصنوعی: به سوی خانهها شتابان رفت و فریاد زد که چه کسی بر روی محبوبم ظلم کرده است.
مکیان گفتند ما را علم نیست
ما ندانستیم که آنجا کودکیست
هوش مصنوعی: مکیان گفتند ما اطلاعاتی نداریم و نمیدانیم که در آنجا کودکی وجود دارد.
ریخت چندان اشک و کرد او بس فغان
که ازو گریان شدند آن دیگران
هوش مصنوعی: او به قدری اشک ریخت و ناله کرد که دیگران نیز از شدت ناراحتی و گریه به حال او گریه کردند.
سینه کوبان آن چنان بگریست خوش
که اختران گریان شدند از گریهاش
هوش مصنوعی: آنچنان با اندوه و غم سینهزنی و گریه کرد که ستارگان نیز به خاطر گریهاش به حالتی غمگین درآمدند.