برگردان به زبان ساده
شهوت دنیا مثال گلخنست
که ازو حمام تقوی روشنست
هوش مصنوعی: دنیا و خوشیهای آن مانند یک کورهٔ داغ است که از آن، نور و گرمای پاکی و تقوا ناشی میشود.
لیک قسم متقی زین تون صفاست
زانک در گرمابه است و در نقاست
هوش مصنوعی: اما به هر حال، آدم با تقوا از این وضعیت ناپسند دور است، چرا که او در وضعیتی پاک و سالم قرار دارد و در جایی آرام و به دور از آلودگی است.
اغنیا مانندهٔ سرگینکشان
بهر آتش کردن گرمابهبان
هوش مصنوعی: ثروتمندان مانند کسی هستند که به دوش خود بار سنگینی را میکشند تا آتش گرمابه را روشن کنند.
اندریشان حرص بنهاده خدا
تا بود گرمابه گرم و با نوا
هوش مصنوعی: در دل آنها حرص و طمعی قرار داده شده که باعث شده است گرمابهها همیشه پر رونق و شاداب بمانند.
ترک این تون گوی و در گرمابه ران
ترک تون را عین آن گرمابه دان
هوش مصنوعی: اگر از این کوره خارج شوی و به درون گرمابه بروی، باید بدانید که ترک کوره همانند ترک گرمابه است.
هر که در تونست او چون خادمست
مر ورا که صابرست و حازمست
هوش مصنوعی: هر کسی که در توانایی و قدرت خود باشد، مانند یک خدمتگزار است و کسی که صبر و توانمندی دارد، از او فراتر میباشد.
هر که در حمام شد سیمای او
هست پیدا بر رخ زیبای او
هوش مصنوعی: هر کسی که در حمام باشد، چهرهاش به وضوح بر روی زیباییاش نمایان است.
تونیان را نیز سیما آشکار
از لباس و از دخان و از غبار
هوش مصنوعی: تونیان نیز به وضوح بر اساس لباس و دود و غباری که دارند، شناخته میشوند.
ور نبینی روش بویش را بگیر
بو عصا آمد برای هر ضریر
هوش مصنوعی: اگر روش او را نخواهی دید، بوی او را بگیر. بوی عصا برای هر نابینو (کسی که بینا نیست) میآید.
ور نداری بو در آرش در سخن
از حدیث نو بدان راز کهن
هوش مصنوعی: اگر در گفتار خود از موضوعات جدید صحبت میکنی، اما در دل خود بویی از حقیقت قدیمی نداری، باید بدانی که به رازهای عمیق و کهنه آگاه نیستی.
پس بگوید تونیی صاحب ذهب
بیست سله چرک بردم تا به شب
هوش مصنوعی: پس او میگوید که من بیست سبد چرک به تو آوردم تا شب.
حرص تو چون آتشست اندر جهان
باز کرده هر زبانه صد دهان
هوش مصنوعی: حرص و طمع تو مانند آتش است که در دنیا هر گوشهای را روشن کرده و به سرعت در حال گسترش و تاثیرگذاری است.
پیش عقل این زر چو سرگین ناخوشست
گرچه چون سرگین فروغ آتشست
هوش مصنوعی: پیش خرد، این طلا به مانند مدفوعی ناپسند است، هرچند که همچون مدفوع، در دل خود شعلهای از روشنی دارد.
آفتابی که دم از آتش زند
چرک تر را لایق آتش کند
هوش مصنوعی: آفتابی که درباره آتش صحبت میکند، میتواند چهرهی آلوده و ناپاک را شایستهی آتش کند.
آفتاب آن سنگ را هم کرد زر
تا بتون حرص افتد صد شرر
هوش مصنوعی: خورشید توانست سنگ را به طلا تبدیل کند تا حرص و طمع انسان باعث ایجاد هزاران جرقه و آشفتگی شود.
آنک گوید مال گرد آوردهام
چیست یعنی چرک چندین بردهام
هوش مصنوعی: او میگوید که ثروت و داراییای که جمع کردهام، در واقع چه چیزی بیش از زحمت و رنجهای زیاد نیست.
این سخن گرچه که رسواییفزاست
در میان تونیان زین فخرهاست
هوش مصنوعی: این حرف، هرچند باعث رسوایی میشود، در بین تو و دیگران به عنوان یک افتخار محسوب میشود.
که تو شش سله کشیدی تا به شب
من کشیدم بیست سله بی کرب
هوش مصنوعی: تو برای رسیدن به هدفهای خود تلاش زیادی کردی، اما من بدون زحمت و به راحتی به موفقیتهای بیشتری دست یافتم.
آنک در تون زاد و پاکی را ندید
بوی مشک آرد برو رنجی پدید
هوش مصنوعی: اگر در تاریکی زندگی، کسی صفا و پاکی را نبیند، مثل این است که بوی مشک را حس کرده و از آن رنج میبرد.