برگردان به زبان ساده
ملک برهم زن تو ادهموار زود
تا بیابی همچو او ملک خلود
هوش مصنوعی: ای پادشاه، با شجاعت و جدیت بر کارها مسلط شو تا بتوانی مانند او به جاودانگی دست یابی.
خفته بود آن شه شبانه بر سریر
حارسان بر بام اندر دار و گیر
هوش مصنوعی: در شب، آن پادشاه بر تخت خود در موقعیتی خوابیده بود که نزدیک به دیوار و نگهبانان است.
قصد شه از حارسان آن هم نبود
که کند زان دفع دزدان و رنود
هوش مصنوعی: پادشاه از حارسها و نگهداران خود به این خاطر استفاده نکرد که آنها را برای مقابله با دزدی و آزار دیگران به کار بگیرد.
او همی دانست که آن کو عادلست
فارغست از واقعه آمن دلست
هوش مصنوعی: او میدانست که کسی که عادل و درستکار است از حوادث و مشکلات این دنیای ناامن بیخیال است و دلش آرام است.
عدل باشد پاسبان گامها
نه به شب چوبکزنان بر بامها
هوش مصنوعی: عدل باید حفاظت کند از قدمها، نه اینکه در شب به شکایت و سر و صدا بر بامها بپردازد.
لیک بد مقصودش از بانگ رباب
همچو مشتاقان خیال آن خطاب
هوش مصنوعی: اما آنچه او میخواهد از صدای رباب، همچون عاشقان، بیان تمنا و آرزو است.
نالهٔ سرنا و تهدید دهل
چیزکی ماند بدان ناقور کل
هوش مصنوعی: صدای سرنا و تهدید طبل به نوعی شبیه به صدای ناقوس است.
پس حکیمان گفتهاند این لحنها
از دوار چرخ بگرفتیم ما
هوش مصنوعی: حکماء میگویند ما این لحنها را از تغییر و تحولات زندگی گرفتیم.
بانگ گردشهای چرخست این که خلق
میسرایندش به تنبور و به حلق
هوش مصنوعی: صدای چرخش و حرکت دنیا است که مردم آن را با تنبور و آواز میخوانند.
مؤمنان گویند که آثار بهشت
نغز گردانید هر آواز زشت
هوش مصنوعی: مؤمنان میگویند که نشانهها و جلوههای بهشت زیباست و هر صدای ناخوشایند و زشت را از بین میبرد.
ما همه اجزای آدم بودهایم
در بهشت آن لحنها بشنودهایم
هوش مصنوعی: ما تماماً بخشی از وجود آدم بودهایم و در بهشت، آن نواهای زیبا را شنیدهایم.
گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی
یادمان آمد از آنها چیزکی
هوش مصنوعی: اگرچه بر ما آبی و گلی ریخته شد، اما یادمان همواره از آنها نکتهای به یاد دارد.
لیک چون آمیخت با خاک کرب
کی دهند این زیر و آن بم آن طرب
هوش مصنوعی: اما وقتی که با خاک کربلا آمیخته شود، دیگر چه کسی میتواند این شور و حال را به اوج برساند یا پایین بیاورد؟
آب چون آمیخت با بول و کمیز
گشت ز آمیزش مزاجش تلخ و تیز
هوش مصنوعی: وقتی آب با ادرار مخلوط میشود، طعم و مزهاش تلخ و تند میشود.
چیزکی از آب هستش در جسد
بول گیرش آتشی را میکشد
هوش مصنوعی: چیزی از آب در بدن او وجود دارد که آتش را خاموش میکند.
گر نجس شد آب این طبعش بماند
که آتش غم را به طبع خود نشاند
هوش مصنوعی: اگر آب آلوده شود، طبیعتش تغییر نمیکند و آتش غم را به خود جذب میکند.
پس غدای عاشقان آمد سماع
که درو باشد خیال اجتماع
هوش مصنوعی: پس غذای عاشقان، سماع است که در آن، خیال یکپارچگی و نزدیکی وجود دارد.
قوتی گیرد خیالات ضمیر
بلک صورت گردد از بانگ و صفیر
هوش مصنوعی: خیالات و افکار درون انسان قوت میگیرند و شکل میگیرند، اما این شکلگیری به این دلیل است که از صداها و نداها تأثیر میپذیرند.
آتش عشق از نواها گشت تیز
آن چنان که آتش آن جوزریز
هوش مصنوعی: شعلههای عشق به اندازهای شدت گرفتند که همانند آتش درخت گردو مجدداً شعلهور شدند.