برگردان به زبان ساده
گفت امیر ای راهزن حجت مگو
مر تو را ره نیست در من ره مجو
هوش مصنوعی: امیر به راهزن گفت: سخن از حجت نزن، زیرا برای تو در این مسیر راهی نیست، پس در من نیز به دنبال راه نگرد.
رهزنی و من غریب و تاجرم
هر لباساتی که آری کی خرم
هوش مصنوعی: من در دنیای ناشناختهای هستم و در حالی که با سختیها و رنجها دست و پنجه نرم میکنم، به دنبال خوشی و زندگی شاداب هستم. هرچه بر تن دارم نمایانگر وضعیت من است، اما در درون خود احساس خوشحالی نداشته و غمگینم.
گرد رخت من مگرد از کافری
تو نهای رخت کسی را مشتری
هوش مصنوعی: به گرد من نگرد و از کافر نترس؛ تو خود کسی نیستی که کسی بتواند به تو وابسته شود.
مشتری نبود کسی را راهزن
ور نماید مشتری مکرست و فن
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا مشتری نباشد، دزدی نمیتواند به کسی آسیب بزند و بداند که مشتریان، برایش نقشهها و ترفندهایی دارند.
تا چه دارد این حسود اندر کدو
ای خدا فریاد ما را زین عدو
هوش مصنوعی: خدایا، این حسود چه چیزهایی در دل دارد که ما را آزار میدهد و به ما حسادت میکند. فریاد ما را از دست این دشمن بشنو.
گر یکی فصلی دگر در من دمد
در رباید از من این رهزن نمد
هوش مصنوعی: اگر کسی فصل جدیدی از زندگی یا افکارش را در من وارد کند، این دزد درونم دیگر نمیتواند مرا از مسیر خودم دور کند.