برگردان به زبان ساده
آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ
اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
هوش مصنوعی: یک شغال به درون یک ظرف رنگ رفت و مدتی در آنجا ماند و منتظر شد.
پس بر آمد پوستش رنگین شده
که منم طاووس علیین شده
هوش مصنوعی: پس از این که پوستش رنگین و زیبا شد، من هم مانند طاووس به اوج زیبایی و شکوه رسیدهام.
پشم رنگین رونق خوش یافته
آفتاب آن رنگها بر تافته
هوش مصنوعی: پشمهای رنگی در زیر نور آفتاب، جلوهای زیبا و جذاب به خود گرفتهاند و رنگها به طرز دلنشینی درخشیدهاند.
دید خود را سبز و سرخ و فُور و زرد
خویشتن را بر شغالان عرضه کرد
هوش مصنوعی: دیدهی خود را با رنگهای مختلف و زیباییهایش به دیگران نشان داد.
جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟
که تو را در سر نشاطی ملتویست
هوش مصنوعی: همه گفتند: ای شغالک، حال تو چگونه است که در سر تو شادی و نشاطی وجود دارد؟
از نشاط از ما کرانه کردهای
این تکبر از کجا آوردهای؟
هوش مصنوعی: تو از شادی و سرزندگی ما دور شدهای و این خودبزرگبینی و تکبر را از کجا به دست آوردهای؟
یک شغالی پیش او شد کای فلان
شید کردی یا شدی از خوشدلان؟
هوش مصنوعی: یک شغال به او نزدیک شد و گفت: ای فلان، تو به چه حالتی درآمدی؟ آیا خوشحال شدهای؟
شید کردی تا به منبر برجهی
تا ز لاف این خلق را حسرت دهی
هوش مصنوعی: تو چنان درخشان شدی که گویی بر فراز منبری نشستهای و به خاطر خودخواهی و لافزنی این مردم، حسرتی در دلها ایجاد کردهای.
بس بکوشیدی ندیدی گرمیی
پس ز شید آوردهای بیشرمیی
هوش مصنوعی: بسیار تلاش کردی و نتیجهای ندیدی، پس از خورشید، بدون هیچ خجالتی چیزی به دست آوردهای.
گرمی، آنِ اولیا و انبیاست
باز بیشرمی پناه هر دغاست
هوش مصنوعی: گرمای محبت و معنایتان از اولیا و پیامبران است و این عشق، در برابر هر مشکل و سختی، به شخص پناه میدهد.
که التفات خلق سوی خود کشند
که خوشیم و از درون بس ناخوشند
هوش مصنوعی: مردم به سمت ما توجه میکنند و ما را خوشایند میدانند، اما در درون خود احساس ناخوشایندی دارند.