برگردان به زبان ساده
گرچه بر ناید به جهد و زور تو
لیک مسجد را برآرد پور تو
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است تلاش و قدرت تو کافی نباشد، اما فرزند تو میتواند مسجد را برپا کند و از خود نشانی به جا بگذارد.
کردهٔ او کردهٔ تست ای حکیم
مؤمنان را اتصالی دان قدیم
هوش مصنوعی: ای حکیم، کردارهای او در واقع نشاندهندهٔ کردارهای توست، پس این ارتباط را به قدیم و دیرینه دان.
مؤمنان معدود لیک ایمان یکی
جسمشان معدود لیکن جان یکی
هوش مصنوعی: مؤمنان شاید کم شمار باشند، اما ایمانشان واحد و یکپارچه است. هرچند که جسمهایشان متفاوت و متنوع است، اما روح و جانشان یکی و مشترک است.
غیرفهم و جان که در گاو و خرست
آدمی را عقل و جانی دیگرست
هوش مصنوعی: انسانها با وجود بدنهای مادی و حیوانی، از عقل و روحی متفاوت برخوردارند که آنها را از دیگر موجودات متمایز میکند.
باز غیرجان و عقل آدمی
هست جانی در ولی آن دمی
هوش مصنوعی: انسان تنها به وجود خود و عقلش محدود نیست، زیرا در وجود او یک روح الهی نیز وجود دارد که در لحظات خاص، هوش و درک او را ارتقا میدهد.
جان حیوانی ندارد اتحاد
تو مجو این اتحاد از روح باد
هوش مصنوعی: حیات در دنیای حیوانات بر اثر همبستگی و اتحاد آنها نیست. این همبستگی از روح و انرژی زندگی به مانند باد است و نباید به آن وابسته شوی.
گر خورد این نان نگردد سیر آن
ور کشد بار این نگردد او گران
هوش مصنوعی: اگر این نان خورده شود، شخص سیر نخواهد شد و بار این شخص سنگین نخواهد شد.
بلک این شادی کند از مرگ او
از حسد میرد چو بیند برگ او
هوش مصنوعی: شاید این شادی به خاطر مرگ او باشد، زیرا حسادت او باعث میشود که وقتی زیبایی و کامیابی او را میبیند، از حسرت بمیرد.
جان گرگان و سگان هر یک جداست
متحد جانهای شیران خداست
هوش مصنوعی: جانها و روحهای گرگها و سگها از یکدیگر متفاوتاند، اما روحهای شیران، همگی به خدا پیوسته و متحد هستند.
جمع گفتم جانهاشان من به اسم
کان یکی جان صد بود نسبت به جسم
هوش مصنوعی: من در جمعی از آنها نامشان را ذکر کردم و به این نکته اشاره کردم که هر یک از آنان به نوعی مثل یک جان هستند که به جسمهایشان نسبت داده میشود، به گونهای که تعداد جانها بیشتر از تعداد جسمهاست.
همچو آن یک نور خورشید سما
صد بود نسبت بصحن خانهها
هوش مصنوعی: وقتی که نور خورشید به خانهها میتابد، در واقع هر خانه را مانند صدای خوشی از نور پر میکند. این نشاندهنده روشنی و زندگی است که در هر مکان به وجود میآورد.
لیک یک باشد همه انوارشان
چونک برگیری تو دیوار از میان
هوش مصنوعی: اما نورهای آنها همه یکی است، چون اگر دیواری را از میان برداری، همه چیز به یکدیگر متصل میشود.
چون نماند خانهها را قاعده
مؤمنان مانند نفس واحده
هوش مصنوعی: وقتی که در خانهها دیگر اصول و قواعد مؤمنان برقرار نباشد، مانند این است که فقط یک نفس واحد وجود دارد.
فرق و اشکالات آید زین مقال
زانک نبود مثل این باشد مثال
هوش مصنوعی: اختلافات و مشکلات ناشی از این گفتار است، زیرا هیچ نمونهای مشابه این وجود ندارد.
فرقها بیحد بود از شخص شیر
تا به شخص آدمیزاد دلیر
هوش مصنوعی: تفاوتها بسیار زیاد و مشخص است بین یک شیر و یک انسان دلیر.
لیک در وقت مثال ای خوشنظر
اتحاد از روی جانبازی نگر
هوش مصنوعی: اما در زمان مثال، ای خوشچهره، به اتحاد در نگاه جانبازی توجه کن.
کان دلیر آخر مثال شیر بود
نیست مثل شیر در جملهٔ حدود
هوش مصنوعی: شجاعت او مانند شیر بود و هیچکس در میان مردم به اندازه او دلیر و بیباک نیست.
متحد نقشی ندارد این سرا
تا که مثلی وا نمایم من ترا
هوش مصنوعی: اینجا هیچ نشانی از یک فرد خاص وجود ندارد تا زمانی که من تو را به شکلی شبیه خودت معرفی کنم.
هم مثال ناقصی دست آورم
تا ز حیرانی خرد را وا خرم
هوش مصنوعی: من مانند یک موجود ناقص به جستجوی حقیقت و دانش میروم تا از سرگشتگی و گیجی ذهن خود رها شوم.
شب بهر خانه چراغی مینهند
تا به نور آن ز ظلمت میرهند
هوش مصنوعی: در شب برای هر خانه چراغی قرار میدهند تا به وسیله نور آن، از تاریکی دور شوند.
آن چراغ این تن بود نورش چو جان
هست محتاج فتیل و این و آن
هوش مصنوعی: این بدن مانند چراغی است که نور آن شبیه به جان است. نور چراغ برای روشنایی به فتیله و دیگر موارد نیاز دارد.
آن چراغ شش فتیلهٔ این حواس
جملگی بر خواب و خور دارد اساس
هوش مصنوعی: این چراغ که دارای شش فتیله است، تمام حواس ما را تحت تاثیر قرار داده و پایهگذار خواب و خوراک ماست.
بیخور و بیخواب نزید نیم دم
با خور و با خواب نزید نیز هم
هوش مصنوعی: نه در خواب و نه در خوراک، نزدیک نمیشوم، چون با خواب و خوراک هم نزدیک نمیشوم.
بیفتیل و روغنش نبود بقا
با فتیل و روغن او هم بیوفا
هوش مصنوعی: بدون فتیله و روغن، چیزی نمیتواند پابرجا بماند، حتی با داشتن فتیله و روغن هم وفادار نیست.
زانک نور علتیاش مرگجوست
چون زید که روز روشن مرگ اوست
هوش مصنوعی: چون نور به جستجوی علتی است که آن را میسازد، به مانند زیدی که در روز روشن با مرگش رو به رو میشود.
جمله حسهای بشر هم بیبقاست
زانک پیش نور روز حشر لاست
هوش مصنوعی: تمام احساسات و ویژگیهای بشری ماندگار نیستند، زیرا در برابر روشنایی روز قیامت ناپدید خواهند شد.
نور حس و جان بابایان ما
نیست کلی فانی و لا چون گیا
هوش مصنوعی: نور حس و جان در واقع از پدران ما نیست، بلکه چیزی است گذرا و محدود مانند گیاهان.
لیک مانند ستاره و ماهتاب
جمله محوند از شعاع آفتاب
هوش مصنوعی: اما مانند ستاره و ماه، همگی تحت تأثیر نور آفتاب قرار دارند.
آنچنان که سوز و درد زخم کیک
محو گردد چون در آید مار الیک
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان شده که وقتی زخم و درد ناشی از یک مشکل به مرور زمان فروکش میکند، همانطور که زخم کیک به تدریج محو میشود، وجود خطر یا مشکلی دیگر مثل مار به شکل ناگهانی نمایان میشود. به عبارتی، وقتی که غم و درد کمتر میشود، یک خطر جدید خود را نشان میدهد.
آنچنان که عور اندر آب جست
تا در آب از زخم زنبوران برست
هوش مصنوعی: عور، به دلیل آسیبهایی که از نیش زنبورها خورده، به دنبال روشی میگردد تا از درد و رنج خود خلاص شود و در این مسیر به آب پناه میبرد.
میکند زنبور بر بالا طواف
چون بر آرد سر ندارندش معاف
هوش مصنوعی: زنبور هنگامی که بر فراز چیزی میچرخد، بدون اینکه چیزی بر روی سرش بیفتد، آزاد و رهاست.
آب ذکر حق و زنبور این زمان
هست یاد آن فلانه وان فلان
هوش مصنوعی: در حال حاضر، یادآوری نام حق و ذکر آن مانند آبی است که زنبور آن را مینوشد. این اشاره به اهمیت یادآوری و ذکر نام خدا دارد و نشاندهندهٔ توجه به مسائل معنوی در زمان حاضر است.
دم بخور در آب ذکر و صبر کن
تا رهی از فکر و وسواس کهن
هوش مصنوعی: لحظهای در آب ذکر و یاد خدا بمان و صبر کن تا راهی پیدا کنی از افکار و نگرانیهای قدیمی.
بعد از آن تو طبع آن آب صفا
خود بگیری جملگی سر تا به پا
هوش مصنوعی: پس از آن، تو هم خود را با صفای آن آب تطبیق خواهی داد و به طور کامل از سر تا پا تحت تأثیر قرار میگیری.
آنچنان که از آب آن زنبور شر
میگریزد از تو هم گیرد حذر
هوش مصنوعی: همانطور که زنبور از آب فرار میکند، تو نیز باید از بدیها دوری کنی.
بعد از آن خواهی تو دور از آب باش
که بسر همطبع آبی خواجهتاش
هوش مصنوعی: پس از آن میخواهی دور از آب بمانی، زیرا که به طبع خودت وابستگی شوی.
بس کسانی کز جهان بگذشتهاند
لا نیند و در صفات آغشتهاند
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که از دنیا رفتهاند، همچنان در یاد و صفات خوبشان باقی ماندهاند.
در صفات حق صفات جملهشان
همچو اختر پیش آن خور بینشان
هوش مصنوعی: در صفات خداوند، تمام ویژگیها مانند ستارههایی هستند که در مقابل خورشید، که وجودش روشن و مشخص است، هیچ نشانی از خود ندارند.
گر ز قرآن نقل خواهی ای حرون
خوان جمیع هم لدینا محضرون
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از قرآن نقل کنی، ای حرون، همه ما در محضر تو هستیم.
محضرون معدوم نبود نیک بین
تا بقای روحها دانی یقین
هوش مصنوعی: اگر کسی با دید باز و درست به واقعیتها نگاه کند، متوجه میشود که وجود و بقای روحها حقیقی است و هیچ چیز وجود ندارد که آن را از بین ببرد.
روح محجوب از بقا بس در عذاب
روح واصل در بقا پاک از حجاب
هوش مصنوعی: روحی که در برابر حقایق الهی پوشیده و محجوب است، به خاطر عدم اتصال به بقا و وجود حقیقی در رنج و عذاب است. اما روحی که به این وجود حقیقی متصل شده و در بقا قرار دارد، از هر نوع حجاب و مانع پاک و خالص است.
زین چراغ حس حیوان المراد
گفتمت هان تا نجویی اتحاد
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که از چراغی که حس حیوانی را روشن میکند، چیزی را به تو گفتم که باید به دنبال اتحاد و هماهنگی باشی. در واقع، تأکید بر اهمیت جستجوی پیوند و همبستگی در زندگی است.
روح خود را متصل کن ای فلان
زود با ارواح قدس سالکان
هوش مصنوعی: ای فلان، خودت را سریع به ارواح پاک و بزرگ سالکان وصل کن.
صد چراغت ار مرند ار بیستند
پس جدا اند و یگانه نیستند
هوش مصنوعی: اگر صد چراغ هم داشته باشی که روشن باشند، باز هم اگر از هم جدا شوند، نمیتوانند به عنوان یک نور واحد به شمار آیند.
زان همه جنگند این اصحاب ما
جنگ کس نشنید اندر انبیا
هوش مصنوعی: به خاطر همهی جنگها و درگیریهایی که این افراد دارند، هیچکس در مورد جنگهایی که پیامبران داشتند، نشنیده است.
زانک نور انبیا خورشید بود
نور حس ما چراغ و شمع و دود
هوش مصنوعی: چرا که نور پیامبران همچون خورشید است، در حالی که حس ما تنها مثل چراغ، شمع و دود میباشد.
یک بمیرد یک بماند تا به روز
یک بود پژمرده دیگر با فروز
هوش مصنوعی: یکی میمیرد و یکی زنده میماند تا روزی که یکی از آنها پژمرده و دیگری همچنان درخشان و پرانرژی باشد.
جان حیوانی بود حی از غذا
هم بمیرد او بهر نیک و بذی
هوش مصنوعی: جان حیوان به غذا وابسته است و اگر از آن محروم شود، به مرگ خواهد رسید؛ بنابراین، او برای بهبود و حیاتش به غذا نیاز دارد.
گر بمیرد این چراغ و طی شود
خانهٔ همسایه مظلم کی شود
هوش مصنوعی: اگر این چراغ خاموش شود و خانهی همسایه تاریک گردد، چه زمانی روشن خواهد شد؟
نور آن خانه چو بی این هم به پاست
پس چراغ حس هر خانه جداست
هوش مصنوعی: نور آن خانه همیشه وجود دارد، بنابراین روشنایی احساس در هر خانهای به طور مستقل و جداست.
این مثال جان حیوانی بود
نه مثال جان ربانی بود
هوش مصنوعی: این مثال مربوط به روحی است که به موجودات زنده تعلق دارد، نه به روحی که به خداوند مربوط میشود.
باز از هندوی شب چون ماه زاد
در سر هر روزنی نوری فتاد
هوش مصنوعی: هر شب، مانند ماهی که از هندوان میزاید، نوری روشن در سر هر شکاف و روزنی میافتد.
نور آن صد خانه را تو یک شمر
که نماند نور این بی آن دگر
هوش مصنوعی: نور آن صد خانه را یکجا شمرده و در نظر بگیر که اگر یکی از آنها نباشد، نور اینجا به اتمام میرسد.
تا بود خورشید تابان بر افق
هست در هر خانه نور او قنق
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید در آسمان درخشان است، در هر خانهای نور آن وجود دارد و زندگی جاری است.
باز چون خورشید جان آفل شود
نور جمله خانهها زایل شود
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید جان از دنیا برود، نور همه خانهها خاموش میشود.
این مثال نور آمد مثل نی
مر ترا هادی عدو را رهزنی
هوش مصنوعی: این مثال نور مانند نی است که تو را به سمت هدایت میکند و دشمن را به راهزنی میکشاند.
بر مثال عنکبوت آن زشتخو
پردههای گنده را بر بافد او
هوش مصنوعی: مثل یک عنکبوت که با ظاهری زشت و ناخوشایند، پردههای بزرگی میبافد.
از لعاب خویش پردهٔ نور کرد
دیدهٔ ادراک خود را کور کرد
هوش مصنوعی: دیدهٔ اندیشهاش را با چشمهٔ نور از خودش پنهان کرد و به این ترتیب توانایی درک و فهمش را از دست داد.
گردن اسپ ار بگیرد بر خورد
ور بگیرد پاش بستاند لگد
هوش مصنوعی: اگر گردن اسبی را بگیرند، او در برابر فشار واکنش نشان میدهد و اگر پایش را بکشند، به شدت لگد میزند.
کم نشین بر اسپ توسن بیلگام
عقل و دین را پیشوا کن والسلام
هوش مصنوعی: بر اسب تندرو بدون لگام ننشین و عقل و دین را پیشوای خود قرار بده و در این مسیر به خدا پناه ببر.
اندرین آهنگ منگر سست و پست
کاندرین ره صبر و شق انفسست
هوش مصنوعی: به این آهنگ توجه نکن که ضعیف و پست است؛ زیرا در این راه، صبر و زحمت نهفته است.