برگردان به زبان ساده
تا که روزی ناگهان در چاشتگاه
این دعا میکرد با زاری و آه
هوش مصنوعی: یک روز در اوج روز، با دلنوازی و تأسف، شروع به دعا کردن کرد.
ناگهان در خانهاش گاوی دوید
شاخ زد بشکست دربند و کلید
هوش مصنوعی: ناگهان در خانهاش گاوی وارد شد و با شاخهایش در را شکست و قفل را باز کرد.
گاو گستاخ اندر آن خانه بجست
مرد در جست و قوائمهاش بست
هوش مصنوعی: در خانهای که گاو نر با جسارت به جلو میآمد، مردی در جستجوی او بود و نیروی خود را برای مقابله با او آماده کرده بود.
پس گلوی گاو ببرید آن زمان
بی توقف بی تامل بی امان
هوش مصنوعی: در آن زمان، بدون هیچ وقفه و تردیدی، باید به سراغ کار بزرگ و دشواری رفت که نیازمند تصمیمگیری سریع و قاطع است.
چون سرش ببرید شد سوی قصاب
تا اهابش بر کند در دم شتاب
هوش مصنوعی: زمانی که سرش را بریدند، به سمت قصاب رفت تا در آن لحظه پوستش را بکند.