برگردان به زبان ساده
تو نخواندی قصهٔ اهل سبا
یا بخواندی و ندیدی جز صدا
هوش مصنوعی: تو داستان مردم سبا را نخواندهای یا اگر هم خواندهای، فقط صدایش را شنیدهای و به عمق آن پی نبردی.
از صدا آن کوه خود آگاه نیست
سوی معنی هوشِ کُه را، راه نیست
هوش مصنوعی: کوه از صدای خود خبر ندارد و به عمق و معنی آن پی نمیبرد؛ زیرا برای درک آن، هوش و آگاهی لازم است که ندارد.
او همی بانگی کند بی گوش و هوش
چون خمُش کردی تو، او هم شد خموش
هوش مصنوعی: او بدون اینکه کسی بشنود یا توجه کند، حرفی میزند؛ اما وقتی تو سکوت میکنی، او هم ساکت میشود.
داد حق اهل سبا را بس فراغ
صد هزاران قصر و ایوانها و باغ
هوش مصنوعی: خداوند حق اهل سبا را به فراوانی عطا کرد و به آنها شهرها و قصرهای زیبا و باغهای سرسبز بخشید.
شکر آن نگزاردند آن بد رگان
در وفا بودند کمتر از سگان
هوش مصنوعی: شکر اینکه وفاداری در بین بدخلقها کمتر از وفاداری سگها نیست.
مر سگی را لقمهٔ نانی ز در
چون رسد بر در همیبندد کمر
هوش مصنوعی: زمانی که سگی به در خانه میرسد و لقمهای نان برمیدارد، به سرعت کمربند خود را محکم میبندد و آماده میشود.
پاسبان و حارس در میشود
گرچه بر وی جور و سختی میرود
هوش مصنوعی: حفاظت و نگهبانی از چیزی ادامه دارد، حتی اگر با مشکلات و سختیها همراه باشد.
هم بر آن در باشدش باش و قرار
کفر دارد کرد غیری اختیار
هوش مصنوعی: او همواره در آن در حضور دارد و آرامش را از دست داده است، زیرا کفر اختیار دیگری را پذیرفته است.
ور سگی آید غریبی روز و شب
آن سگانش میکنند آن دم ادب
هوش مصنوعی: اگر سگی غریبه به روز و شب سر برسد، دیگر سگان با احترام و ادب به او برخورد میکنند.
که برو آنجا که اول منزل است
حق آن نعمت گروگان دل است
هوش مصنوعی: به آن مکان برو که آغاز راه است، چرا که ارزش آن نعمت در گرو دلی است که به آنجا تعلق دارد.
میگزندش که «برو بر جای خویش
حق آن نعمت فرو مگذار بیش»
هوش مصنوعی: او را میزند و میگوید: «برو و در جای خودت بمان، حق آن نعمت را بیشتر از این نادیده نگیر.»
از در دل و اهل دل آب حیات
چند نوشیدی و وا شد چشمهات
هوش مصنوعی: از عمق دل و از افرادی که دلشان زنده است، چندین بار آب حیات را نوشیدی و چشمانت باز شد.
بس غذای سکر و وجد و بیخودی
از در اهل دلان بر جان زدی
هوش مصنوعی: شما از بهترین و عمیقترین احساسات و حالاتی که از دل و جان اهل دل میجوشد، به مقدار فراوان بهرهمند شدید.
باز این در را رها کردی ز حرص
گرد هر دکان همیگردی ز حرص
هوش مصنوعی: تو بار دیگر این در را به خاطر حرص و طمع رها کردی و مرتب دور هر دکان میچرخی به خاطر حرص و ولع خود.
بر در آن منعمانِ چربدیگ
میدوی بهر ثرید مرده ریگ
هوش مصنوعی: در برابر در آن کسانی که با خوشگذرانیا ن دارند، تو به دنبال غذاهای لذیذ میروی، حتی اگر برای مردهای باشد.
چربش اینجا دان که جان فربه شود
کار نااومید اینجا به شود
هوش مصنوعی: اگر در اینجا به خوشی و آسایش توجه کنیم، روح و جان ما نیز تقویت میشود و کارهایی که در نظر داریم، به خوبی پیش میرود.