برگردان به زبان ساده
بود کوری کو همیگفت الامان
من دو کوری دارم ای اهل زمان
هوش مصنوعی: شخصی وجود داشت که دائم میگفت: "نجاتم بدهید! من دو مشکل بزرگ دارم." ای مردم زمان، به وضعیت من توجه کنید.
پس دوباره رحمتم آرید هان
چون دو کوری دارم و من در میان
هوش مصنوعی: پس ای دوستان، مرا دوباره مورد رحمت قرار دهید، زیرا که من در میان دو نفر نادان قرار دارم.
گفت یک کوریت میبینیم ما
آن دگر کوری چه باشد وا نما
هوش مصنوعی: گفت یک بینا را میبینیم، اما این کور دیگر چه طور میتواند آن کوری را نشان دهد؟
گفت زشتآوازم و ناخوش نوا
زشتآوازی و کوری شد دوتا
هوش مصنوعی: او گفت که صدای من زشت و ناهنجار است و به خاطر این ناهنجاری، هم صدا و هم عشق آسیب دیده است.
بانگ زشتم مایهٔ غم میشود
مهر خلق از بانگ من کم میشود
هوش مصنوعی: صدای ناخوشایند من باعث ناراحتی دیگران میشود و محبت آنها نسبت به من کمتر میشود.
زشت آوازم بهر جا که رود
مایهٔ خشم و غم و کین میشود
هوش مصنوعی: صدای زشت من هر جا که برود، باعث خشم و اندوه و کینه میشود.
بر دو کوری رحم را دوتا کنید
این چنین ناگنج را گنجا کنید
هوش مصنوعی: بر درد و رنج دو انسان ناتوان ترحم کنید و به آنها کمک کنید تا این وضع سخت و ناگوار را به شرایطی بهتر تبدیل کنید.
زشتی آواز کم شد زین گله
خلق شد بر وی برحمت یکدله
هوش مصنوعی: آواز زشت کمتر شد و به این ترتیب، از دل مردم نسبت به آن، رحمت و محبت بیشتری شکل گرفت.
کرد نیکو چون بگفت او راز را
لطف آواز دلش آواز را
هوش مصنوعی: وقتی او راز را به خوبی بیان کرد، صدای دلنشینش مانند آواز دلش، زیبا و دلپذیر شد.
وانک آواز دلش هم بد بود
آن سه کوری دوری سرمد بود
هوش مصنوعی: صدای دل او نیز ناخوشایند بود، و آن سه کوری که در دوردست بودند، همیشگی و ابدی به نظر میرسیدند.
لیک وهابان که بی علت دهند
بوک دستی بر سر زشتش نهند
هوش مصنوعی: اما وهابیها که بدون دلیل به دیگران نیکی میکنند، شاید دستی بر سر زشت خود بکشند.
چونک آوازش خوش و مظلوم شد
زو دل سنگیندلان چون موم شد
هوش مصنوعی: وقتی صدایش زیبا و دلنشین شد، دلهای سنگین و سخت مانند موم نرم و پذیرای آن شدند.
نالهٔ کافر چو زشتست و شهیق
زان نمیگردد اجابت را رفیق
هوش مصنوعی: ناله و فریاد کافر زیبا نیست و به همین دلیل، پاسخ به آن فریاد هم انجام نمیشود.
اخسؤا بر زشت آواز آمدست
کو ز خون خلق چون سگ بود مست
هوش مصنوعی: بگذارید آنکه با صدای زشت و ناخوشایندش آمده، همچون سگی که از خون مردم سیراب شده، خوار و ذلیل شود.
چونک نالهٔ خرس رحمتکش بود
نالهات نبود چنین ناخوش بود
هوش مصنوعی: چون صدای خرس به خاطر رحمت خداست، صدای تو اینقدر ناگوار نیست.
دان که با یوسف تو گرگی کردهای
یا ز خون بی گناهی خوردهای
هوش مصنوعی: بدان که اگر با یوسف تو به دور از حقیقت سخن گفتهای، یا از ناحق و بیدلی خون بیگناهی را ریختهای.
توبه کن وز خورده استفراغ کن
ور جراحت کهنه شد رو داغ کن
هوش مصنوعی: توبه کن و از آنچه که خوردهای، خودت را پاک کن. اگر زخم کهنهای داری، بر آن زخم مرهم بگذار و آن را مداوا کن.