برگردان به زبان ساده
آن شنیدی تو که در هندوستان
دید دانایی، گروهی دوستان
هوش مصنوعی: در هندوستان، فردی باهوش و دانا را دید که گروهی از دوستانش اطرافش بودند.
گُرْسنه مانده شده بیبرگ و عور
میرسیدند از سفر از راه دور
هوش مصنوعی: آنها در حالی به مقصد میرسیدند که گرسنه و بیچاره بودند و از سفرهای طولانی و دشوار بازگشته بودند.
مهرِ داناییش جوشید و بگفت
خوش سلامیشان و چون گلبن شکفت
هوش مصنوعی: عشق و دانش او به اوامری نیکو برانگیخته شد و او به زیبایی سلام گفت و همچون گل درختان به شکوفایی رسید.
گفت دانم کز تجوع وز خلا
جمع آمد رنجتان زین کربلا
هوش مصنوعی: میگوید میدانم که از گرسنگی و بینوازی در کربلا رنج میبرید.
لیک الله الله ای قومِ جلیل
تا نباشد خوردتان، فرزندِ پیل
هوش مصنوعی: ای مردم بزرگوار، به یاد خدا باشید و بینهایت مراقب باشید که فرزند بزرگ و قویتان را هرگز نخورید.
پیل هست این سو که اکنون میروید
پیلزاده مشکرید و بشنوید
هوش مصنوعی: در این سوی جهان، موجودی بزرگ و عجیب وجود دارد که اکنون در حال حرکت است. فرزندان آن موجود با عطر خوش مشک آشنا هستند و این را به شما گوشزد میکنند.
پیلبچگانند اندر راهتان
صید ایشان هست بس دلخواهتان
هوش مصنوعی: کودکان فیل مانند در مسیر شما وجود دارند و شکار آنها برای شما بسیار خوشایند است.
بس ضعیفاند و لطیف و بس سمین
لیک مادر هست طالب در کمین
هوش مصنوعی: بسیار ضعیف و لطیف هستند، اما همچنان مادر وجود دارد که در انتظار است و در کمین نشسته.
از پی فرزند صد فرسنگ راه
او بگردد در حنین و آه آه
هوش مصنوعی: برای یافتن فرزندش، باید مسافت بسیار زیادی را طی کند و در دلش آه و نالهای از درد و غم احساس کند.
آتش و دود آید از خرطومِ او
الحذر زان کودکِ مرحومِ او
هوش مصنوعی: آتش و دود از بینی او خارج میشود، مواظب باش از آن کودکِ از دست رفته.
اولیا اطفال حقاند ای پسر
غایبی و حاضری بس با خبر
هوش مصنوعی: اولیا و دوستان حق در واقع مانند کودکان معصوم و بیگناه هستند، ای پسر! تو هم در حال غیبت هستی و هم در حال حضور، و از همه چیز آگاهی کامل داری.
غایبی مندیش از نقصانشان
کاو کشد کین از برای جانشان
هوش مصنوعی: نگران نادانی دیگران نباش، چرا که کسی که به خاطر جانش کینهای به دل دارد، خود در خطر است.
گفت: اطفال مناند این اولیا
در غریبی فرد، از کار و کیا
هوش مصنوعی: گفت: این اولیا در این سرزمین غریب فرزندان من هستند، از کار و شخصیت آنها.
از برای امتحان، خوار و یتیم
لیک اندر سِر، منم یار و ندیم
هوش مصنوعی: برای آزمایش، من بهظاهر خوار و یتیمم، اما در نهان، دوستی وفادار و همراه هستم.
پشتدارِ جمله عصمتهای من
گوییا هستند خود، اجزای من
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تمامی ویژگیهای نیک من، همچون اجزایی از وجودم، در پشتدارِ یکدیگر قرار دارند و در واقع به من هویت میبخشند.
هان و هان این دلقپوشانِ مناند
صد هزار اندر هزار و یک تناند
هوش مصنوعی: این افراد با لباسهای خاص و شگفت انگیزشان، در واقع نمایانگر جمعیت زیادی هستند که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند و به نوعی به همدیگر وابستهاند.
ورنه کی کردی به یک چوبی هنر
موسییی، فرعون را زیر و زِبَر؟
هوش مصنوعی: اگر تو توانایی هنر موسی را داشته باشی، چرا فرعون را به راحتی سرنگون نمیکنی؟
ورنه کی کردی به یک نفرینِ بد
نوح، شرق و غرب را غرقاب خوَد؟
هوش مصنوعی: اگر نه این بود که نوح با یک نفرین بد، شرق و غرب را غرقاب نمیکرد، چه کسی میتوانست چنین کاری انجام دهد؟
برنَکَندی یک دعای لوطِ راد
جمله شهرستانشان را بیمراد
هوش مصنوعی: دعای لوط، بزرگ و مهم نبود که بتواند از عذاب و مشکلاتی که بر سر مردم رادی برآمد، جلوگیری کند و در نتیجه همه آنها بدون خوشبختی باقی ماندند.
گشت شهرستان چون فردوسشان
دجلهٔ آب سیه، رو بین نشان
هوش مصنوعی: شهرستان مانند بهشتی است، در کنار دجلهای که آبش تیره و سیاه است.
سوی شامست این نشان و این خبر
در ره قدسش ببینی در گذر
هوش مصنوعی: این نشانه و خبر به سمت شام میباشد و در مسیر قدس میتوانی آن را مشاهده کنی.
صد هزاران ز انبیای حقپرست
خود بههر قرنی سیاستها بهدست
هوش مصنوعی: صدها هزار پیامبر حقپرست در هر دورانی، روشهای سیاستمداری را در دست دارند.
گر بگویم وین بیان افزون شود
خود، جگر چِبْوَد که کُهها خون شود
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از این موضوع بیشتر بگویم، خودم را به دردسر میاندازم و مثل این است که کوهها را از خون پر کنم.
خون شود کُهها و باز آن بِفْسُرد
تو نبینی خونشدن، کوری و رد
هوش مصنوعی: کوهها به طور کامل در خون غرق خواهند شد، اما تو که قضاوت میکنی، این خونریزی را نمیبینی و به همین خاطر به نادانی و قضاوت نادرست دچار میشوی.
طرفه کوری دوربینِ تیزچشم
لیک از اُشتُر نبیند غیرِ پشم
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی اشاره دارد که دوربین تیزبین و با دقتی وجود دارد، اما به گونهای کور است که فقط میتواند پشم شتر را ببیند و چیز دیگری نمیبیند. این به نوعی بیانگر محدودیتها و وابستگیهای خاصی است که ممکن است در دیدن حقایق وجود داشته باشد.
مو به مو بیند ز صرفه حرص انس
رقصِ بیمقصود دارد همچو خرس
هوش مصنوعی: انسانها با دقت و وسواس به جزئیات توجه میکنند، اما گاهی رفتارهای غیرمنطقی و بیهدف از خود نشان میدهند، درست مانند یک خرس که بدون هدف خاصی به رقص درمیآید.
رقص آنجا کن که خود را بشکنی
پنبه را از ریشِ شهوت بَرکَنی
هوش مصنوعی: در جایی که احساسات و خواهشهای نفسانی شما را به چالش میکشد، باید به خودتان غلبه کنید و آنچه که شما را به سمت خواستههای دنیوی میکشاند، کنار بگذارید.
رقص و جولان بر سرِ میدان کنند
رقص اندر خونِ خود مردان کنند
مردان خدا در خون خود رقصیدند و همواره در میدان نبرد(همچون نبرد جهاد بیرون و جهاد نفس درون) جولان و رقص میدان میکنند
چون رهند از دستِ خود دستی زنند
چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند
هنگامی که انسان از دست نفس پست خود رها میشود دست به کار میشود و چون از نقص نفس خود رها شود رقص میدان نبرد میکند( رقص میدان نبرد با دشمن درون یعنی نفس اماره و دشمن بیرون)
مطربانْشان از درون، دف میزنند
بحرها در شورشان کف میزنند
هوش مصنوعی: موسیقیدانان از دل خود مینوازند و در شور و حالشان، موجها را به وجد میآورند و دست میزنند.
تو نبینی لیک بهرِ گوششان
برگها بر شاخها هم کفزنان
هوش مصنوعی: اگر تو نبینی، اما برگها بر روی شاخهها به آرامی به هم برخورد میکنند و صدایی را به گوش آنها میرسانند.
تو نبینی برگها را کفزدن
گوشِ دل باید نه این گوشِ بدن
هوش مصنوعی: باید با دل و احساس به جهان نگاه کنی و چیزهایی که در اطراف میگذرد را دریابی، نه فقط با حواس جسمیات. یعنی توجه به عمق احساسات و اهمیت آنها در زندگی از دیدن ظواهر مهمتر است.
گوشِ سَر بَربَند از هَزْل و دروغ
تا ببینی شهرِ جانِ بافروغ
هوش مصنوعی: گوش خود را از سخنان بیهوده و دروغین ببند تا بتوانی زیباییهای روح و حقیقت را بهتر ببینی.
سر کشد گوشِ محمد در سخن
کش بگوید در نبی حق هو اذن
هوش مصنوعی: گوش محمد به سخن بلند میشود و در نبی حق فرمان میدهد.
سربهسر، گوشست و چشم است این نبی
تازه زو ما مرضعست او، ما صبی
هوش مصنوعی: این شعر به ویژگیهای یک نبی اشاره دارد و میگوید که او تمام حواس و ظرافتهای تجربههای انسانی را در خود دارد. وجود نبی بهمانند یک معلم و راهنما برای مردم است، و اینکه او در میان ما قرار دارد و به ما کمک میکند، مانند پدری برای فرزندانش است.
این سخن، پایان ندارد باز ران
سوی اهلِ پیل و بر آغاز ران
هوش مصنوعی: این حرف به پایان نمیرسد؛ دوباره برو سوی کسانی که قدرت و عظمت دارند و از ابتدا شروع کن.