برگردان به زبان ساده
آن دقوقی داشت خوش دیباجهای
عاشق و صاحب کرامت خواجهای
هوش مصنوعی: مردی با ظاهری زیبا و دلربا وجود دارد که عاشق است و دارای ویژگیهای خاص و بزرگی است.
در زمین میشد چو مه بر آسمان
شبروان راگشته زو روشن روان
هوش مصنوعی: وقتی مه در زمین میتابد، مانند آن است که شبنشینان در آسمان روشن میشوند و زندگی میگیرد.
در مقامی مسکنی کم ساختی
کم دو روز اندر دهی انداختی
هوش مصنوعی: در مکانی که زندگی را کمتر از آنچه باید ساختی، تنها دو روز در این محیط آنچنان گذراندهای که به زودی از آن خارج خواهی شد.
گفت در یک خانه گر باشم دو روز
عشق آن مسکن کند در من فروز
هوش مصنوعی: اگر در یک خانه به مدت دو روز بمانم، عشق در وجودم شعلهور خواهد شد.
غرة المسکن احاذره انا
انقلی یا نفس سیری للغنا
هوش مصنوعی: زندگی مرفه و راحت را میطلبم، ای نفس، به سوی پر بودن و خوشی برو.
لا اعود خلق قلبی بالمکان
کی یکون خالصا فی الامتحان
هوش مصنوعی: من هرگز خلق و خوی قلبم را در مکانها تغییر نمیدهم، چرا که نمیتواند در امتحان کاملاً خالص باشد.
روز اندر سیر بد شب در نماز
چشم اندر شاه باز او همچو باز
هوش مصنوعی: روز در حال گردش و شب در حال عبادت، چشمانش مانند چشمان شاهین به دوردستها مینگرد. او همانند یک باز است.
منقطع از خلق، نه از بد خوی
منفرد از مرد و زن، نه از دوی
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شخص از مردم جدا و دور است، نه به خاطر اخلاق بد خود، و نه به خاطر این که از جنسیتهای مرد و زن متمایز باشد. بلکه، او به نوعی از دیگران مستقل است.
مشفقی بر خلق و نافع همچو آب
خوش شفعیی و دعااش مستجاب
هوش مصنوعی: مهربان و سودمند به مردم باشی، مانند آب زلال که همیشه به دیگران کمک میکند. دعا و خواستهات نیز قبول میشود.
نیک و بد را مهربان و مستقر
بهتر از مادر شهیتر از پدر
هوش مصنوعی: خوبی و بدی را بهتر از مادر و پدر، مهربان و پایدار میدانند.
گفت پیغامبر شما را ای مهان
چون پدر هستم شفیق و مهربان
هوش مصنوعی: پیامبر به شما، ای بزرگواران، گفت که مانند یک پدر مهربان و دلسوز هستم.
زان سبب که جمله اجزای منید
جزو را از کُل چرا بر میکنید
هوش مصنوعی: به همین دلیل که تمام اجزای وجود من بخشی از کل هستند، چرا باید از آن کل جدا شوید؟
جزو از کُل قطع شد بی کار شد
عضو از تن قطع شد مردار شد
هوش مصنوعی: اگر بخشی از یک مجموعه جدا شود، دیگر کارایی ندارد و مانند عضوی که از بدن جدا شده، بدون زندگی و فاقد ارزش میشود.
تا نپیوندد بهکُل بارِ دگر
مُرده باشد نبودش از جان خبر
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوباره به همه چیز وصل نشود، او مرده است و از وجودش هیچ خبری در جانش نیست.
ور بجنبد نیست آن را خود سند
عضو نو ببریده هم جنبش کند
هوش مصنوعی: اگر جنبشی در چیزی نباشد، حتی اگر آن چیز به تازگی جدا شده یا تغییر کرده باشد، باز هم هیچ حرکتی از آن سر نمیزند.
جزو ازین کُل گر بُرد یکسو رود
این نه آن کُلست کو ناقص شود
هوش مصنوعی: اگر بخشی از این کلیت برداشته شود، دیگر آن کلیت باقی نخواهد ماند و ناقص میشود.
قطع و وصل او نیاید در مَقال
چیز ناقص گفته شد بهر مثال
هوش مصنوعی: قطع و وصل او به هیچ وجه نمیتواند در گفتهها جا بگیرد؛ چیزی که بهعنوان مثال مطرح شده، ناقص است.