برگردان به زبان ساده
نفسِ خود را کُش جهان را زنده کُن
خواجه را کشتست او را بنده کُن
هوش مصنوعی: برای بهبود خود و احیای دنیا، باید نفس خود را سرکوب کنی. اگر میخواهی که به نتیجهی خوبی برسی، باید خودخواهی و غرور را کنار بگذاری و در خدمت دیگران باشی.
مدعیِ گاو، نفس تُست هین
خویشتن را خواجه کردست و مِهین
هوش مصنوعی: مدعیِ گاو یعنی آن کسی که مدعی است که میتواند ادعاهای بزرگ و بیاساس داشته باشد، و در عین حال نفس خود را دست کم گرفته و به خود میبالد، در واقع خود را از ارزشهای واقعی دور کرده و به چیزهای ناچیز و بیاهمیت توجه کرده است.
آن کشندهٔ گاو، عقل تُست رو
بر کشنده گاوِ تن منکر مشو
هوش مصنوعی: عقل تو مانند ابزاری است که میتواند به تو کمک کند تا بر تمایلات حیوانی و جسمیات غلبه کنی. به جهان مادی و تمایلات آن بیاعتنا باش و از عقل خود استفاده کن تا بر آنها فائق آوری.
عقل اسیرست و همی خواهد ز حق
روزیی بی رنج و نعمت بر طَبَق
هوش مصنوعی: عقل در محدودیت و اسیری به سر میبرد و آرزو دارد که روزی بیزحمت و با نعمت از جانب حق به او برسد، مانند غذایی که بر روی طَبَق آماده است.
روزی بی رنج او موقوف چیست
آنکِ بُکشد گاو را کاصل بدیست
هوش مصنوعی: روزی که بدون زحمت و تلاش باشد، چه فایدهای دارد؟ چرا که اگر گاو به زحمت نیفتد، سودی در کار نیست.
نفس گوید چون کُشی تو گاو من
زانک گاوِ نفس باشد نقش تن
هوش مصنوعی: نفس میگوید: چگونه میتوانی مرا بکشید، در حالی که من همان گاو تو هستم؛ زیرا گاو نفس همان جسم و ظاهر توست.
خواجهزادهٔ عقل مانده بینوا
نفسِ خونی خواجه گشت و پیشوا
هوش مصنوعی: پسر خرد در بیکسی مانده و نفس خونین او تبدیل به سرپرست و رهنما شده است.
روزیِ بیرنج میدانی که چیست
قوتِ ارواحست و ارزاق نبیست
هوش مصنوعی: روزیای که بدون زحمت به دست آید، همانند نیرویی برای روحهاست و به معنای روزی پیامبران نیز میباشد.
لیک موقوفست بر قربان گاو
گنج اندر گاو دان ای کُنجکاو
هوش مصنوعی: اما دستیابی به گنجی که در دل گاو نهفته است، تنها با قربانی کردن آن ممکن است، ای کاوشگر دوراندیش.
دوش چیزی خوردهام ور نه تمام
دادمی در دست فهم تو زمام
هوش مصنوعی: دیشب چیزی خوردهام وگرنه همه چیز را به تو میسپردم و تسلط بر فهم تو را در دست میگرفتم.
دوش چیزی خوردهام افسانه است
هرچه میآید ز پنهان خانه است
هوش مصنوعی: دیشب چیزی خوردهام که هیچکس نمیتواند آن را باور کند؛ هر چیزی که به ذهنم میرسد، از عمق و پنهانی درونم نشأت میگیرد.
چشم بر اسباب از چه دوختیم
گر ز خوشچشمان کرشم آموختیم
هوش مصنوعی: چرا به دنیا و وسایل آن دل ببندیم، وقتی که زیبایی را از چشمان دلربا آموختهایم؟
هست بر اسباب اسبابی دگر
در سبب منگر در آن افکن نظر
هوش مصنوعی: در دنیای پیرامون، وسایل و عوامل زیادی وجود دارد که به آنها توجه میشود، اما بر روی علت اصلی و بنیادی که همه چیز به آن وابسته است، تمرکز کن.
انبیا در قطع اسباب آمدند
معجزات خویش بر کیوان زدند
هوش مصنوعی: پیامبران از عوامل طبیعی جدا شدند و معجزات خود را به آسمان نشان دادند.
بیسبب مر بحر را بشکافتند
بی زراعت چاشِ گندم یافتند
هوش مصنوعی: بدون هیچ دلیلی دریا را شکافتند و در آن، دانههای گندم را یافتند که نشانی از کشت و کار نیست.
ریگها هم آرد شد از سعیشان
پشم بز ابریشم آمد کشکشان
هوش مصنوعی: ریگها نیز به خاطر تلاششان به پشم و ابریشم تبدیل میشوند.
جمله قرآن هست در قطع سبب
عز درویش و هلاک بولهب
هوش مصنوعی: تمام قرآن شامل بیان علت شکست درویش و نابودی ابولهب است.
مرغ بابیلی دو سه سنگ افکند
لشکرِ زفتِ حبش را بشکند
هوش مصنوعی: مرغی از بابل سنگهایی را به سمت لشکری پرتاب میکند و آن لشکر سنگیندل حبش را شکست میدهد.
پیل را سوراخ سوراخ افکند
سنگِ مرغی کو به بالا پر زند
هوش مصنوعی: پرندهای که به آسمان پرواز میکند، سنگی را به سمت فیل میاندازد و باعث میشود که آن فیل به شکل سوراخ سوراخ درآید.
دُمِ گاوِ کشته بر مقتول زن
تا شود زنده همان دَم در کفن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای زنده شدن و بازگشت به زندگی، کارهایی باید انجام شود؛ به طوری که هر چیز مردهای در زمان مناسبی ممکن است دوباره جان بگیرد یا احیاء شود. به عبارتی دیگر، در شرایط خاص، حتی چیزی که از دنیا رفته نیز میتواند نشانهای از زندگی دوباره باشد.
حلقببریده جهد از جای خویش
خون خود جوید ز خونپالای خویش
هوش مصنوعی: حلقهای که بریده شده، تلاش میکند از جایی که هست، خون خود را از خونپالای خودش بگیرد.
همچنین ز آغاز قرآن تا تمام
رفضِ اسبابست و علت والسلام
هوش مصنوعی: از آغاز قرآن تا انتها، همگی بیانگر این است که هر چیزی وابسته به علل و اسباب خود است و در نهایت به آرامش و صلح میانجامد.
کشفِ این نه از عقل کارافزا شود
بندگی کن تا تورا پیدا شود
هوش مصنوعی: درک و فهم عمیق این راز نتیجهی فکر و عقل نیست؛ بلکه با تسلیم و بندگی به حقیقت، میتوانی به آن آگاهی و درک دست یابی.
بند معقولات آمد فلسفی
شهسوار عقلِ عقل آمد صفی
هوش مصنوعی: بندهای منطقی و عقلانی به جمع آمدهاند و در این میان، فلسفه به شکل یک جنگجو و ماهر ظهور کرده است و عقل در این زمینه به اوج خود رسیده است.
عقلِ عقلت مغز و عقلِ تست پوست
معدهٔ حیوان همیشه پوستجوست
هوش مصنوعی: عقل تو مانند مغز است، اما عقل خودت فقط به ظاهر و پوستهٔ امور توجه دارد. مانند پوست معدهٔ حیوان که همیشه در جستجوی جو و غذاست.
مغزجوی از پوست دارد صد ملال
مغز نغزان را حلال آمد حلال
هوش مصنوعی: کسی که جستجوگر مغز و فکر است، از ظاهر و پوسته به اندازه زیادی ناراحت و آزرده خاطر میشود. اما وقتی به عمق و واقعیت میرسد، آن افکار ارزنده و ناب را حل و فصل میکند و از بین میبرد.
چونک قشر عقل صد برهان دهد
عقل کل کی گام بی ایقان نهد
هوش مصنوعی: عقل جزئی میتواند دلایل متعددی برای هر موضوعی بیاورد، اما عقل کل هیچ گاه بدون یقین و اطمینان قدم بر نمیدارد.
عقل دفترها کند یکسر سیاه
عقلِ عقل آفاق دارد پر ز ماه
هوش مصنوعی: عقل مانند دفتری است که همه چیز را به صورت سیاه و سفید مینگارد و محدود به دانستههای خود است؛ اما عقل برتر، فراتر از این محدودیت است و به فضایی وسیع و روشن مانند آسمانی پر از ماه و ستارهها دسترسی دارد.
از سیاهی و سپیدی فارغست
نورِ ماهش بر دل و جان بازغست
هوش مصنوعی: نور ماه هیچگونه نگران از تاریکی یا روشنی نیست و بر دل و جان انسانها تابش میافکند.
این سیاه و این سپید ار قدر یافت
زان شب قدرست کاختروار تافت
هوش مصنوعی: این سیاه و سفید (شب و روز) به قدری ارزشمندند که به خاطر شب قدر، همچون ستارهای درخشان میدرخشند.
قیمت همیان و کیسه از زرست
بی ز زر همیان و کیسه ابترست
هوش مصنوعی: بهای کیسه و گونی از طلاست و بدون طلا، کیسه و گونی بیارزش هستند.
همچنانک قدر تن از جان بود
قدر جان از پرتو جانان بود
هوش مصنوعی: وجود انسان مانند پیوندی است که بدن به روح دارد. به همین ترتیب، مقام و ارزش روح نیز از نور و تابش معشوق ناشی میشود.
گر بُدی جان زنده بی پرتو کنون
هیچ گفتی کافران را مَیتِّون
هوش مصنوعی: اگر تو روح زندهای بدون نور و روشنایی بودی، اکنون هیچ نمیگفتی که کافران مردهاند.
هین بگو که ناطقه جو میکَنَد
تا به قرنی بعد ما آبی رسد
هوش مصنوعی: بخواب و بیدار شو، و بگو که کسی که سخن میگوید، در جستجوی حقیقت است، تا شاید در آیندهای دور، نتایج این تلاشها به بار نشیند.
گرچه هر قرنی سخنآری بود
لیک گفت سالفان یاری بود
هوش مصنوعی: هر چند در هر دورهای سخنانی وجود داشته، اما گفتار پیشینیان پشتیبان و راهنما بوده است.
نه که هم توریت و انجیل و زبور
شد گواه صدق قرآن ای شکور
هوش مصنوعی: همانطور که تورات، انجیل و زبور به درستی قرآن را تأیید میکنند، ای شکرگزار.
روزی بیرنج جو و بیحسیب
کز بهشتت آورد جبریل سیب
هوش مصنوعی: روزی بدون زحمت و بدون حسیب بهشت، فرشته جبرائیل سیبی برای تو آورد.
بلک رزقی از خداوند بهشت
بیصُداع باغبان بی رنج کِشت
هوش مصنوعی: خداوند باغی سرسبز و زیبا را خلق کرده که در آن بدون دردسر و زحمت، گلهای زیبا و پرباری رشد میکنند.
زانک نفع نان در آن نان دادِ اوست
بدهدت آن نفع بی تُوْسیطِ پوست
هوش مصنوعی: چرا که سود نان به خاطر خود نان است و این سود را به تو میدهد بدون واسطهی دیگر.
ذوق پنهان نقش نان چون سفرهایست
نان بی سفره ولی را بهرهایست
هوش مصنوعی: ذوق و شوقی که در نان نهفته است، مانند سفرهای پر از نان است؛ هر چند که خود نان ممکن است بدون سفره باشد، اما لذتش به آن است که هر کسی از آن بهرهمند شود.
رزق جانی کی بری با سعی و جست
جز به عدل شیخ کو داود تست
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که درآمد و روزی حقیقی انسان نه تنها با تلاش و کوشش بهدست نمیآید، بلکه به عدالت و انصاف نیز نیاز دارد، و اشاره به وجود شخصی به نام داود میکند که نماد عدالت است. به عبارتی، برای دستیابی به روزی و نعمتهای واقعی، باید به اصول قضایی و اخلاقی پیروی کرد.
نفس چون با شیخ بیند کام تو
از بن دندان شود او رام تو
هوش مصنوعی: وقتی نفس تو با یک انسان با تجربۀ مومن و دانا (شیخ) ملاقات کند و ببیند که تو به خواستهها و آرزوهایت دست یافتهای، آن وقت نفس تو نرم و قابل هدایت میشود.
صاحب آن گاو رام آنگاه شد
کز دَمِ داود او آگاه شد
هوش مصنوعی: مالک آن گاو رام زمانی متوجه شد که از وجود داود و قدرت او باخبر شد.
عقل گاهی غالب آید در شکار
برسگ نفست که باشد شیخ یار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات عقل بر اوضاع تسلط پیدا میکند و در مقابل وسوسههای نفس پیروز میشود؛ در این حال، راهنمایی و کمک از کسی خردمند و با تجربه میتواند بسیار مؤثر باشد.
نفس اژدرهاست با صد زور و فن
روی شیخ او را زمرد دیده کَن
هوش مصنوعی: نفس مانند اژدهایی است که با قدرت و مهارت بسیاری همراه است، اما همین نفس میتواند باعث ضعف و آسیب به انسان هم شود. بنابراین بهتر است که با دقت و توجه به آن نگاه کنیم.
گر تو صاحب گاو را خواهی زبون
چون خران سیخش کن آن سو ای حرون
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به صاحب گاو دست پیدا کنی، مثل الاغ زبانش را برای او بکش تا به آن سوی برود.
چون به نزدیک ولی الله شود
آن زبان صد گزش کوته شود
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به نزدیکی ولی خدا برسد، زبانش از بیان حرفهای بیهوده و ناپسند کوتاه میشود.
صد زبان و هر زبانش صد لغت
زرق و دستانش نیاید در صفت
هوش مصنوعی: میلیونها زبان و هر کدام پر از واژههای زیبا، اما هیچکدام نمیتوانند به طور کامل بزرگی و زیبایی او را توصیف کنند.
مدعی گاوِ نفس آمد فصیح
صد هزاران حجت آرد ناصحیح
هوش مصنوعی: شخصی که به خود فخر میکند و ادعای دانایی دارد، با زبان شیوا و زیبا، هزاران دلیل و استدلال نادرست ارائه میکند.
شهر را بفریبد الا شاه را
ره نتاند زد شه آگاه را
هوش مصنوعی: شهر و مردم آن را میتوان به سادگی فریب داد، اما شاه را نمیتوان به سادگی فریب داد؛ او از اوضاع آگاه است و میتواند حقایق را تشخیص دهد.
نفس را تسبیح و مُصحف در یمین
خنجر و شمشیر اندر آستین
هوش مصنوعی: در اینجا، گفته میشود که انسان میتواند در دل خود بر ذکر خدا و عبادت مشغول باشد، در حالی که در دست راست خود ابزارهای جنگی و آمادگی برای دفاع از خود را دارد. این تصویر نشاندهنده توازن میان روحانیت و دنیاگرایی است؛ یعنی هم میتوان به دعا و عبودیت پرداخت و هم در عین حال برای مقابله با خطرات آماده بود.
مُصحف و سالوس او باور مکن
خویش با او همسِر و همسَر مکن
هوش مصنوعی: کتاب و ظاهر فریبندهاش را باور نکن، با او همدلی و همرنگی نکن.
سوی حوضت آورد بهر وضو
واندر اندازد تورا در قعر او
هوش مصنوعی: به سمت حوضت میآورند تا وضو بگیری و در عمق آن غوطهور میشوی.
عقل نورانی و نیکو طالبست
نفسِ ظلمانی برو چون غالبست؟
هوش مصنوعی: عقل روشن و نیکو برای طلب و جستوجو است، اما نفس تاریک و غافل بر آن غلبه دارد.
زانک او در خانهٔ عقلِ تو غریب
بر درِ خود سگ بود شیرِ مهیب
هوش مصنوعی: چون او در خانهٔ تفکر و عقل تو غریبه است، در واقع در برابر خود، به نوعی مانند سگی است که از شکوه و قدرت شیر هراس دارد.
باش تا شیران سوی بیشه روند
وین سگان کور آنجا بگروند
هوش مصنوعی: بگذار تا شیرها به سمت جنگل بروند و این سگهای کور هم آنجا جمع شوند.
مکر نفس و تن نداند عام شهر
او نگردد جز بهوحی القلب قهر
هوش مصنوعی: فریب نفس و بدن را کسی بهخوبی درک نمیکند، اما شخصی که به درک قلبی رسیده باشد، به راحتی میتواند از این مکرها فرار کند.
هر که جنس اوست یار او شود
جز مگر داود کان شیخت بود
هوش مصنوعی: هر کسی که ویژگیها و صفاتش شبیه به شما باشد، به شما نزدیک میشود و با شما ارتباط برقرار میکند، به جز داود که او در واقع استاد و راهنمای شما بوده است.
کو مبدل گشت و جنس تن نماند
هر که را حق در مقام دل نشاند
هوش مصنوعی: هر کسی که به مقام حقیقت و درک عمیق رسید، دیگر دچار تغییر و تبادل در جنس وجودی خود نمیشود.
خلق جمله علتیاند از کمین
یار علت میشود علت یقین
هوش مصنوعی: تمام موجودات و مخلوقات به نوعی به عشق و محبت محبوب یا یارشان وابستهاند و این عشق است که موجب میشود علتهای مختلف و یقین در دلها شکل بگیرد.
هر خسی دعوی داودی کند
هر که بی تمییز کف در وی زند
هوش مصنوعی: هر شخصی که عیب و نقصی در خود دارد، ادعای بزرگ و مهمی میکند و به راحتی دیگران را قضاوت میکند.
از صیادی بشنود آواز طیر
مرغ ابله میکند آن سوی سیر
هوش مصنوعی: از صدای پرندهای که صیاد آن را صدا میزند، مرغ خود را به سمت دیگر حرکت میدهد و بیدلیل رفتار میکند.
نَقد را از نَقل نشناسد غویست
هین ازو بگریز اگر چه معنویست
هوش مصنوعی: اگر کسی نقد واقعی را از نقل و گفتههای دیگر تشخیص ندهد، در واقع به بیراهه رفته است. پس در این صورت باید از او دوری کرد، حتی اگر حرفهایش ظاهراً خوب و معنوی به نظر برسد.
رُسته و بر بسته پیش او یکیست
گر یقین دعوی کند او در شکیست
هوش مصنوعی: به معنی این جمله است که پیش او، چه چیزی رشد کرده باشد و چه مانع رشد شده باشد، همه یکسان است؛ اگر او با یقین ادعا کند که در چیزی شک دارد، در واقع در خود شک و تردید است.
این چنین کس گر ذکی مطلقست
چونش این تمییز نبود احمقست
هوش مصنوعی: اگر کسی بسیار هوشمند و بااستعداد باشد، اما نتواند برای تشخیص و تفاوتگذاریها تامل کند، نشاندهندهی نادانی اوست.
هین ازو بگریز چون آهو ز شیر
سوی او مشتاب ای دانا دلیر
هوش مصنوعی: بشتاب و از او فرار کن، همانطور که آهو از شیر میگریزد. به سوی او نرو، ای دلیر و آگاه.