برگردان به زبان ساده
کان جوان در جست و جو بد هفت سال
از خیال وصل گشته چون خیال
هوش مصنوعی: جوان سالها در پی وصال محبوبش بود و حالا مانند یک خیال، فقط به یاد او مشغول است.
سایهٔ حق بر سر بنده بود
عاقبت جوینده یابنده بود
هوش مصنوعی: سایهٔ خداوند بر سر بنده همیشه وجود دارد و در نهایت، کسی که به دنبال حقیقت و راه راست باشد، به آن دست مییابد.
گفت پیغامبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری
هوش مصنوعی: پیامبر گفت که اگر به در کوبیده شود، در نهایت سرت را از آن در بیرون خواهی آورد.
چون نشینی بر سر کوی کسی
عاقبت بینی تو هم روی کسی
هوش مصنوعی: وقتی به جایی بروی و مدتی در آنجا بمانی، در نهایت تحت تأثیر محیط و افراد آنجا قرار میگیری و تغییراتی در تو به وجود میآید.
چون ز چاهی میکنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک
هوش مصنوعی: اگر هر روز از چاهی خاک برمیداری، در نهایت به آب پاک خواهی رسید.
جمله دانند این اگر تو نگروی
هر چه میکاریش روزی بدروی
هوش مصنوعی: اگر تو در دل کسی ناراحتی نداشته باشی، آنچه را که بکاشتی، روزی به بار خواهد نشست.
سنگ بر آهن زدی آتش نجست
این نباشد ور بباشد نادرست
هوش مصنوعی: سنگ را به آهن زدی و آتش نیاوردی، اگر هم بیافتی این درست نیست.
آنک روزی نیستش بخت و نجات
ننگرد عقلش مگر در نادرات
هوش مصنوعی: روزهایی پیش میآید که بخت و نجات کسی به عقلش نگاه نمیکند، مگر در مواقعی نادر که به روشنی درک کند.
کان فلان کس کشت کرد و بر نداشت
و آن صدف برد و صدف گوهر نداشت
هوش مصنوعی: فلانی چیزی را کشت و برداشت نکرد و آن صدف را برداشت ولی آن صدف هیچ چیز باارزشی درون خود نداشت.
بلعم باعور و ابلیس لعین
سود نامدشان عبادتها و دین
هوش مصنوعی: بلعم باعور و ابلیس که هر دو از ذاتهای پلید و فاسد هستند، با همه عبادتها و دینداریهایی که داشتند، نتوانستند به چیزی دست پیدا کنند. این نشان میدهد که صرفاً عبادت و ظاهرفریبی کافی نیست و انسان باید از درون پاک و نیکوکار باشد.
صد هزاران انبیا و رهروان
ناید اندر خاطر آن بدگمان
هوش مصنوعی: بسیاری از پیامبران و رهبران معنوی نمیتوانند در ذهن کسی که بدبین است، جایی پیدا کنند.
این دو را گیرد که تاریکی دهد
در دلش ادبار جز این کی نهد
هوش مصنوعی: این دو را به هم پیوند میدهد تا در دل او سستی و ناامیدی ایجاد کند، مگر اینکه کسی غیر از این عمل کند.
بس کسا که نان خورد دلشاد او
مرگ او گردد بگیرد در گلو
هوش مصنوعی: اگر کسی به خوشحالی نان بخورد، مرگ او ناگهان در گلو باقی میماند.
پس تو ای ادبار رو هم نان مخور
تا نیفتی همچو او در شور و شر
هوش مصنوعی: پس ای کسی که به بدیها رو کردهای، از نان خوردن خودداری کن تا مانند او در درد و رنج نیفتی.
صد هزاران خلق نانها میخورند
زور مییابند و جان میپرورند
هوش مصنوعی: صدها هزار نفر روزی خود را به دست میآورند و با تلاش و سختی زندگی میگذرانند و روح خود را nourish میکنند.
تو بدان نادر کجا افتادهای
گر نه محرومی و ابله زادهای
هوش مصنوعی: بدان که در کجای زندگی و در چه شرایطی قرار داری؛ وگرنه ممکن است به فقر و نادانی دچار شوی.
این جهان پر آفتاب و نور ماه
او بهشته سر فرو برده به چاه
هوش مصنوعی: این دنیا پر از روشنایی و نور است و مانند بهشتی میماند که سر خود را در چاهی پنهان کرده است.
که اگر حقست پس کو روشنی
سر ز چه بردار و بنگر ای دنی
هوش مصنوعی: اگر حقیقت وجود دارد، پس چرا نور را از سر خود بردار و به اطراف نگاه کن، ای دنیا؟
جمله عالم شرق و غرب آن نور یافت
تا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت
هوش مصنوعی: تمام عالم شرق و غرب به نور حق روشن شدند، تا اینکه تو در چاه جهل و ignorance غرق نشوی و آن نور به تو نرسد.
چه رها کن رو به ایوان و کروم
کم ستیز اینجا بدان کاللج شوم
هوش مصنوعی: اینجا در این مکان، از هرگونه نزاع و درگیری دور و آزاد باش. در کنار ایوان و جایگاه آرامش، زندگی کن و از وجود خویش لذت ببر.
هین مگو کاینک فلانی کشت کرد
در فلان سالی ملخ کشتش بخورد
هوش مصنوعی: مراقب باش که به یاد نیاوری که فلانی در سال خاصی، محصولش را ملخ خورد.
پس چرا کارم که اینجا خوف هست
من چرا افشانم این گندم ز دست
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه در اینجا ترس وجود دارد، من این گندم را از دست میدهم و به هدر میدهم؟
و آنک او نگذاشت کشت و کار را
پر کند کوری تو انبار را
هوش مصنوعی: او اجازه نداد که کار و تلاش به ثمر بنشیند زیرا نادانی تو موجب خراب شدن انبار شده است.
چون دری میکوفت او از سلوتی
عاقبت در یافت روزی خلوتی
هوش مصنوعی: وقتی که او به طور مداوم و پیگیر تلاش میکرد، در نهایت به جایی رسید که فرصت تنهایی و آرامش را پیدا کرد.
جست از بیم عسس شب او به باغ
یار خود را یافت چون شمع و چراغ
هوش مصنوعی: در جستجو برای پیدا کردن یار خود، در دل ترس از مامور شب، او مانند شمع و چراغ در باغ یار نورانی و روشنایی یافت.
گفت سازندهٔ سبب را آن نفس
ای خدا تو رحمتی کن بر عسس
هوش مصنوعی: خداوند، ای خالق تمام اسباب، از تو میخواهم که بر نگهبانان و حافظان رحمتی نازل کنی.
ناشناسا تو سببها کردهای
از در دوزخ بهشتم بردهای
هوش مصنوعی: تو به طور ناخودآگاه و بدون اینکه آن را متوجه شوی، باعث شدهای که از طریق مشکلات و سختیها، به آرامش و خوشبختی برسم.
بهر آن کردی سبب این کار را
تا ندارم خوار من یک خار را
هوش مصنوعی: برای این کار، زمینه و علت را فراهم کردی تا من هیچ چیز کمارزشی، حتی یک خار، را نداشته باشم.
در شکست پای بخشد حق پری
هم ز قعر چاه بگشاید دری
هوش مصنوعی: اگر کسی در درد و مصیبت باشد و تسلیم نشود، خداوند او را یاری خواهد کرد و حتی از پایینترین نقاط زندگی نیز راهی به سوی رهایی برایش باز خواهد کرد.
تو مبین که بر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
هوش مصنوعی: به خواب و خیال خود درخت یا چاه را نبین. من را ببین که من کلید راهی هستم که تو باید بروی.
گر تو خواهی باقی این گفت و گو
ای اخی در دفتر چارم بجو
هوش مصنوعی: اگر تو میخواهی این گفت و گو ادامه پیدا کند، ای برادر، در دفتر چهارم دنبال آن بگرد.