برگردان به زبان ساده
بیست از دزدان بدند آنجا و بیش
بخش میکردند مسروقات خویش
هوش مصنوعی: در آن مکان، بیست دزد حضور داشتند و به نحوی دیگر، اموال سرقت شده خود را میان یکدیگر تقسیم میکردند.
شحنه را غماز آگه کرده بود
مردم شحنه بر افتادند زود
هوش مصنوعی: خبرچین به شحنه (پلیس) اطلاع داده بود، به همین خاطر مردم به سرعت به او حمله کردند.
هم بدانجا پای چپ و دست راست
جمله را ببرید و غوغایی بخاست
هوش مصنوعی: در آن مکان، با پای چپ و دست راست همه چیز را قطع کرد و سر و صدایی به راه افتاد.
دست زاهد هم بریده شد غلط
پاش را میخواست هم کردن سقط
هوش مصنوعی: زاهد از دنیا و لذات آن کنار کشیده و در کنار این باریکبینی، خودش هم دچار مشکل شده و در تلاش برای حل مسائل پیش آمده، به نتایج نامطلوبی دست یافته است. این نشان میدهد که گاهی اوقات، زاهدان و کسانی که خود را از دنیا جدا میکنند نیز ممکن است در کارهایشان دچار اشتباه شوند و نتوانند به درستی از قضاوتهای خود بهره ببرند.
در زمان آمد سواری بس گزین
بانگ بر زد بر عوان کای سگ ببین
هوش مصنوعی: در زمانهای که سواری برتر و شایستهای ظهور کرد، صدایی بلند شد که به دیگران گفت: "ای سگها، به این سواری نگاه کنید!"
این فلان شیخست از ابدال خدا
دست او را تو چرا کردی جدا
هوش مصنوعی: این شخص عالم و بزرگوار است که از جانب خدا وجود دارد. چرا دست او را از خود جدا کردی و به او بیاعتنایی کردی؟
آن عوان بدرید جامه تیز رفت
پیش شحنه داد آگاهیش تفت
هوش مصنوعی: آن جوان بیپروا جامهاش را درید و به سرعت به سمت مأمور قانون رفت و او را از وضعیت آگاه کرد.
شحنه آمد پا برهنه عذرخواه
که ندانستم خدا بر من گواه
هوش مصنوعی: شخصی به طور ناگهانی و بدون کفش به سراغ کسی میآید و از او عذرخواهی میکند چون نمیدانست که خدا بر رفتار او نظارت دارد و شاهد اعمال اوست.
هین بحل کن مر مرا زین کار زشت
ای کریم و سرور اهل بهشت
هوش مصنوعی: ای بزرگ و نیکوکار، مرا از این کار ناپسند نجات بده و به من کمک کن.
گفت میدانم سبب این نیش را
میشناسم من گناه خویش را
هوش مصنوعی: من میدانم چرا این درد را حس میکنم و خود را به خاطر کارهایی که کردهام ملامت میکنم.
من شکستم حرمت ایمان او
پس یمینم برد دادستان او
هوش مصنوعی: من اعتبار ایمان او را شکستیم، پس قسمم را به دادگاه او میبرم.
من شکستم عهد و دانستم بَدست
تا رسید آن شومی جرات بِهدَست
هوش مصنوعی: من پیمان را گسستم و فهمیدم که در دست خودم برباد رفته است، تا اینکه آن پلیدی به دستم رسید.
دست ما و پای ما و مغز و پوست
باد ای والی فدای حکم دوست
هوش مصنوعی: ای والی، ما تمام وجودمان را فدای فرمان دوست میکنیم، از دست و پا گرفته تا مغز و پوستمان.
قسم من بود این تو را کردم حلال
تو ندانستی تو را نبود وبال
هوش مصنوعی: من قسم خوردم که تو را حلال کنم، اما تو این را ندانستی و هیچ گناهی بر دوش تو نیست.
و آنک او دانست او فرمانرواست
با خدا سامانِ پیچیدن کجاست
هوش مصنوعی: او این را فهمید که تنها خداست که فرمانروایی میکند و تدبیرهای پیچیده دنیا نزد اوست.
ای بسا مرغی پریده دانهجو
که بریده حلق او هم حلق او
هوش مصنوعی: بسیاری از پرندگان که به دنبال دانهجو میپرند، ممکن است در تله گرفتار شده و جان خود را از دست بدهند.
ای بسا مرغی ز معده وز مغص
بر کنار بام محبوس قفس
هوش مصنوعی: بسیاری از پرندگان به دلیل مشکلات معده و دلدرد، از قفس و شرایط اسیر بودن خود رنج میبرند و در حالی که در اوج بلندی نشستهاند، احساس آزادی را نمیکنند.
ای بسا ماهی در آب دوردست
گشته از حرص گلو ماخوذ شست
هوش مصنوعی: بسیاری از ماهیها در آبهای دور به دلیل اشتیاق و حرص، در دام میافتند و به دردسر میافتند.
ای بسا مستور در پرده بده
شومی فرج و گلو رسوا شده
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که در خفا و پنهانی زندگی میکنند، اما ناگهان رازهایشان فاش میشود و طعنهها و سرزنشها را متوجه خود میکنند.
ای بسا قاضی حبر نیکخو
از گلو و رشوتی او زردرو
هوش مصنوعی: بسیاری از قضات هستند که با چهرهای خوشرو و نیکو به نظر میرسند، اما در باطن فاسدند و از راههای نادرست مانند دریافت رشوه، اعمال نادرستی انجام میدهند.
بلک در هاروت و ماروت آن شراب
از عروج چرخشان شد سد باب
هوش مصنوعی: در هاروت و ماروت، این شراب به واسطه حرکت چرخها از عروج به وجود آمد و سد باب شد.
بایزید از بهر این کرد احتراز
دید در خود کاهلی اندر نماز
هوش مصنوعی: بایزید به خاطر این موضوع از ترس دوری میکرد زیرا در خود احساس کسالت و کاهلی در نماز میکرد.
از سبب اندیشه کرد آن ذو لباب
دید علت خوردن بسیار از آب
هوش مصنوعی: به خاطر تفکر و اندیشه، او به نتیجهای رسید که دلیل نوشیدن زیاد آب را متوجه شد.
گفت تا سالی نخواهم خورد آب
آنچنان کرد و خدایش داد تاب
هوش مصنوعی: او گفت که تا یک سال به هیچ آب و آبی نیاز نخواهد داشت و خداوند به او قدرتی عطا کرد تا این کار را امکانپذیر کند.
این کمینه جهد او بد بهر دین
گشت او سلطان و قطب العارفین
هوش مصنوعی: این شخص با تلاشی که برای دین انجام داد، به مقام سلطنت و مقام ارشدی عارفان رسید.
چون بریده شد برای حلق دست
مرد زاهد را دَرِ شکوی ببست
هوش مصنوعی: زمانی که دستی از دست مرد زاهد جدا شد، او در حال شکایت و گلهگذاری بود.
شیخ اقطع گشت نامش پیش خلق
کرد معروفش بدین آفات حلق
هوش مصنوعی: شیخ معروف و شناخته شدهای که به دلیل بعضی بدیها و آسیبها، نامش در منظر مردم خدشهدار شده است.