برگردان به زبان ساده
هین بیا بلقیس ورنه بد شود
لشکرت خصمت شود مرتد شود
هوش مصنوعی: بیایید ای بلقیس، وگرنه لشکرت دچار مشکل خواهد شد و دشمنان تو به سمت بیوفایی خواهند رفت.
پردهدار تو درت را بر کند
جان تو با تو به جان خصمی کند
هوش مصنوعی: پردهدار تو در را میگشاید، جانت با توست و با دشمنی جان تازهای پیدا میکند.
جمله ذرات زمین و آسمان
لشکر حقاند گاه امتحان
هوش مصنوعی: تمام اجزای زمین و آسمان مانند سربازان خداوند هستند و در برخی اوقات برای آزمایش به کار میروند.
باد را دیدی که با عادان چه کرد
آب را دیدی که در طوفان چه کرد
هوش مصنوعی: آیا باد را دیدی که چگونه با قوم عاد رفتار کرد؟ آیا آب را دیدی که در طوفان چه سرنوشتی پیدا کرد؟
آنچ بر فرعون زد آن بحر کین
وآنچ با قارون نمودست این زمین
هوش مصنوعی: آنچه که در دریا به فرعون آسیب رساند و آنچه که زمین به قارون نشان داد، نمادی از عواقب زیانبار کارهای نادرست و سرکشی است.
وآنچ آن بابیل با آن پیل کرد
وآنچ پشه کلهٔ نمرود خورد
هوش مصنوعی: آنچه که بابل با فیل خود انجام داد و آنچه که پشه به سر نمرود زد.
وآنک سنگ انداخت داودی بدست
گشت شصد پاره و لشکر شکست
هوش مصنوعی: داوود سنگی را پرتاب کرد که باعث شد دشمنانش شکست بخورند و لشکر آنها متلاشی شود.
سنگ میبارید بر اعدای لوط
تا که در آب سیه خوردند غوط
هوش مصنوعی: باران سنگی بر دشمنان لوط نازل شد تا اینکه در آب سیاه غوطهور شدند.
گر بگویم از جمادات جهان
عاقلانه یاری پیغامبران
هوش مصنوعی: اگر بگویم که موجودات بیجان در این دنیا به طرزی عاقلانه پیامبران را یاری میکنند.
مثنوی چندان شود که چل شتر
گر کشد عاجز شود از بار پر
هوش مصنوعی: اگر مثنوی آنقدر زیاد و سنگین شود که مثل چهل شتر بار بردارد، حتی قویترین فرد هم از تحمل این بار ناتوان میشود.
دست بر کافر گواهی میدهد
لشکر حق میشود سر مینهد
هوش مصنوعی: دست بر کافر گواهی میدهد، به این معناست که حتی دشمنان و مخالفان نیز به حقانیت و قدرت حقیقت پی میبرند و تسلیم آن میشوند. وقتی لشکر حق ظهور میکند، همانطور که سر بر زمین مینهد، به نشانهی تسلیم و اطاعت از حق است. در نهایت، قدرت و سادگی حقیقت باعث میشود که همه به آن اعتراف کنند، حتی اگر ابتدا در مقابل آن مقاومت کرده باشند.
ای نموده ضد حق در فعل درس
در میان لشکر اویی بترس
هوش مصنوعی: ای کسی که به ضد حق در عمل خود را نشان دادهای، در میان سپاه او هستی، حذر کن!
جزو جزوت لشکر او در وفاق
مر ترا اکنون مطیعاند از نفاق
هوش مصنوعی: جزء جزء لشکر او بر اتحاد تو اکنون در پیروی از نفاق هستند.
گر بگوید چشم را کو را فشار
درد چشم از تو بر آرد صد دمار
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید چشمانش را ببند، به خاطر درد چشمی که از تو ناشی میشود، از دل و جانش آسیب خواهد دید.
ور به دندان گوید او بنما وبال
پس ببینی تو ز دندان گوشمال
هوش مصنوعی: اگر کسی با کلمات تلخ و گزنده به تو چیزی بگوید، باید بدانی که آن سخنان به خود او برمیگردد و در واقع اوست که آسیب میبیند.
باز کن طب را بخوان باب العلل
تا ببینی لشکر تن را عمل
هوش مصنوعی: برو و علم پزشکی را بشناس تا بتوانی مشکلات جسمی را بهتر درک کنی و فهمیدی که جسم انسان مانند یک ارتش است که به عملکرد صحیح نیاز دارد.
چونک جان جان هر چیزی ویست
دشمنی با جان جان آسان کیست
هوش مصنوعی: هر موجودی دارای روح و جان خاصی است و هنگامی که جان یک چیز با جان چیز دیگری در تضاد قرار میگیرد، دشوار است که با آن دشمنی کرد.
خود رها کن لشکر دیو و پری
کز میان جان کنندم صفدری
هوش مصنوعی: خودت را از حضور لشکر دیوان و پریها آزاد کن، زیرا آنها به واسطهی جانم صفی میسازند.
ملک را بگذار بلقیس از نخست
چون مرا یابی همه ملک آن تست
هوش مصنوعی: پادشاهی را به بلقیس واگذار، چون در وجود من سلطنت توست. هرگاه مرا بیابی، همهی سلطنت متعلق به تو خواهد بود.
خود بدانی چون بر من آمدی
که تو بی من نقش گرمابه بدی
هوش مصنوعی: وقتی که تو به ملاقات من آمدی، خودت فهمیدی که بدون من چقدر دچار مشکل میشوی.
نقش اگر خود نقش سلطان یا غنیست
صورتست از جان خود بی چاشنیست
هوش مصنوعی: اگر نقشی به عنوان سلطان یا فردی ثروتمند وجود داشته باشد، آن تنها ظاهری است که از روح و جان انسان جداست و خود نمیتواند معنا و ماهیت واقعی را منتقل کند.
زینت او از برای دیگران
باز کرده بیهده چشم و دهان
هوش مصنوعی: زینت او برای خوشنودی دیگران است، در حالی که فقط چشم و دهان داشته باشد و این کار بیفایده است.
ای تو در بیگار خود را باخته
دیگران را تو ز خود نشناخته
هوش مصنوعی: تو در مشغلههای خود غرق شدهای و به دیگران اهمیت نمیدهی و آنها را از خود دور میدانی.
تو به هر صورت که آیی بیستی
که منم این والله آن تو نیستی
هوش مصنوعی: هر طور که بیایی، بدان که من اینجا هستم و تو نیستی.
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم و اندیشه مانی تا به حلق
هوش مصنوعی: مدتی به دور از مردم بگذران و در غم و فکر خود غرق شو تا به حقیقت برسید.
این تو کی باشی که تو آن اوحدی
که خوش و زیبا و سرمست خودی
هوش مصنوعی: این تو کی هستی که آنقدر خاص و زیبا و شاداب هستی؟
مرغ خویشی صید خویشی دام خویش
صدر خویشی فرش خویشی بام خویش
هوش مصنوعی: پرندهای که خود به دام میافتد، خود را در تنگنا میبیند. نشیمنگاه و مکانی که در آن زندگی میکند، تنها به خود او وابسته است.
جوهر آن باشد که قایم با خودست
آن عرض باشد که فرع او شدست
هوش مصنوعی: جوهر چیزی اساس و ذات آن است که مستقل و پایدار باقی میماند، در حالی که عرض یا ویژگیهای ظاهری آن، وابسته به جوهر و فرع بر آن است.
گر تو آدمزادهای چون او نشین
جمله ذریات را در خود ببین
هوش مصنوعی: اگر تو هم مانند او انسانی هستی، پس باید تمام موجودات را در درون خود حس کنی.
چیست اندر خم که اندر نهر نیست
چیست اندر خانه کاندر شهر نیست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که چه چیزی در جایی وجود دارد که در مکان دیگری وجود ندارد. به طور خاص، او درباره چیزی صحبت میکند که در خمی وجود دارد اما در نهر دیده نمیشود و چیزی که در یک خانه موجود است اما در شهر نیست. این بیت به نوعی به تضاد و تفاوت بین مکانها واشیاء اشاره دارد.
این جهان خمست و دل چون جوی آب
این جهان حجرهست و دل شهر عجاب
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک دایره است و دل انسان مانند جویباری است که در آن جاری میشود. این دنیا مانند اتاقی است و دل انسان شهری پر از شگفتیها و عجایب است.