برگردان به زبان ساده
قوم گفتندش مکن جلدی برو
تا نگردد جامه و جانت گرو
هوش مصنوعی: مردم به او گفتند که عجله نکن و ملاحظه کن، زیرا خطر آن وجود دارد که در این haste، هم سرنوشتت و هم زندگیات به خطر بیفتد.
آن ز دور آسان نماید به نگر
که به آخر سخت باشد رهگذر
هوش مصنوعی: آنچه از دور به نظر ساده و آسان میآید، وقتی به آن نزدیک میشویم و در مسیر آن قرار میگیریم، سخت و دشوار میشود.
خویشتن آویخت بس مرد و سُکُست
وقت پیچاپیچ دستآویز جست
هوش مصنوعی: انسان با تفاوتهای خود در زندگی میآمیخته و در زمانهای دشوار یا پیچیده برای یافتن راهکار تلاش میکند.
پیشتر از واقعه آسان بود
در دل مردم خیال نیک و بد
هوش مصنوعی: قبل از اینکه حادثهای اتفاق بیفتد، مردم برای خود به راحتی میتوانستند نکات مثبت و منفی را تصور کنند.
چون در آید اندرون کارزار
آن زمان گردد بر آنکس کار زار
هوش مصنوعی: زمانی که جنگ و نبرد در دل انسان آغاز شود، آن وقت است که او درگیر مبارزه میشود.
چون نه شیری هین منه تو پای پیش
کان اجل گرگست و جان تست میش
هوش مصنوعی: به خودت بیا و حواست را جمع کن، زیرا وقتی که مرگ به سراغت میآید، مانند گرگ است و جان تو مثل میشی است که در معرض خطر است. پس قدم به جلو نگذار و احتیاط کن.
ور ز ابدالی و میشت شیر شد
آمن آ که مرگ تو سرزیر شد
هوش مصنوعی: اگر از ابدال و میشیر شدهای، نگران نباش، زیرا مرگ تو نزدیک است.
کیست ابدال آنک او مُبْدَل شود
خمرش از تبدیل یزدان خَل شود
هوش مصنوعی: کیست آن کسی که بتواند به راحتی تبدیل شود و شرابش به عوضی از سوی خداوند، نیکو و پاک و خدایی گردد؟
لیک مستی شیرگیری وز گمان
شیر پنداری تو خود را هین مران
هوش مصنوعی: اما در میکده با شادی مشغول شو و خود را به اشتباه فریب نده که تو نیز شیر هستی. خود را از این خیال دور کن.
گفت حق ز اهل نفاق ناسدید
باسهم ما بینهم باس شدید
هوش مصنوعی: گفت حق از اهل نفاق، از زشتیها و نفاق دور شوید، زیرا ما بین آنها با قدرت و شدت عمل میکنیم.
در میان همدگر مردانهاند
در غزا چون عورتان خانهاند
هوش مصنوعی: در میان همدیگر در جنگ و نبرد، مردانه و شجاعانه عمل میکنند، اما وقتی به خانه برمیگردند، مانند زنان در خانهها، نازکدل و آسیبپذیر میشوند.
گفت پیغامبر سپهدار غیوب
لا شجاعة یا فتی قبل الحروب
هوش مصنوعی: پیامبر گفت: ای جوان، قبل از ورود به جنگ، شجاعت خود را ثابت کن.
وقت لاف غزو مستان کف کنند
وقت جوش جنگ چون کف بیفنند
هوش مصنوعی: هنگامی که صحبت از ستیزه و جنگ و دعوا به میان میآید، اغلب افراد اظهار نظر میکنند و از خود شجاعت نشان میدهند، اما وقتی واقعاً زمان جنگ فرا میرسد، بسیاری از آنها ناتوان و عاجز میشوند و قدرت واقعی خود را نشان نمیدهند.
وقت ذکر غزو شمشیرش دراز
وقت کر و فر تیغش چون پیاز
هوش مصنوعی: زمانی که به یاد جهاد و نبرد میافتد، شمشیرش بلند میشود و در زمان بیحرکتی و غفلت، تیغش به نرمی و لطافت مانند پیاز است.
وقت اندیشه دل او زخمجو
پس به یک سوزن تهی شد خیک او
هوش مصنوعی: در زمانی که دل او مشغول تفکر و نگرانی بود، زخمهای درونش به شدت آزارش میداد و به همین خاطر، تمام انرژی و قوت او با یک ذره درد دچار ضعف و بیحالی شد.
من عجب دارم ز جویای صفا
کو رمد در وقت صیقل از جفا
هوش مصنوعی: من از کسی تعجب میکنم که در پی آرامش و صفا است، در حالی که در زمان سختی و فشار، تحمل جفا و آزار را ندارد.
عشق چون دعوی جفا دیدن گواه
چون گواهت نیست شد دعوی تباه
هوش مصنوعی: عشق زمانی که گواهی بر ظلم و بیعدالتی نداشته باشیم، مثل دعوی بیپایه و بیاساس است و در نتیجه تمام ادعاها به بینتیجه میانجامد.
چون گواهت خواهد این قاضی مرنج
بوسه ده بر مار تا یابی تو گنج
هوش مصنوعی: زمانی که قاضی شهادت تو را خواست، ناراحت نشو و بر مار بوسه بزن تا به گنج و ثروت دست یابی.
آن جفا با تو نباشد ای پسر
بلک با وصف بدی اندر تو در
هوش مصنوعی: این درد و سختی که به تو میرسد، به دلیل خودت و صفات بدی است که در وجودت هست، نه به خاطر دیگری.
بر نمد چوبی که آن را مرد زد
بر نمد آن را نزد بر گرد زد
هوش مصنوعی: چوبی که تحت فشار و ضربه مرد قرار گرفته است، حالا نیازی به دوباره زدن ندارد و میتوان آن را به گردشی دیگر تبدیل کرد.
گر بزد مر اسپ را آن کینه کش
آن نزد بر اسپ زد بر سُکسُکش
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر کینهاش به اسب ضربهای بزند، آن اسب هم به او پاسخ خواهد داد و به انتقام برمیخیزد.
تا ز سُکسُک وارهد خوشپی شود
شیره را زندان کنی تا مِیْ شود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی باید از مشکلات و چالشها فرار کند تا بتواند به خوشبختی و شادابی برسد. اگر شخص بتواند از مشکلات رها شود، میتواند به راحتی از قید و بندهای زندگی آزاد شود و لذت بیشتری از زندگی ببرد.
گفت چندان آن یتیمک را زدی
چون نترسیدی ز قهر ایزدی
هوش مصنوعی: چرا آنقدر به این یتیم آسیب زدی؟ چطور از عذاب و غضب خداوند ترسی به دل راه ندادی؟
گفت او را کی زدم ای جان و دوست
من بر آن دیوی زدم کو اندروست
هوش مصنوعی: گفتم که کی به تو آسیب زدم ای جان و دوست من، من بر دمی زدم که بر تو تکیه دارد.
مادر ار گوید ترا مرگ تو باد
مرگ آن خو خواهد و مرگ فساد
هوش مصنوعی: اگر مادر بگوید که مرگ تو برایت خوب است، او آرزو میکند که تو بمیرى و پیوسته به فساد و بدی دچارت کند.
آن گروهی کز ادب بگریختند
آب مردی و آب مردان ریختند
هوش مصنوعی: در این متن به افرادی اشاره شده است که از ادب و فروتنی دوری کردند و به همین دلیل، ویژگیهای انسانی و مردانگی واقعی خود را از دست دادند.
عاذلانشان از وغا واراندند
تا چنین حیز و مخنث ماندند
هوش مصنوعی: آنهایی که به عذر و بهانه مشغول بودند، به خاطر جنگ و درگیری در وضعیت سختی قرار گرفتند و اینگونه ناتوان و ضعیف ماندند.
لاف و غرهٔ ژاژخا را کم شنو
با چنینها در صف هیجا مرو
هوش مصنوعی: به سخنان بیاساس و خودستایانه توجهی نکن و با چنین افرادی وارد بحث نشوید.
زانک زادوکم خبالا گفت حق
کز رفاق سست برگردان ورق
هوش مصنوعی: زیرا که زادوکم، یاری کرد حق را، هنگامی که از رفاقت دور شدم و ورق برگرداندم.
که گر ایشان با شما همره شوند
غازیان بیمغز همچون که شوند
هوش مصنوعی: اگر آنها با شما همراه شوند، مانند جنگجویانی بیفکر خواهند شد.
خویشتن را با شما همصف کنند
پس گریزند و دل صف بشکنند
هوش مصنوعی: انسانها ممکن است خود را با جمعی هماهنگ و همنوا نشان دهند، اما در باطن خود به سمت دیگری بروید و دلشان را بشکنند.
پس سپاهی اندکی بی این نفر
به که با اهل نفاق آید حشر
هوش مصنوعی: پس بهتر است که گروهی کوچک از پادگان به بیوفایان نپیوندند، تا اینکه با افراد نفاقافکن همراه شوند.
هست بادام کم خوش بیخته
به ز بسیاری به تلخ آمیخته
هوش مصنوعی: بادام خوشمزهای که کم است، بهتر از بسیاری از تلخیها و ناخواستههاست.
تلخ و شیرین در ژغاژغ یک شیاند
نقص از آن افتاد که همدل نیند
هوش مصنوعی: تلخی و شیرینی در سر و صدای زندگی مثل دو جنبه یک چیز هستند، اما به خاطر این که دلها با هم یکی نیستند، این نقص و کمبود احساس میشود.
گبر ترسان دل بود کو از گمان
میزید در شک ز حال آن جهان
هوش مصنوعی: دل گبر (غیر مسلمان) به خاطر بدگمانی و تردید درباره آنچه در جهان دیگر وجود دارد، همواره در اضطراب و ترس به سر میبرد.
میرود در ره نداند منزلی
گام ترسان مینهد اعمی دلی
هوش مصنوعی: شخصی در راهی میرود که از مقصد آن هیچ آگاهی ندارد. با وجود این ناامیدی، دلش امیدوار است و قدمهایش را با احتیاط برمیدارد.
چون نداند ره مسافر چون رود
با ترددها و دل پرخون رود
هوش مصنوعی: وقتی مسافر راه را نادانسته میگذرد، با وجود موانع و دلنگرانیهایش، به سمت مقصدش حرکت میکند.
هرکه گوید، های اینسو راه نیست
او کند از بیم آنجا وقف و ایست
هوش مصنوعی: هر کسی که بگوید این سمت راهی وجود ندارد، به خاطر ترس از آنجا متوقف و ایستاده میشود.
ور بداند ره دل با هوش او
کی رود هر های و هو در گوش او
هوش مصنوعی: اگر دل به کنجکاوی و ذکاوت او پی ببرد، هیچ صدای بلندی نمیتواند او را از مسیر خودش دور کند.
پس مشو همراه این اشتردلان
زانک وقت ضیق و بیمند آفلان
هوش مصنوعی: پس با این انسانهای ناپاک و بیخبر همراه نشو، زیرا زمان دشوار و ترسناکی است و آنها دچار مشکلاتی هستند.
پس گریزند و ترا تنها هلند
گرچه اندر لاف سحر بابلند
هوش مصنوعی: پس فرار میکنند و تو را تنها میگذارند، هرچند که در گفتار خود از جادوی بابل سخن میگویند.
تو ز رعنایان مجو هین کارزار
تو ز طاوسان مجو صید و شکار
هوش مصنوعی: به زیباییهای بهشتی ننگر و درپی آنها نباش، زیرا نباید که در رقابت با آنها به دنبال شکار و دستاوردهای دنیوی باشی.
طبع طاوسست و وسواست کند
دم زند تا از مقامت برکند
هوش مصنوعی: نفس تو مانند طاووس است و در حال وسوسه به سر میبرد تا تو را از جایگاهت دور کند.