برگردان به زبان ساده
اندر آن بودیم کان شخص از عسس
راند اندر باغ از خوفی فرس
هوش مصنوعی: در آن زمان، ما در باغی بودیم که نگرانی از حضور نگهبان باعث فرار شخصی شد.
بود اندر باغ آن صاحبجمال
کز غمش این در عنا بد هشت سال
هوش مصنوعی: در باغ آن شخص زیبا، به خاطر غم او بیوقفه هشت سال در این حال و روز هستم.
سایهٔ او را نبود امکان دید
همچو عنقا وصف او را میشنید
هوش مصنوعی: شما نمیتوانید سایه او را ببینید، همانطور که امکان ندارد خود عنقا را دید. فقط میتوانید وصف و ویژگیهای او را بشنوید.
جز یکی لقیه که اول از قضا
بر وی افتاد و شد او را دلربا
هوش مصنوعی: جز یک شگفتی که به طور ناگهانی بر او نازل شد و او را جذاب کرد.
بعد از آن چندان که میکوشید او
خود مجالش مینداد آن تندخو
هوش مصنوعی: او هرچقدر که تلاش میکرد، آن فرد تندخو به او اجازه نمیداد.
نه به لابه چاره بودش نه به مال
چشم پر و بیطمع بود آن نهال
هوش مصنوعی: آن درخت نه به زاری و التماس نیاز داشت و نه به ثروت، بلکه بدون طمع، چشمانش پر از خلوص و صفا بود.
عاشق هر پیشهای و مطلبی
حق بیالود اول کارش لبی
هوش مصنوعی: هر کسی در عشق و حرفهای خاص خود غرق شده است و در آغاز راهش، زبانش یا گفتهاش حقایق را بیدار میکند و به حقیقت نزدیک میسازد.
چون بدان آسیب در جست آمدند
پیش پاشان مینهد هر روز بند
هوش مصنوعی: زمانی که به سراغ آسیب و مشکل میروند، هر روز مانند بند به پای خود میافکنند.
چون در افکندش بجست و جوی کار
بعد از آن در بست که کابین بیار
هوش مصنوعی: پس از اینکه او را به زمین انداخت، به جستجوی کار مشغول شد و بعد از آن به صحبت در مورد مهر و موم نکاح پرداخت.
هم بر آن بو میتنند و میروند
هر دمی راجی و آیس میشوند
هوش مصنوعی: هر لحظه، عطر و بوی خاصی را به جان میپذیرند و در این حال، به آرامش و سکوت میرسند.
هر کسی را هست اومید بری
که گشادندش در آن روزی دری
هوش مصنوعی: هر کسی امیدی دارد که در آن روز خاص، درها به رویش گشوده خواهد شد.
باز در بستندش و آن درپرست
بر همان اومید آتش پا شدست
هوش مصنوعی: او را دوباره دربستهاند و کسی که با او در ارتباط بوده، همچنان به امیدی که دارد، در آتش عشق او شعلهور شده است.
چون درآمد خوش در آن باغ آن جوان
خود فرو شد پا به گنجش ناگهان
هوش مصنوعی: زمانی که آن جوان خوشچهره به باغ وارد شد، ناگهان خود را در دل زیباییها و گنجینههای آنجا غرق کرد.
مر عسس را ساخته یزدان سبب
تا ز بیم او دود در باغ شب
هوش مصنوعی: خداوند نگهبانی را قرار داده تا به خاطر ترس او، در باغ شب، دود برپا شود.
بیند آن معشوقه را او با چراغ
طالب انگشتری در جوی باغ
هوش مصنوعی: او با چراغی در دست، معشوقهاش را در حالی که به دنبال یک انگشتری در جوی باغ میگردد تماشا میکند.
پس قرین میکرد از ذوق آن نفس
با ثنای حق دعای آن عسس
هوش مصنوعی: پس در شوق و ذوق آن نفس، دعای نگهبان با ستایش خداوند همراه میشود.
که زیان کردم عسس را از گریز
بیست چندان سیم و زر بر وی بریز
هوش مصنوعی: من به خاطر فرار از عذاب و دردسر، به نگهبان مقدار زیادی طلا و نقره هدیه میزنم.
از عوانی مر ورا آزاد کن
آنچنان که شادم او را شاد کن
هوش مصنوعی: او را از قید و بندهای زندگی آزاد کن، به گونهای که خودت نیز خوشحال شوی و او را نیز شاد کنی.
سعد دارش این جهان و آن جهان
از عوانی و سگیاش وا رهان
هوش مصنوعی: سعد در این دنیا و آن دنیا از بند گناه و پلیدی رها میشود.
گرچه خوی آن عوان هست ای خدا
که هماره خلق را خواهد بلا
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او به طبع موجب آسیب و بلا برای مردم است، ای خدا، آیا تو همیشه اجازه میدهی که خلق تحت تاثیر او قرار بگیرند؟
گر خبر آید که شه جرمی نهاد
بر مسلمانان شود او زفت و شاد
هوش مصنوعی: اگر خبر بیاید که پادشاهی بر مسلمانان ظلمی کرده، او به شدت نگران و ناراحت خواهد شد.
ور خبر آید که شه رحمت نمود
از مسلمانان فکند آن را به جود
هوش مصنوعی: اگر خبر برسد که پادشاه به مسلمانان رحمت کرده و آن را با بخشش خود پخش کند،
ماتمی در جان او افتد از آن
صد چنین ادبارها دارد عوان
هوش مصنوعی: او به خاطر آن همه بدبختیها و ناامیدیها، در دلش حالتی از اندوه و ماتم بوجود آمده است.
او عوان را در دعا در میکشید
کز عوان او را چنان راحت رسید
هوش مصنوعی: او در دعاهایش عوان را به خود attracted میکرد، چرا که از برکت عوان اینگونه آرامش نصیبش میشد.
بر همه زهر و برو تریاق بود
آن عوان پیوند آن مشتاق بود
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که در برابر همه مشکلات و رنجها، راهی وجود دارد که میتواند ما را نجات دهد. این راه به نوعی ارتباط و پیوند با علاقه و آرزوهای عمیق فرد مرتبط است. به عبارتی، محبت و اشتیاق میتواند ما را از تلخیها و خطرات زندگی محافظت کند.
پس بد مطلق نباشد در جهان
بد به نسبت باشد این را هم بدان
هوش مصنوعی: بدی در جهان مطلق نیست و هر نوع بدی به نسبت به چیزی یا کسی دیگر وجود دارد. بنابراین باید با این دیدگاه به بدیها نگاه کرد.
در زمانه هیچ زهر و قند نیست
که یکی را پا دگر را بند نیست
هوش مصنوعی: در این دوران، هیچ چیز کاملاً بد یا خوب وجود ندارد؛ هر چیزی هم میتواند به کسی آسیب بزند و هم به دیگری کمک کند.
مر یکی را پا دگر را پایبند
مر یکی را زهر و بر دیگر چو قند
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگیاش ممکن است تجربههای مختلفی داشته باشد؛ برخی ممکن است با سختیها و تلخیها روبهرو شوند، در حالی که برای دیگران، زندگی پر از شیرینی و لذت است. این تفاوتها در سرنوشت و حال و روز افراد به وضوح قابل مشاهده است.
زهر مار آن مار را باشد حیات
نسبتش با آدمی باشد ممات
هوش مصنوعی: زهر مار برای خودش زندگی به همراه دارد، اما این زهر برای انسان میتواند مرگ و نابودی به ارمغان بیاورد.
خلق آبی را بود دریا چو باغ
خلق خاکی را بود آن مرگ و داغ
هوش مصنوعی: مردم همچون دریا هستند، برای کسانی که روحشان زنده و شاداب است. اما برای افرادی که در غم و عذاب به سر میبرند، زندگی همچون خاک و مرگ و سوگ میباشد.
همچنین بر میشمر ای مرد کار
نسبت این از یکی کس تا هزار
هوش مصنوعی: ای مرد، برای دست یافتن به رابطهها و مقایسهها در زندگی، از یک نفر تا هزار نفر را در نظر بگیر و آنها را بشمار.
زید اندر حق آن شیطان بود
در حق شخصی دگر سلطان بود
هوش مصنوعی: زید در حقیقت مانند شیطان است، اما در مورد فرد دیگری مانند سلطانی رفتار میکند.
آن بگوید زید صدیق سنیست
وین بگوید زید گبر کشتنیست
هوش مصنوعی: یک نفر میگوید زید فردی راستگوی سنی است و دیگری میگوید زید کافر و مستحق مرگ است.
گر تو خواهی کو ترا باشد شکر
پس ورا از چشم عشاقش نگر
هوش مصنوعی: اگر تو میخواهی کسی را که برایت شیرین است پیدا کنی، پس به چشمهای عاشقانش نگاه کن.
منگر از چشم خودت آن خوب را
بین به چشم طالبان مطلوب را
هوش مصنوعی: به آن زیبای دلانگیز از دید خودت نگاه نکن، بلکه به چشم کسانی که به دنبال او هستند، بنگر.
چشم خود بر بند زان خوشچشم تو
عاریت کن چشم از عشاق او
هوش مصنوعی: چشم خود را ببند و از زیبایی نگاه او بهره ببر، چرا که عاشقان او چشم به روی آن باز کردهاند.
بلک ازو کن عاریت چشم و نظر
پس ز چشم او بروی او نگر
هوش مصنوعی: به جای اینکه به دقت به او نگاه کنی، فقط از او یک نگاه قرضی بگیر و سپس از نگاه او به خودش نگاه کن.
تا شوی آمن ز سیری و ملال
گفت کان الله له زین ذوالجلال
هوش مصنوعی: برای آنکه از سیری و کلافگی در امان باشی، بدان که خداوند دارای جمال و شکوه است.
چشم او من باشم و دست و دلش
تا رهد از مدبریها مقبلش
هوش مصنوعی: چشمان او به من تعلق دارند و دست و دلش منتظرند تا از توطئهها و حرکتهای عاقلانه رهایی یابند.
هر چه مکروه ست چون شد او دلیل
سوی محبوبت حبیبست و خلیل
هوش مصنوعی: هر چیزی که ناپسند به نظر میرسد، وقتی به عشق و محبت تو میرسد، به محبوب و دوستداشتنی تبدیل میشود.