برگردان به زبان ساده
قصهٔ طوطی جان زین سان بود
کو کسی کو محرم مرغان بود
هوش مصنوعی: داستان طوطی به این شکل بود که کسی که به اسرار و رازهای پرندگان آگاه بود، میتوانست آن را به خوبی درک کند.
کو یکی مرغی ضعیفی بیگناه
و اندرون او سلیمان با سپاه
هوش مصنوعی: یک پرندهای ضعیف و بیگناه وجود دارد که در درون او حکیمی بزرگ و قدرتمند به نام سلیمان با لشکری از سپاهیان پنهان شده است.
چون به نالد زار بیشکر و گله
افتد اندر هفت گردون غلغله
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از درد و ناامیدی فریاد میزند، صدای او در آسمانها به گوش میرسد و موجب شور و هیاهو میشود.
هر دمش صد نامه صد پیک از خدا
یا ربی زو، شصت لبیک از خدا
هوش مصنوعی: هر لحظه او پیغامها و پیامآوران زیادی از سوی خداوند به او میفرستد و پاسخهای مثبت و دعوتهایی را دریافت میکند.
زلت او به ز طاعت نزد حق
پیش کفرش جمله ایمانها خلَق
هوش مصنوعی: ذلت او در مقایسه با طاعت خداوند به قدری زیاد است که کفرش تمام ایمانها را نابود میکند.
هر دمی او را یکی معراج خاص
بر سر تاجش نهد صد تاج خاص
هوش مصنوعی: هر لحظه او را به نوعی در اوج و رفعت قرار میدهد که بر سرش تاجی منحصر به فرد مینهد، تاجی که از چندین تاج بینظیر خاصتر است.
صورتش بر خاک و جان بر لامکان
لامکانی فوق وهم سالکان
هوش مصنوعی: صورت او بر زمین است و جانش در فضایی بینهایت و بالاتر از تصورات سالکانی که در جستجوی حقیقتاند.
لامکانی نه که در فهم آیدت
هر دمی در وی خیالی زایدت
هوش مصنوعی: مکانی وجود ندارد که در آن بتوانی درک کنی، اما هر لحظه خیال و تصوری از آن به ذهنت میرسد.
بل مکان و لامکان در حکم او
همچو در حکم بهشتی چار جو
هوش مصنوعی: هر مکانی و بیمکانی در مقام او مانند بهشتی با چهار نهر است.
شرح این کوته کن و رخ زین بتاب
دم مزن والله اعلم بالصواب
هوش مصنوعی: بیا این موضوع را خلاصه کن و از این زیبایی دوری کن، در موردش صحبت نکن که تنها خداست که به حقیقت آگاه است.
باز میگردیم ما ای دوستان
سوی مرغ و تاجر و هندوستان
هوش مصنوعی: ما دوباره به سمت دوستان و عالم تجارتی و سرزمین هند برمیگردیم.
مرد بازرگان پذیرفت این پیام
کو رساند سوی جنس از وی سلام
هوش مصنوعی: مرد بازرگان این پیام را قبول کرد که فرستادهای به سوی او درباره کالایش سلام رسانده است.