برگردان به زبان ساده
آن یکی درویش گفت اندر سمر
خضریان را من بدیدم خواب در
هوش مصنوعی: یک درویش گفت که در باغ سبز خضر، خواب عجیبی دیدم.
گفتم ایشان را که روزی حلال
از کجا نوشم که نبود آن وبال
هوش مصنوعی: به او گفتم که چگونه میتوانم روزی حلال به دست آورم که باعث دردسر و مشکل نشود.
مر مرا سوی کهستان راندند
میوهها زان بیشه میافشاندند
هوش مصنوعی: مرا به سمت کوهستان فرستادند و میوهها از آن جنگل بر زمین میریختند.
که خدا شیرین بکرد آن میوه را
در دهان تو به همتهای ما
هوش مصنوعی: خداوند به واسطه تلاشهای ما، آن میوه را در دهان تو شیرین کرده است.
هین بخور پاک و حلال و بیحساب
بی صداع و نقل و بالا و نشیب
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که غذاهای پاک، حلال و بدون حساب و کتاب بخوری، تا اینکه از دردسرها و مشکلات زندگی دور باشی و در نوسانات آن گرفتار نشوی.
پس مرا زان رزق نطقی رو نمود
ذوق گفت من خردها میربود
هوش مصنوعی: پس از آنکه ذوق و شوق به من الهام شد، به من نشان داد که از آن رزق و نعمت نطق و بیان، بهرهمند شدهام و میفهمم که این توانایی درک و خرد مرا مغلوب میسازد.
گفتم این فتنهست ای رب جهان
بخششی ده از همه خلقان نهان
هوش مصنوعی: گفتم این یک مشکل بزرگ است، ای پروردگار، لطفی کن و از میان همهی مردم، به طور پنهانی یاریام کن.
شد سخن از من دل خوش یافتم
چون انار از ذوق میبشکافتم
هوش مصنوعی: وقتی که درباره من صحبت میشود، خوشحال میشوم مثل اناری که از خوشحالی میشکفد و طعمی شیرین میدهد.
گفتم ار چیزی نباشد در بهشت
غیر این شادی که دارم در سرشت
هوش مصنوعی: گفتم اگر در بهشت هیچ چیز دیگری نباشد جز این شادی که در وجودم دارم، باز هم کافی است.
هیچ نعمت آرزو ناید دگر
زین نپردازم به حور و نیشکر
هوش مصنوعی: هیچ نعمتی به اندازه رضایت و آرامش دل برایم مهم نیست و دیگر به دنبال لذتهای دنیوی مثل حور و نیشکر نمیروم.
مانده بود از کسب یک دو حبهام
دوخته در آستین جبهام
هوش مصنوعی: از تلاش و زحمتی که کشیدم، فقط دو دانه به دست آوردم و آنها را در آستین جبهام پنهان کردهام.