برگردان به زبان ساده
یک نظر قانع مشو زین سقف نور
بارها بنگر ببین هل من فطور
هوش مصنوعی: به یک نگاه ساده قانع نشو. از این سقف نور به بارها نگاه کن و ببین آیا چیزی برای تغذیه روحات هست یا نه.
چونک گفتت کاندرین سقف نکو
بارها بنگر چو مرد عیبجو
هوش مصنوعی: وقتی که گفتی در این سقف خوب، بارها توجه کن به مانند مردی که عیبجو است.
پس زمین تیره را دانی که چند
دیدن و تمییز باید در پسند
هوش مصنوعی: به همین دلیل، برای درک و تمییز خوبیها از بدیها، باید بارها و بارها به آنچه در اطرافمان میگذرد توجه کنیم و از زوایای مختلف ببینیم.
تا بپالاییم صافان را ز درد
چند باید عقل ما را رنج برد
هوش مصنوعی: برای پاکسازی و رهایی صافان از درد و رنج، عقل ما باید بار زیادی را تحمل کند.
امتحانهای زمستان و خزان
تاب تابستان بهار همچو جان
هوش مصنوعی: آزمونهای سخت و دشوار فصلهای سرد، مانند زمستان و پاییز، در برابر شادی و زیبایی تابستان و بهار مانند جان و حیات هستند.
بادها و ابرها و برقها
تا پدید آرد عوارض فرقها
هوش مصنوعی: بادها و ابرها و رعد و برقها تا زمانی که ظهور پیدا کنند، نشانهها و نشانههایی ازتفاوتها را نمایان میکنند.
تا برون آرد زمین خاکرنگ
هرچه اندر جیب دارد لعل و سنگ
هوش مصنوعی: زمین هر چه در دل خود دارد، از خاک و رنگهای مختلف تا گوهرها و سنگهای قیمتی، را به بیرون میآورد.
هرچه دزدیدهست این خاک دژم
از خزانهٔ حق و دریای کرم
هوش مصنوعی: این خاک ناامید و غمگین، هر چیزی که از خزانهٔ حق و دریای بخشش دزدیده، را در خود دارد.
شحنهٔ تقدیر گوید راست گو
آنچ بردی شرح وا ده مو به مو
هوش مصنوعی: سرنوشت به تو میگوید که راست بگو، آنچه را که بردی به طور دقیق و کامل توضیح بده.
دزد یعنی خاک گوید هیچ هیچ
شحنه او را در کشد در پیچ پیچ
هوش مصنوعی: دزد به زمین میگوید هیچ چیز نیست و نگهبان او را در پیچ و خمها میکشد.
شحنه گاهش لطف گوید چون شکر
گه بر آویزد کند هر چه بتر
هوش مصنوعی: مکان شهان و بزرگزادگان پر از محبت و مهربانی است. وقتی توجه و محبت آنها به کسی جلب میشود، هر نوع خوبی و زیبایی را به او عطا میکنند.
تا میان قهر و لطف آن خفیهها
ظاهر آید ز آتش خوف و رجا
هوش مصنوعی: تا زمانی که تضاد میان خشم و لطف او آشکار شود، رازهای نهفته از دل آتش ترس و امید نمایان میشود.
آن بهاران لطف شحنهٔ کبریاست
و آن خزان تهدید و تخویف خداست
هوش مصنوعی: بهار، نشانهی نعمت و زیبایی است که از جانب خداوند میآید، در حالی که پاییز، به نوعی به یادآور هشدار و ترس از عواقب اعمال است.
و آن زمستان چارمیخ معنوی
تا تو ای دزد خفی ظاهر شوی
هوش مصنوعی: و آن زمستانی که به شدت بر دلها سایه افکنده، زمانی است که تو ای دزد پنهان، خود را آشکار خواهی کرد.
پس مجاهد را زمانی بسط دل
یک زمانی قبض و درد و غش و غل
هوش مصنوعی: مجاهد در برخی مواقع دلی گشاده و خوشحال دارد و در زمانهای دیگر دچار درد و ناراحتی میشود و احساس ضعف میکند.
زانک این آب و گلی کابدان ماست
منکر و دزد ضیای جانهاست
هوش مصنوعی: این آب و گل متعلق به ماست و کس نمیتواند آن را انکار کند، زیرا این زندگی و نور وجود انسانها را میدزدد.
حق تعالی گرم و سرد و رنج و درد
بر تن ما مینهد ای شیرمرد
هوش مصنوعی: خداوند سرما و گرما و رنج و درد را به ما میدهد، ای مردان بزرگ!
خوف و جوع و نقص اموال و بدن
جمله بهر نقد جان ظاهر شدن
هوش مصنوعی: ترس، گرسنگی و نقصان در دارایی و بدن، همه اینها به نوعی نشاندهندهی هزینههای روحی و جسمی زندگی است.
این وعید و وعدهها انگیختست
بهر این نیک و بدی کآمیختست
هوش مصنوعی: این وعدهها و تهدیدها به خاطر این است که نیک و بد در هم آمیخته شدهاند.
چونک حق و باطلی آمیختند
نقد و قلب اندر حرمدان ریختند
هوش مصنوعی: وقتی حق و باطل با هم ترکیب شدند، ارزش واقعی و قلب انسانها در آشفتگی و سردرگمی قرار گرفت.
پس محک میبایدش بگزیدهای
در حقایق امتحانها دیدهای
هوش مصنوعی: پس باید برایش آزمونهایی انتخاب شود که در آن حقایق را سنجیده و تجربه کرده باشد.
تا شود فاروق این تزویرها
تا بود دستور این تدبیرها
هوش مصنوعی: برای برطرف کردن دسیسهها و فریبها، باید مطابق با اصول و قوانین مشخصی عمل کنیم.
شیر ده ای مادر موسی ورا
واندر آب افکن میندیش از بلا
هوش مصنوعی: ای مادر موسی، کودک خود را به آب بیفکن و نگران سرنوشت او نباش.
هر که در روز الست آن شیر خورد
همچو موسی شیر را تمییز کرد
هوش مصنوعی: هر کس که در روز الست، از حقایق و معرفت بهرهمند شده است، مانند موسی (ع) توانسته است حق و باطل را از هم تشخیص دهد.
گر تو بر تمییز طفلت مولعی
این زمان یا ام موسی ارضعی
هوش مصنوعی: اگر تو به خوب تربیت کردن فرزندت مشغولی، پس ای مادر موسی، شیرش بده.
تا ببیند طعم شیر مادرش
تا فرو ناید بدایهٔ بد سرش
هوش مصنوعی: برای اینکه بتواند طعم شیر مادرش را تجربه کند، باید بدیهای زندگی و مشکلاتش کمتر شود.