برگردان به زبان ساده
دو قبیله کاوس و خزرج نام داشت
یک ز دیگر جان خونآشام داشت
هوش مصنوعی: دو طایفه به نامهای کاوس و خزرج وجود داشتند، که یکی از آنها نسبت به دیگری خصومت و دشمنی عمیقی داشت.
کینههای کهنهشان از مصطفی
محو شد در نور اسلام و صفا
هوش مصنوعی: کینهها و دشمنیهای قدیمی آنها نسبت به مصطفی با ظهور نور اسلام و پاکی از بین رفت.
اولا اخوان شدند آن دشمنان
همچو اعداد عنب در بوستان
هوش مصنوعی: دشمنان به یکدیگر نزدیک شدهاند و مانند دانههای انگور در باغ قرار گرفتهاند.
وز دم المؤمنون اخوه به پَند
در شکستند و تنِ واحد شدند
هوش مصنوعی: از نفس مؤمنان برادری ناشی میشود که در سختیها پشتیبان یکدیگرند و مانند یک بدن واحد عمل میکنند.
صورت انگورها اخوان بود
چون فشردی شیرهٔ واحد شود
هوش مصنوعی: صورت انگورها همانند برادران است و وقتی فشرده شوند، شیرهٔ واحدی حاصل میشود.
غوره و انگور ضدانند لیک
چونک غوره پخته شد، شد یارِ نیک
هوش مصنوعی: غوره و انگور با هم تفاوت دارند، اما وقتی غوره به خوبی رشد میکند و成熟 میشود، به یک دوست خوب تبدیل میشود.
غورهای کو سنگبست و خام ماند
در ازل حق کافر اصلیش خواند
هوش مصنوعی: میوهای که هنوز خام و نرسیده است، مانند سنگی در آغاز خلقت، به عنوان کافر اصلی شناخته میشود.
نه اخی نه نفس واحد باشد او
در شقاوت نحس ملحد باشد او
هوش مصنوعی: نه امیالی از خود دارد و نه در اندیشهاش، او در بدبختی و شقاوت بهسر میبرد و به نوعی کافر و ملحد است.
گر بگویم آنچ او دارد نهان
فتنهٔ افهام خیزد در جهان
هوش مصنوعی: اگر بگویم آنچه او در دل پنهان دارد، غوغای درک و فهم را در جهان به راه میاندازد.
سر گبر کور نامذکور به
دود دوزخ از ارم مهجور به
هوش مصنوعی: سر گبر که در تاریکی گم شده، به خاطر آتش جهنم دچار درد و رنج شده و از نعمتهای بهشت دور افتاده است.
غورههای نیک که ایشان قابلند
از دم اهل دل آخر یک دلند
هوش مصنوعی: انسانهای نیک و خوشدل که زشتیها و مشکلات را میشناسند، در واقع به دل واحدی وصل هستند و درک عمیقتری از دنیا دارند.
سوی انگوری همیرانند تیز
تا دوی بر خیزد و کین و ستیز
هوش مصنوعی: به سمت انگورهایی تند میدوند تا برنخیروفت کنند و به دور از جنگ و جدال باشند.
پس در انگوری همیدرند پوست
تا یکی گردند و وحدت وصف اوست
هوش مصنوعی: در انگور، پوست را میجوند تا دانهها یکپارچه و متحد شوند، زیرا این کار نشاندهندهی وضعیت یگانگی و هماهنگی است.
دوست دشمن گردد ایرا هم دواست
هیچ یک با خویش جنگی در نبست
هوش مصنوعی: دوست میتواند به دشمن تبدیل شود، اما هیچ یک از آنها با خودشان نمیجنگند.
آفرین بر عشق کل اوستاد
صد هزاران ذره را داد اتحاد
هوش مصنوعی: عشق، استاد تمام چیزهاست و به واسطه آن، هزاران ذره را به هم پیوند میزند و واحد میکند.
همچو خاک مفترق در رهگذر
یک سبوشان کرد دست کوزهگر
هوش مصنوعی: همچون خاکی که در کنار راه بر اثر گذر یک دلی که به شادابی رسیده، توسط صنعتگری که کوزه میسازد، شکل گرفته است.
که اتحاد جسمهای آب و طین
هست ناقص جان نمیماند بدین
هوش مصنوعی: جسمهای آب و گل هرگز به صورت کامل به یکدیگر متصل نمیشوند و از این رو روح یا جان در این حالت پایدار نمیماند.
گر نظایر گویم اینجا در مثال
فهم را ترسم که آرد اختلال
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در اینجا مثالهایی بیاورم، از فهم و درک افراد میترسم که ایراد و اختلالی ایجاد کند.
هم سلیمان هست اکنون لیک ما
از نشاط دوربینی در عمی
هوش مصنوعی: سلیمان همچنان وجود دارد، اما ما به دلیل نداشتن دیدگاه و شادابی لازم، از درک و مشاهده عظمت او دوریم.
دوربینی کور دارد مرد را
همچو خفته در سرا کور از سرا
هوش مصنوعی: مردی مانند فردی که در اتاقی تاریک خوابیده است، بینایی ندارد و نمیتواند حقیقت را ببیند.
مولعیم اندر سخنهای دقیق
در گره ها باز کردن ما عشیق
هوش مصنوعی: ما به یادگیری سخنانی دقیق و پیچیده مشغولیم و در این هنر، مانند عاشقانی هستیم که با عشق خود به گرهها و مشکلات میپردازیم.
تا گره بندیم و بگشاییم ما
در شکال و در جواب آیینفزا
هوش مصنوعی: ما در کلام و پاسخ، هم به ایجاد پیوندها میپردازیم و هم به باز کردن آنها.
همچو مرغی کو گشاید بند دام
گاه بندد تا شود در فن تمام
هوش مصنوعی: مانند پرندهای که بند دام را میگشاید، گاهی اوقات خود را در مشکلاتی گرفتار میکند تا به کمال و مهارت برسد.
او بود محروم از صحرا و مرج
عمر او اندر گره کاریست خرج
هوش مصنوعی: او از دنیای آزاد و طبیعت دور است و زندگیاش در مشکلات و پیچیدگیها گرفتار شده است.
خود زبون او نگردد هیچ دام
لیک پرش در شکست افتد مدام
هوش مصنوعی: اگرچه خود او هرگز در دام نمیافتد، اما با پرواز کردن دائماً دچار شکست میشود.
با گره کم کوش تا بال و پرت
نسکلد یک یک ازین کر و فرت
هوش مصنوعی: در تلاش باش که با دقت و احتیاط عمل کنی تا از پرواز و آزادیات کاسته نشود و به مشکلات و موانع دچار نشوی.
صد هزاران مرغ پرهاشان شکست
و آن کمینگاه عوارض را نبست
هوش مصنوعی: صدها هزار پرنده پرهای خود را از دست دادند، اما آن تلهای که در کمین بود، بسته نشد.
حال ایشان از نبی خوان ای حریص
نقبوا فیها ببین هل من محیص
هوش مصنوعی: حال آنها را از پیامبر بشناسید، ای شخص تشنه و حریص. در این موضوع عمیقتر بررسی کنید، آیا راهی برای نجات وجود دارد؟
از نزاع ترک و رومی و عرب
حل نشد اشکال انگور و عنب
هوش مصنوعی: مسائل مربوط به انگور و کشمش هیچگاه از نزاع و درگیری بین ترکها، رومیها و عربها حل نشد.
تا سلیمان لسین معنوی
در نیاید بر نخیزد این دوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که سلیمان معنوی به دنیا نیامده، این دو موضوع به نتیجه نخواهد رسید.
جمله مرغان منازع بازوار
بشنوید این طبل باز شهریار
هوش مصنوعی: تمام پرندگان باهم در حال جدال هستند، به صدای این طبل پادشاه گوش دهید.
ز اختلاف خویش سوی اتحاد
هین ز هر جانب روان گردید شاد
هوش مصنوعی: از تنوع و اختلافهای خود دور شوید و به سمت اتحاد بروید. از هر طرف با خوشحالی به حرکت درآیید.
حیث ما کنتم فولوا وجهکم
نحوه هذا الذی لم ینهکم
هوش مصنوعی: هرجا که باشید، روی خود را به سوی این قبله که شما را باز نمیدارد، بچرخانید.
کور مرغانیم و بس ناساختیم
کان سلیمان را دمی نشناختیم
هوش مصنوعی: ما مثل پرندههای کور هستیم و هیچگاه نتوانستهایم رابطهمان را با آنچه که سلیمان را میشناخت، بسازیم.
همچو جغدان دشمن بازان شدیم
لاجرم وا ماندهٔ ویران شدیم
هوش مصنوعی: مانند جغدها که در برابر شکارچیان میایستند، ما نیز به همین صورت در برابر چالشها قرار گرفتیم و در نتیجه، دچار خرابی و سردرگمی شدیم.
میکنیم از غایت جهل و عما
قصد آزار عزیزان خدا
هوش مصنوعی: ما به دلیل نادانی و بیخبری قصد آزار عزیزان خدا را داریم.
جمع مرغان کز سلیمان روشنند
پر و بال بی گنه کی برکنند
هوش مصنوعی: جمع پرندگان که از نور سلیمان بهرهمندند، چگونه میتوانند بدون گناه بال و پر خود را برکنند؟
بلک سوی عاجزان چینه کشند
بی خلاف و کینه آن مرغان خوشند
هوش مصنوعی: پرندگانی که بیکینه و شکیبایی به سوی ناتوانان میروند، از بهترین و زیباترین موجودات هستند.
هدهد ایشان پی تقدیس را
میگشاید راه صد بلقیس را
هوش مصنوعی: هدهد برای آنها راهی را میگشاید که به تقدیس و احترام میانجامد و به سمت بلقیس، ملکه سبا، راهی را هموار میکند.
زاغ ایشان گر بصورت زاغ بود
باز همت آمد و مازاغ بود
هوش مصنوعی: اگر زاغ آنها همچنان زاغ باشد، باز هم اراده و تلاش ما تغییر نخواهد کرد.
لکلک ایشان که لکلک میزند
آتش توحید در شک میزند
هوش مصنوعی: هر کسی که در حالت بیخبری و تنبلی به سر میبرد و فقط صدا میزند، در واقع در آتش اعتقادات و ایمان به یکتایی خداوند دچار تردید و شک است.
و آن کبوترشان ز بازان نشکهد
باز سر پیش کبوترشان نهد
هوش مصنوعی: کبوتران از پرندگان دیگر نمیترسند و بهخاطر اینکه خیالشان راحت باشد، سر خود را بر شانهی کبوتران دیگر میگذارند.
بلبل ایشان که حالت آرد او
در درون خویش گلشن دارد او
هوش مصنوعی: بلبل آنها که در درون خود حالاتی را تجربه میکند، در واقع بهشتی در درون خویش دارد.
طوطی ایشان ز قند آزاد بود
کز درون قند ابد رویش نمود
هوش مصنوعی: طوطی آنها از شیرینی و خوشی آزاد بود، زیرا در دل شیرینی ابدیتی از زیبایی و جذابیت داشت.
پای طاووسان ایشان در نظر
بهتر از طاووسپران دگر
هوش مصنوعی: پای طاووسهای آنها در نظر، زیباتر از پای طاووسپرانی دیگر است.
منطق الطیر آن خاقانی صداست
منطق الطیر سلیمانی کجاست
منطق الطیری که خاقانی گفتهه حرف و صداست ولی منطق الطیری که سلیمان بلد بود اصل کاره
تو چه دانی بانگ مرغان را همی
چون ندیدستی سلیمان را دمی
هوش مصنوعی: تو که هرگز سلیمان را ندیدهای، چگونه میتوانی صدای پرندگان را بشناسی و درکی از آن داشته باشی؟
پر آن مرغی که بانگش مطربست
از برون مشرقست و مغربست
هوش مصنوعی: پر آن پرندهای که صدایش شبیه آواز نوازندگان است، از سمت شرق و غرب برخاسته است.
هر یک آهنگش ز کرسی تا ثریست
وز ثری تا عرش در کر و فریست
هوش مصنوعی: هر یک از این نغمهها از زمین تا آسمان و از آسمان تا بالای عرش بلند میشود و همواره صدا و ندا را به همراه دارد.
مرغ کو بی این سلیمان میرود
عاشق ظلمت چو خفاشی بود
هوش مصنوعی: پرندهای که بدون این سلیمان میرود، عاشق تاریکی است مانند خفاش.
با سلیمان خو کن ای خفاشِ رَد
تا که در ظلمت نمانی تا ابد
هوش مصنوعی: با سلیمان همنشین شو ای خفاشِ شبزندهدار، تا همیشه در تاریکی نمانی.
یک گزی ره که بدان سو میروی
همچو گز قطب مساحت میشوی
هوش مصنوعی: هر قدمی که به سمت هدف خود برداری، مانند گزی که به سمت شمال میرود، میتواند تو را به نقطهای وسیع و مطلوب برساند.
وانک لنگ و لوک آن سو میجهی
از همه لنگی و لوکی میرهی
هوش مصنوعی: اگر به آن سمت بروی و برای رسیدن به هدفی تلاش کنی، از تمام نقصها و مشکلاتی که داری رها میشوی.