برگردان به زبان ساده
کی گذارد آنک رشک روشنیست
تا بگویم آنچ فرض و گفتنیست
هوش مصنوعی: این شخص منتظر است تا ببیند چه کسی از او به خاطر زیباییاش حسادت میکند، تا بتواند آنچه را که باید بگوید و در نظر دارد، بیان کند.
بحر کف پیش آرد و سدی کند
جر کند وز بعد جر مدی کند
هوش مصنوعی: دریا کف را به جلو میآورد و یک سد میسازد، سپس این جریان را ادامه میدهد و در نهایت به شدت بیشتری میرسد.
این زمان بشنو چه مانع شد مگر
مستمع را رفت دل جای دگر
هوش مصنوعی: این زمان گوش کن که چه چیزی مانع شده است، مگر آنکه شنونده در فکر و دلش جای دیگری است.
خاطرش شد سوی صوفی قنق
اندر آن سودا فرو شد تا عنق
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به حالتی از عشق و شوریدگی دارد که شخصی به سوی یک عارف یا صوفی میرود. در این روند، او در تجلیاتی عمیق و تأملات روحانی غرق میشود و به نوعی از آرامش و سکون دست مییابد. به طور کلی، این تصویر، اشارهای به سفر روحانی و تلاش برای نزدیک شدن به حقیقت دارد.
لازم آمد باز رفتن زین مقال
سوی آن افسانه بهر وصف حال
هوش مصنوعی: نیاز به این است که دوباره از اینجا بروم و به آن داستان برسم تا حال و احوال را توصیف کنم.
صوفی آن صورت مپندار ای عزیز
همچو طفلان تا کی از جوز و مویز
هوش مصنوعی: ای عزیز، صوفی را به همان شکلی که بچهها به خوراکیهای ساده مثل گردو و کشمش چسبیدهاند، تصور نکن. تا کی میخواهی در این فکر بمانی؟
جسم ما جوز و مویزست ای پسر
گر تو مردی زین دو چیز اندر گذر
هوش مصنوعی: بدن ما مانند گردو و کشمش است، ای پسر، اگر مردی و قدرتی داری، از این دو چیز فراتر برو.
ور تو اندر نگذری اکرام حق
بگذراند مر ترا از نه طبق
هوش مصنوعی: اگر تو طبق ادب و احترام را رعایت نکنی، حق تو را از این مراحل عبور نخواهد داد.
بشنو اکنون صورت افسانه را
لیک هین از که جداکن دانه را
هوش مصنوعی: اکنون داستان را بشنو، اما مواظب باش که باید دانه را از چه چیزی جدا کنی.