برگردان به زبان ساده
شد ز حد هین بازگرد ای یار گُرد
روستایی خواجه را بین خانه برد
هوش مصنوعی: ای یار، از حد خود فراتر نرو و برگرد. به روستایی که خواجه دارد نگاه کن، خانهاش را در آنجا ببین.
قصهٔ اهل سبا یک گوشه نه
آن بگو کان خواجه چون آمد به ده
هوش مصنوعی: داستان قوم سبا را فقط به گوشهای اشاره کن نه اینکه بگویی آقا وقتی به ده رسید چه شد.
روستایی در تملق شیوه کرد
تا که حزم خواجه را کالیوه کرد
هوش مصنوعی: یک روستایی تلاش میکند تا با محبت و مدحگویی، هوش و تدبیر فردی شایسته را تحت تأثیر قرار دهد و به نوعی او را فریب دهد.
از پیام اندر پیام او خیره شد
تا زلال حزم خواجه تیره شد
هوش مصنوعی: از میان پیامها و اخبار او گیج و سردرگم شد، تا جایی که تدبیر و هوشیاری آن شخص تحتالشعاع قرار گرفت و دچار تاریکی و سردرگمی گردید.
هم ازینجا کودکانش در پسند
نرتع و نلعب به شادی میزدند
هوش مصنوعی: کودکان از اینجا به شادی میرقصیدند و بازی میکردند.
همچو یوسف کهش ز تقدیر عجب
نرتع و نلعب ببرد از ظل اَب
هوش مصنوعی: مانند یوسف که به خاطر سرنوشتش در درد و رنج است، ما نیز نباید در خوشی و بازی غرق شویم و از سایهی خداوند دور بمانیم.
آن نه بازی، بلکه جانبازیست آن
حیله و مکر و دغاسازیست آن
هوش مصنوعی: این موضوع تنها یک بازی ساده نیست، بلکه وابستگی و فریبهایی در پس آن وجود دارد که به خوبی پنهان شدهاند.
هرچه از یارت جدا اندازد آن
مشنو آن را کان زیان دارد زیان
هوش مصنوعی: هر چیز که تو را از محبوبت دور کند، به آن گوش نده، زیرا این چیز برایت ضرر خواهد داشت.
گر بود آن سودِ صد در صد، مگیر
بهر زر مگسل ز گنجور ای فقیر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به سود صد در صد برسی، نگاهی به زر و سرمایهات نکن و از گنجینههای موجود خود بهرهبرداری کن، ای فقیر.
این شنو که چند یزدان زجر کرد
گفت اصحاب نبی را گرم و سرد
هوش مصنوعی: این را بشنو که چه اندازه خداوند بندگانش را آزمایش کرد و به پیامبر او نیز سختیها و راحتیهایی را ارزانی داشت.
زانک بر بانگ دهل در سال تنگ
جمعه را کردند باطل بیدرنگ
هوش مصنوعی: به خاطر صدای دهل، در سالی که شرایط دشواری داشت، جمعه را بیدرنگ بیاثر کردند.
تا نباید دیگران ارزان خرند
زان جلب صرفه ز ما ایشان برند
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما صرفهجویی نکنیم و دیگران را ارزان بفروشیم، به دستاوردهای خود دست نخواهیم یافت.
ماند پیغامبر به خلوت در نماز
با دو سه درویش ثابت پر نیاز
هوش مصنوعی: پیامبر در خلوت و در حال نماز بود و چند درویش نیازمند همراه او بودند.
گفت طبل و لهو و بازرگانیی
چونتان ببرید از ربانیی
هوش مصنوعی: گفت: از صدای طبل و موسیقی و تجارت شما، این مطالب را از روحانیت دور کنید.
قد فضضتم نحو قمح هائما
ثم خلیتم نبیا قائما
هوش مصنوعی: شما به سمت محصولی شتافتید و آن را به دست آوردید، سپس نبی را در حال قیام تنها گذاشتید.
بهر گندم تخم باطل کاشتید
و آن رسول حق را بگذاشتید
هوش مصنوعی: شما برای به دست آوردن گندم، بذرهای نادرست و بیفایدهای را کاشتید و در عوض پیامبر حقی را رها کردید.
صحبت او «خیرٌ مِن لهو»ست و مال
بین کهرا بگذاشتی؟ چشمی بمال
هوش مصنوعی: گفتگوی او بهتر از بیهودگی و لهو است؛ آن را برای کسی بقا گذاشتی، چشمی به او بیفکن.
خود نشد حرص شما را این یقین
که منم رزاق و خیر الرازقین
هوش مصنوعی: شما نمیتوانید به خاطر حرص و ولع خود، به نتیجهای برسید. این حقیقت را در نظر داشته باشید که من تامینکننده و بهترین روزیدهنده هستم.
آنکه گندم را ز خود روزی دهد
کی توکّلهات را ضایع نهد؟
هوش مصنوعی: گندم به خودی خود روزی میدهد، اما تو نگران چوپانی نباش که ممکن است زحمتهای تو را به هدر دهد.
از پی گندم جدا گشتی از آن
که فرستادهست گندم ز آسمان
هوش مصنوعی: تو به دنبال گندم میروی، اما نمیدانی که گندم را از کجا به دست آوردهاند و چه کسی آن را از آسمان فرستاده است.