برگردان به زبان ساده
گفت ناصح بشنوید این پند من
تا دل و جانتان نگردد ممتحن
هوش مصنوعی: بشنوید این نصیحت من را تا دل و جانتان در آزمون و امتحان قرار نگیرد.
با گیاه و برگها قانع شوید
در شکار پیلبچگان کم روید
هوش مصنوعی: با گیاهان و برگها راضی باشید و از شکار بچه فیلها کمتر بیفتید.
من برون کردم ز گردن وام نصح
جز سعادت کی بود انجام نصح
هوش مصنوعی: من وام و بدهی را از گردن خود دور کردم و تنها به سعادت و خوشبختی فکر کردم، زیرا جز این، نصیحت و راهنمایی به کجا میرسد.
من به تبلیغ رسالت آمدم
تا رهانم مر شما را از ندم
هوش مصنوعی: من به پیامبری آمدهام تا شما را از بدبختی نجات دهم.
هین مبادا که طمع رهتان زند
طمع برگ از بیخهاتان بر کند
هوش مصنوعی: مواظب باشید که طمع شما را در مسیرتان گمراه نکند؛ چرا که طمع میتواند شما را از ریشههای خود دور کند.
این بگفت و خیربادی کرد و رفت
گشت قحط و جوعشان در راه زفت
هوش مصنوعی: او این را گفت و به خوبی باد را دعوت کرد و راهی شد. در این حین، قحط و گرسنگی مردم در راه تشدید شد.
ناگهان دیدند سوی جادهای
پور پیلی فربهی نو زادهای
هوش مصنوعی: ناگهان دیدند که به سمت جادهای، بچه فربهای از شیر ظاهر شده است.
اندر افتادند چون گرگان مست
پاک خوردندش فرو شستند دست
هوش مصنوعی: در شرایطی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند، مانند گرگهای سرمست، به او حمله کردند و پس از خوردن چیزی، از او در امان مانده و دست از کار کشیدند.
آن یکی همره نخورد و پند داد
که حدیث آن فقیرش بود یاد
هوش مصنوعی: یکی از دوستان ناهار نخورد و نصیحت کرد که داستان آن فقیر را به یاد بیاورد.
از کبابش مانع آمد آن سخن
بخت نو بخشد تو را عقل کهن
هوش مصنوعی: از کبابش، مانع شده است و آن سخن به تو خوشبختی میدهد، این عقل کهنه است که مانع میشود.
پس بیفتادند و خفتند آن همه
وان گرسنه چون شبان اندر رمه
هوش مصنوعی: پس آنها به زمین افتادند و خوابشان برد، همانطور که شبانان در میان دامهای گرسنه خود استراحت میکنند.
دید پیلی سهمناکی میرسید
اولاً آمد سوی حارس دوید
هوش مصنوعی: یک فیل بزرگ و ترسناک به سمت ما میآمد و ابتدا به سمت نگهبان دوید.
بوی میکرد آن دهانش را سه بار
هیچ بویی زو نیامد ناگوار
هوش مصنوعی: بوی می از دهانش به مشام میرسید، اما سه بار که به او نزدیک شدم، هیچ بوی ناخوشایندی احساس نکردم.
چند باری گرد او گشت و برفت
مر ورا نازرد آن شهپیل زفت
هوش مصنوعی: چند بار او را دور زد و رفت، اما آن پادشاه بزرگ و تنومند او را نادیده گرفت و به او توجه نکرد.
مر لب هر خفتهای را بوی کرد
بوی میآمد ورا زان خفته مرد
هوش مصنوعی: با نزدیک شدن به هر خوابیدهای، بوی خوشی استشمام کرد. بوی شراب از او میآمد و او در خواب به سر میبرد.
از کباب پیلزاده خورده بود
بر درانید و بکشتش پیل زود
هوش مصنوعی: او از کباب نوزاد فیل خورده بود و باعث شد که فیل به سرعت او را بزند و بکشد.
در زمان او یک به یک را زان گروه
میدرانید و نبودش زان شکوه
هوش مصنوعی: در آن زمان، افرادی که به گروه تعلق داشتند، یکی یکی برتریهای خود را به رخ میکشیدند و به خاطر نداشتن او، آن شکوه و عظمت را احساس نمیکردند.
بر هوا انداخت هر یک را گزاف
تا همیزد بر زمین میشد شکاف
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به سادگی و بیدلیل به هوا پرتاب میشدند و هنگامی که به زمین میافتادند، زمین را میشکافتند.
ای خورندهٔ خون خلق از راه برد
تا نه آرد خون ایشانت نبرد
هوش مصنوعی: ای کسی که از خون مردم تغذیه میکنی، تا زمانی که خون آنها را نگیری، هیچ چیز از تو نخواهد ماند.
مال ایشان خون ایشان دان یقین
زانک مال از زور آید در یمین
هوش مصنوعی: دارایی و ثروت آنها با جانشان مرتبط است، زیرا مال و ثروت واژهای است که از قدرت و زور به دست میآید.
مادر آن پیلبچگان کین کَشد
پیل بچهخواره را کیفر کُشد
هوش مصنوعی: مادر بچه فیلها که بچه فیلها را میکشد، به چه کسی کیفر میدهد؟
پیلبچه میخوری ای پارهخوار
هم بر آرد خصم پیل از تو دمار
هوش مصنوعی: ای کسی که خوراک خود را از دیگران میگیری، بدان که دشمن نیز از تو آسیب خواهد دید و تو را ویران میکند.
بوی رسوا کرد مکر اندیش را
پیل داند بوی طفل خویش را
هوش مصنوعی: بوی نابجا و ناپسند، نقشههای توطئهگر را فاش میکند. مانند اینکه فیل بوی بچه خود را تشخیص میدهد.
آنک یابد بوی حق را از یمن
چون نیابد بوی باطل را ز من
هوش مصنوعی: آن شخص بوی حقیقت را از جانب خدا درک میکند، اما نتواند بوی دروغ را از من بشنود.
مصطفی چون برد بوی از راه دور
چون نیابد از دهان ما بخور
هوش مصنوعی: وقتی مصطفی بوی خوشی را از دور حس کند، نیازی نیست که از ما چیزی بخورد.
هم بیابد لیک پوشاند ز ما
بوی نیک و بد بر آید بر سما
هوش مصنوعی: هر چند که چیزی را مییابد، اما آن را از ما پنهان میکند؛ بوی خوب و بد از او به آسمان میرسد.
تو همیخسپی و بوی آن حرام
میزند بر آسمانِ سبزفام
هوش مصنوعی: تو هم در حال خوابیدن و بوی خواب تو بر آسمانی به رنگ سبز میپیچد که صلاح نیست.
همره انفاس زشتت میشود
تا به بوگیران گردون میرود
هوش مصنوعی: همراه با نفسهای زشت تو، بویی به آسمان میرسد که باعث آزار میشود.
بوی کبر و بوی حرص و بوی آز
در سخن گفتن بیاید چون پیاز
هوش مصنوعی: وقتی که انسان در صحبت کردن دچار غرور، طمع و حسادت باشد، این صفات منفی به وضوح در کلامش حس میشود و مانند بوی پیاز، به اطراف منتقل میگردد.
گر خوری سوگند من کی خوردهام
از پیاز و سیر تقوی کردهام
هوش مصنوعی: اگر تو قسم مرا بخوری، من تا به حال از پیاز و سیر خوردهام و برای خودم تقوی و پرهیزکاری ساختهام.
آن دمِ سوگند، غمازی کند
بر دماغ همنشینان بر زند
هوش مصنوعی: در آن لحظهی قسم، خبری از ناراحتیها به دوستان میرسد و باعث میشود که آنها از حال یکدیگر آگاه شوند.
پس دعاها رد شود از بوی آن
آن دل کژ مینماید در زبان
هوش مصنوعی: دعاها به دلیل بوی خاصی رد میشود و دل آدمی در این حالت ناهنجار و مختل به نظر میرسد.
اخسؤا آید جواب آن دعا
چوب رد باشد جزای هر دغا
هوش مصنوعی: پاسخ آن دعا، چگونه ایست که جزای هر نیرنگی مانند ضربه چوب است.
گر حدیثت کژ بود معنیت راست
آن کژی لفظ مقبول خداست
هوش مصنوعی: اگر سخنت نادرست باشد، معنایت درست است؛ زیرا نادرستی کلام در نزد خداوند پذیرفته شده است.