برگردان به زبان ساده
قصهٔ عثمان که بر منبر برفت
چون خلافت یافت بشتابید تفت
هوش مصنوعی: داستان عثمان که زمانی که به خلافت رسید، به سرعت به بالای منبر رفت و سخنرانی کرد.
منبر مهتر که سهپایه بدست
رفت بوبکر و دوم پایه نشست
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده است که رهبری و مقام پراهمیت در گذشته به بوبکر سپرده شده است. او شخصیتی است که بر اساس شایستگی و توانمندی، به مقام رهبری دست یافته و جایگاهش با تکیه بر اصول و پایههای استوار است.
بر سوم پایه عمر در دور خویش
از برای حرمت اسلام و کیش
هوش مصنوعی: در زندگیام، برای احترام به اسلام و دین خود، بر پایههای سوم ایستادهام.
دور عثمان آمد او بالای تخت
بر شد و بنشست آن محمودبخت
هوش مصنوعی: در دورانی که عثمان بر روی تخت سلطنت قرار گرفت و آرام نشسته بود، او شخصی خوششانس و نیکبخت به شمار میرفت.
پس سؤالش کرد شخصی بوالفضول
که آن دو ننشستند بر جای رسول
هوش مصنوعی: کسی از بوالفضول سوال کرد که چرا آن دو نفر در مقام پیامبر ننشستند؟
پس تو چون جستی ازیشان برتری
چون برتبت تو ازیشان کمتری
هوش مصنوعی: وقتی تو از آنها بلندتر و عالیتر هستی، نشان میدهد که در ظرفیت و تواناییهایت از آنها پایینتری.
گفت اگر پایهٔ سوم را بسپرم
وهم آید که مثال عمرم
هوش مصنوعی: اگر من پایهٔ سوم را کنار بگذارم، ممکن است اوضاعی پیش بیاید که شبیه عمرم باشد.
بر دوم پایه شوم من جایجو
گویی بوبکرست و این هم مثل او
هوش مصنوعی: من میخواهم بر دو پایه بایستم، همچون بوبکر که معروف است به جستجوگری و پیدا کردن مسیر، و من هم مانند او هستم.
هست این بالا مقام مصطفی
وهم مثلی نیست با آن شه مرا
هوش مصنوعی: این بالا مقام پیامبر است و هیچ چیزی شبیه به او وجود ندارد، او با آن شهرت و ویژگیهای خاصش برای من بینظیر است.
بعد از آن بر جای خطبه آن ودود
تا به قرب عصر لبخاموش بود
هوش مصنوعی: پس از آن، پس از بیان خطبه، آن محبوب تا نزدیک عصر آرام و بیصدا بود.
زهره نه کس را که گوید هین بخوان
یا برون آید ز مسجد آن زمان
هوش مصنوعی: هیچکس را نیست که بگوید که زهره، بیا بخوان یا اینکه از مسجد خارج شو، در آن زمان.
هیبتی بنشسته بد بر خاص و عام
پر شده نور خدا آن صحن و بام
هوش مصنوعی: یک شگفتی و جلوهای عظیم در میان مردم و خاص و عام مشاهده میشود که نور خدا تمام آن مکان و فضا را پر کرده است.
هر که بینا ناظر نورش بدی
کور زان خورشید هم گرم آمدی
هوش مصنوعی: هر کس که بصیر و بیناست، اگر به نور آن خورشید نگاه کند، ممکن است که دیدش را از دست بدهد. از این رو، حتی از گرمای آن خورشید نیز آسیب میبیند.
پس ز گرمی فهم کردی چشم کور
که بر آمد آفتابی بیفتور
هوش مصنوعی: پس از اینکه با درک و بصیرت خود فهمیدی، متوجه شدی که چشمان نابینا با طلوع خورشید دیگر مشکلی نخواهند داشت و نور بیوقفهای در زندگی آنها جریان خواهد یافت.
لیک این گرمی گشاید دیده را
تا ببیند عین هر بشنیده را
هوش مصنوعی: اما این گرما باعث میشود که چشم باز شود و انسان بتواند واقعیت هر آنچه را که شنیده، ببیند.
گرمیش را ضجرتی و حالتی
زان تبش دل را گشادی فسحتی
هوش مصنوعی: گرما و حرارتش موجب دلتنگی و حالتی خاص شد و در نتیجه، دل را از غم و تنگی رها کرد و فضا را باز کرد.
کور چون شد گرم از نور قدم
از فرح گوید که من بینا شدم
هوش مصنوعی: کور که وقتی از نور قدم گرم شد، از شادی میگوید که من بینا شدم.
سخت خوش مستی ولی ای بوالحسن
پارهای راهست تا بینا شدن
هوش مصنوعی: بسیار خوب است که شاد و سرخوش هستی، اما ای بوالحسن، هنوز راهی هست که باید طی کنی تا به دانایی و بینش عمیقتری دست یابی.
این نصیب کور باشد ز آفتاب
صد چنین والله اعلم بالصواب
هوش مصنوعی: اگر یک نابینا هم بتواند از تابش آفتاب بهرهمند شود، پس به چه اندازه دیگران میتوانند بهرهمند شوند. و خداوند بهتر میداند کدام کار درست است.
وآنک او آن نور را بینا بود
شرح او کی کار بوسینا بود
هوش مصنوعی: او آن نور را میبیند و درک میکند، اما توضیح دادن آن نور چگونه ممکن است؟
ور شود صد تو که باشد این زبان
که بجنباند به کف پردهٔ عیان
هوش مصنوعی: اگر هزاران شما هم در کار باشید، این زبان چگونه میتواند پردهٔ آشکار را به حرکت درآورد؟
وای بر وی گر بساید پرده را
تیغ اللهی کند دستش جدا
هوش مصنوعی: ای کاش بر او بیفتد، اگر پرده را کنار بزند، تیغ الهی دستش را قطع میکند.
دست چه بود خود سرش را بر کند
آن سری کز جهل سرها میکند
هوش مصنوعی: چه دستی میتواند سر خود را جدا کند، در حالی که آن سری که از نادانی دیگران را میبرد، دیگران را نابود میکند؟
این به تقدیر سخن گفتم ترا
ورنه خود دستش کجا و آن کجا
هوش مصنوعی: من این کلمات را به خاطر تقدیر و سرنوشت گفتم، وگرنه خودم هم میدانم که من کجا هستم و دست من کجا قرار دارد.
خاله را خایه بدی خالو شدی
این به تقدیر آمدست ار او بدی
هوش مصنوعی: اگر به عمهات احترام نگذاری، به همان اندازه میتوانی در روابط و مناسبات خانوادگی دچار مشکل شوی. این وضعیت مقدر شده است و اگر چنین احترامی را قائل نباشی، عواقبش مشخص است.
از زبان تا چشم کو پاک از شک ست
صد هزاران ساله گویم اندکست
هوش مصنوعی: از دهن تا نگاه اگرچه سالها در دل شکستگیها و مشکلات وجود داشته، اما چیزی که میگویم خیلی کم است.
هین مشو نومید نور از آسمان
حق چو خواهد میرسد در یک زمان
هوش مصنوعی: هرگز ناامید نشو؛ نور و روشنایی از جانب خداوند به زمین میآید و در یک زمان مشخص به تو میرسد.
صد اثر در کانها از اختران
میرساند قدرتش در هر زمان
هوش مصنوعی: به وسیلهی قدرتی که دارد، در هر زمان نشانههایی از ستارهها به ما منتقل میشود.
اختر گردون ظلم را ناسخست
اختر حق در صفاتش راسخست
هوش مصنوعی: ستارهی آسمان ظلم، زبونترین ستاره است و ستارهی حق در ویژگیهایش راسخ و ثابت است.
چرخ پانصد ساله راه ای مستعین
در اثر نزدیک آمد با زمین
هوش مصنوعی: ای چرخ کهن و دوراندار، به کمک خداوند، پس از پانصد سال، به زمین نزدیکتر شدهای.
سه هزاران سال و پانصد تا زحل
دم بدم خاصیتش آرد عمل
هوش مصنوعی: به مدت سه هزار و پانصد سال، زحل به طور مداوم تاثیراتش را بر اعمال مردم نمایان میسازد.
در همش آرد چو سایه در ایاب
طول سایه چیست پیش آفتاب
هوش مصنوعی: وقتی سایه به حرکت در میآید، در واقع خود را با طولانی شدن یا کوتاه شدن متناسب با زاویه تابش آفتاب تطبیق میدهد. در مقابل نور آفتاب، طول سایه در واقع چیزی نیست و تنها نشانهای از وجود نور و تغییرات آن است.
وز نفوس پاک اختروش مدد
سوی اخترهای گردون میرسد
هوش مصنوعی: از روحهای پاک و نیکو، یاری به سوی ستارههای آسمانی میرسد.
ظاهر آن اختران قوام ما
باطن ما گشته قوام سما
هوش مصنوعی: ظاهر ستارهها نشاندهندهی استحکام و پایداری وجود ماست و درون ما نیز به همان اندازگی که در ظاهر دیده میشود، قوام و استحکام دارد.