برگردان به زبان ساده
آن یکی یک شیخ را تهمت نهاد
کو بدست و نیست بر راه رشاد
یک نفر به یک شیخ اتهام زد که او در مسیر درست و راستین قرار ندارد و بد است.
شارب خمرست و سالوس و خبیث
مر مریدان را کجا باشد مغیث
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شرایطی میپردازد که در آن شخصی در نقش مربی یا راهنما قرار دارد، اما خود دارای صفات ناپسند است. در اینجا به شخصی اشاره میشود که اهل شرابخواری و دورویی است و به همین دلیل نمیتواند به مریدانش کمک کند یا آنها را راهنمایی کند. این وضعیت نشاندهنده این است که چگونه کسی که خود دچار فساد است، نمیتواند دیگران را نجات دهد یا به آنها راهنمایی کند.
آن یکی گفتش ادب را هوش دار
خرد نبود این چنین ظن بر کبار
هوش مصنوعی: یکی به دیگری گفت: باید مراقب ادب و آداب باشید؛ زیرا اینکه به بزرگان به این شیوه فکر کنید، نشانهی نادانی است.
دور ازو و دور از آن اوصاف او
که ز سیلی تیره گردد صاف او
هوش مصنوعی: به دور از او و دور از ویژگیهای او که باعث میشود با ضربهای ناپسند، چیزهای صاف و زیبا دچار زشتی و تیرگی شوند.
این چنین بهتان منه بر اهل حق
کین خیال تست برگردان ورق
هوش مصنوعی: به کسی که در پی حق است، اتهام نزن و به او نگو که این فقط خیال توست؛ چرا که ممکن است حقیقت در پشت این خیال نهفته باشد.
این نباشد ور بود ای مرغ خاک
بحر قلزم را ز مرداری چه باک
هوش مصنوعی: اگر تو از خاک هستی، نیازی نیست که از عمق دریا بترسی؛ حتی اگر در شرایط نامناسبی باشی، نباید نگران چیزی باشی.
نیست دون القلتین و حوض خرد
که تواند قطرهایش از کار برد
هوش مصنوعی: هیچ چیز در این دنیا به اندازهی عقل و تفکر ارزش ندارد که بتواند حتی یک قطره از نیکی و فایدهی خود را در اختیار بگذارد.
آتش ابراهیم را نبود زیان
هر که نمرودیست گو میترس از آن
هوش مصنوعی: هیچ ضرری به آتش ابراهیم نمیرسد، زیرا هر کس که نمرود باشد، باید از آن بترسد.
نفس نمرودست و عقل و جان خلیل
روح در عینست و نفس اندر دلیل
هوش مصنوعی: نفس نمرود و عقل و جان حضرت ابراهیم (خلیل) از روح خداوند متعال در عین حال وجود دارد و نفس برای اثبات خود دلیل میآورد.
این دلیل راه رهرو را بود
کو بهر دم در بیابان گم شود
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که دلیل وجود راهنما برای مسافر این است که او در هر لحظهای ممکن است در بیابان گم شود. یعنی وجود هدایت و راهنمایی ضروری است تا کسی که در مسیر سفر است، دچار سردرگمی نشود.
واصلان را نیست جز چشم و چراغ
از دلیل و راهشان باشد فراغ
هوش مصنوعی: پیوندندگان و در ارتباطان با خدا از راه و دلیلی جز عشق و بینش درونی برخوردار نیستند و نیازی به توجیه و استدلال ندارند.
گر دلیلی گفت آن مرد وصال
گفت بهر فهم اصحاب جدال
هوش مصنوعی: اگر کسی دلیلی آورد، آن مرد در مورد وصال (آشتی یا union) سخن گفت تا دوستان متخاصم را متوجه این موضوع کند.
بهر طفل نو، پدر تیتی کند
گرچه عقلش هندسهٔ گیتی کند
هوش مصنوعی: پدر برای نوزادش لالایی میخواند، هرچند که خودش دارای دانش و فهم عمیق دنیا باشد.
کم نگردد فضل استاد از علو
گر الف چیزی ندارد گوید او
هوش مصنوعی: اگرچه معلم به بلندی و دانش بالایی دست یافته است، اما اگر فردی از نظر علمی هیچ چیز ندارد، نمیتواند چیزی از او بیاموزد.
از پی تعلیم آن بستهدهن
از زبان خود برون باید شدن
هوش مصنوعی: برای یادگیری و به دست آوردن علم، باید سکوت را کنار گذاشته و از بیان خود استفاده کنید.
در زبان او بباید آمدن
تا بیاموزد ز تو او علم و فن
هوش مصنوعی: برای اینکه او علم و هنر را از تو بیاموزد، باید به زبان او صحبت کنی و وارد گفتوگو شوی.
پس همه خلقان چو طفلان ویند
لازمست این پیر را در وقت پند
هوش مصنوعی: همهی انسانها مانند کودکان هستند و به همین دلیل ضروری است که این پیر (حکیم یا آموزگار) را در زمان پند و نصیحت مورد توجه قرار دهند.
آن مرید شیخ بد گوینده را
آن به کفر و گمرهی آکنده را
هوش مصنوعی: مریدی که سخنان نادرست و کفرآمیز را از شیخ دریافت کرده، در حال گمراهی و کفر است.
گفت خود را تو مزن بر تیغ تیز
هین مکن با شاه و با سلطان ستیز
هوش مصنوعی: هشدار میدهد که خودت را در موقعیتهای خطرناک قرار نده و با بزرگان و قدرتمندان درگیر نشو.
حوض با دریا اگر پهلو زند
خویش را از بیخ هستی بر کند
هوش مصنوعی: اگر برکه به دریا نزدیک شود، وجودش را از ریشه هستی قطع میکند.
نیست بحری کو کران دارد که تا
تیره گردد او ز مردار شما
هوش مصنوعی: هیچ دریا و آبهای عمیقی وجود ندارد که کرانه یا ساحل داشته باشد، و تا زمانی که تاریک و کدر شود، از زشتیهای شما را تحتتأثیر قرار ندهد.
کفر را حدست و اندازه بدان
شیخ و نور شیخ را نبود کران
هوش مصنوعی: کفر دارای مشخصات و مرزهایی است که میتوان آن را شناسایی کرد، اما نور و دانش شیخ هیچ حد و مرزی ندارد و بیپایان است.
پیش بی حد هرچه محدودست لاست
کل شیء غیر وجه الله فناست
هوش مصنوعی: هر چیزی که محدود و محدودشده است، در برابر آنچه نامتناهی و بیحد است، هیچ ارزشی ندارد و همه چیز غیر از وجه خداوند در نهایت نابود و فناپذیر است.
کفر و ایمان نیست آنجایی که اوست
زانک او مغزست و این دو رنگ و پوست
هوش مصنوعی: در جایی که او وجود دارد، تفاوتی بین کفر و ایمان نیست؛ زیرا او جوهر و حقیقت همه چیز است و این دو تنها ظواهر و شکلهای بیرونی هستند.
این فناها پردهٔ آن وجه گشت
چون چراغ خفیه اندر زیر طشت
هوش مصنوعی: این دنیای فانی مانند پردهای است که روی حقیقت نهایی قرار گرفته است، مانند یکی چراغی که در زیر ظرفی پنهان شده و نورش دیده نمیشود.
پس سر این تن حجاب آن سرست
پیش آن سر این سر تن کافرست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود و صورت ظاهری انسان، در واقع پوششی برای روح و حقیقت درونی اوست. اگر انسان تنها به ظاهر خود توجه کند و روح و معنای درونیاش را نادیده بگیرد، به نوعی کافر به حساب میآید. در واقع، آنچه که واقعاً مهم است، روح و معرفت درون انسان است که باید بر ظاهر غلبه کند.
کیست کافر غافل از ایمان شیخ
کیست مرده بی خبر از جان شیخ
هوش مصنوعی: کیست که از ایمان شیخ بیخبر باشد؟ کیست که مانند مردهای از جان شیخ ناآگاه باشد؟
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
هوش مصنوعی: زندگی تنها در خبر و آگاهی است و هر کسی که دانش و اطلاعات بیشتری داشته باشد، زندگیاش نیز پرمعناتر و غنیتر خواهد بود.
جان ما از جان حیوان بیشتر
از چه زان رو که فزون دارد خبر
هوش مصنوعی: جان ما از جان حیوان با ارزشتر است، زیرا اطلاعات و آگاهی بیشتری داریم.
پس فزون از جان ما جان ملک
کو منزه شد ز حس مشترک
هوش مصنوعی: بنابراین روحی که از جان ما فراتر است، روحی که از حس مشترک پاک و بیآلایش شده، به کمال خود دست یافته است.
وز ملک جان خداوندان دل
باشد افزون تو تحیر را بهل
هوش مصنوعی: از ویژگیهای والای انسانها این است که در دلهایشان جایی برای خداوند دارند. بنابراین، تعجب و حیرت را کنار بگذارید.
زان سبب آدم بود مسجودشان
جان او افزونترست از بودشان
هوش مصنوعی: به خاطر این که انسان به خاطر ویژگیهای خاصش مورد ستایش و احترام قرار گرفته است، روح او از وجود جسمش بالاتر و ارزشمندتر است.
ورنه بهتر را سجود دونتری
امر کردن هیچ نبود در خوری
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، دستور دادن به کسی برای سجده کردن در برابر موجودی پایینتر، هیچ ارزشی ندارد و جایز نیست.
کی پسندد عدل و لطف کردگار
که گلی سجده کند در پیش خار
هوش مصنوعی: چه کسی میپسندد که خداوند با عدالت و مهربانی، گلی را به سجده در برابر خار مجبور کند؟
جان چو افزون شد گذشت از انتها
شد مطیعش جان جمله چیزها
هوش مصنوعی: وقتی جان انسان به کمال میرسد و از محدودیتهای خود فراتر میرود، پذیرا و تسلیم همه چیز میشود.
مرغ و ماهی و پری و آدمی
زانک او بیشست و ایشان در کمی
هوش مصنوعی: پرنده، ماهی، پری و انسان، همه در وجود و مقام خود متفاوتند؛ زیرا انسان از همه آنها برتر و بزرگتر است.
ماهیان سوزنگر دلقش شوند
سوزنان را رشتهها تابع بوند
هوش مصنوعی: ماهیانی که سوزنگر هستند ممکن است دلقکماهیان باشند. در اینجا، سوزنها به رشتههایی اشاره دارند که به آنها وابستهاند و میتوانند تحت تأثیر آنها قرار بگیرند.