برگردان به زبان ساده
گفت ای یاران حقم الهام داد
مر ضعیفی را قوی رایی فتاد
هوش مصنوعی: دوستانم، به من الهام شده که ضعف کسی میتواند به نیکی و قدرت او تبدیل شود.
آنچ حق آموخت مر زنبور را
آن نباشد شیر را و گور را
هوش مصنوعی: آنچه که خداوند به زنبور آموخته، برای شیر و گور (حیوانات دیگر) مناسب نیست و قابل به کار بردن نیست.
خانهها سازد پر از حلوای تر
حق برو آن علم را بگشاد در
هوش مصنوعی: خانهها را پر از حلوای تازه میکند، خدا به آن دانش نورانی علم را میگشاید.
آنچ حق آموخت کرم پیله را
هیچ پیلی داند آن گون حیله را
هوش مصنوعی: آنچه که حق به کرم پیله آموخته، هیچ فیلِ بزرگی از آن ترفند باخبر نیست.
آدم خاکی ز حق آموخت علم
تا به هفتم آسمان افروخت علم
هوش مصنوعی: انسان خاکی با درسهایی که از حقیقت یاد گرفت، دانشی را به دست آورد که توانست به عوالم بالاتر و آسمانهای هفتم دست یابد.
نام و ناموس ملک را درشکست
کوری آنکس که در حق در شکست
هوش مصنوعی: نام و حیثیت کشور در برابر شکست از بین میرود، مانند کسی که در حق خود شکستخورده و نابینا است.
زاهد ششصد هزاران ساله را
پوزبندی ساخت آن گوساله را
هوش مصنوعی: افرادی که سالها در راه زهد و عبادت بودهاند، گاهی تحت تأثیر ظواهر دنیا و مادیات قرار میگیرند، بهگونهای که آنچه را که در گذشته باور داشتند، فراموش میکنند.
تا نتاند شیر علم دین کشید
تا نگردد گرد آن قصر مشید
هوش مصنوعی: تا وقتی که کسی نتواند به میدان علم و دین وارد شود، محوطه آن قصر فاخر به دستش نخواهد افتاد.
علمهای اهل حس شد پوزبند
تا نگیرد شیر از آن علم بلند
هوش مصنوعی: آنان که به علم حس و تجربه میپردازند، باید در برابر قدرت و نیرومندی علم واقعی خود را کنترل کنند، تا مبادا بر اثر غرور یا بیتوجهی، از حقیقت و واقعیت دور شوند و دچار مشکل شوند.
قطرهٔ دل را یکی گوهر فتاد
کان به دریاها و گردونها نداد
هوش مصنوعی: قطرهای از دل به مانند یک الماس افتاد که نه به دریاها و نه به آسمانها تقدیم نشد.
چند صورت آخر ای صورتپرست
جان بیمعنیت از صورت نرست
هوش مصنوعی: چند بار دیگر به ظواهر ظاهری توجه میکنی؛ اینکه فقط به شکل و ظواهر بپردازی، جان بدون معنا تو را به معنای واقعی رهنمون نمیشود.
گر بصورت آدمی انسان بدی
احمد و بوجهل خود یکسان بدی
هوش مصنوعی: اگر در ظاهر آدمی، انسان خوبی مانند احمد وجود داشته باشد، در این صورت اگر بوجهل هم مثل او باشد، تفاوتی میان آن دو نیست.
نقش بر دیوار مثل آدمست
بنگر از صورت چه چیز او کمست
هوش مصنوعی: نقش روی دیوار مانند انسان است؛ مراقب باش که از ظاهر او چه چیزی کم و نارساست.
جان کمست آن صورت با تاب را
رو بجو آن گوهر کمیاب را
هوش مصنوعی: اگر به دنبال جانی هستی، آن زیبایی خیرهکننده را بیاب و آن گوهر نادر را دنبال کن.
شد سر شیران عالم جمله پست
چون سگ اصحاب را دادند دست
سگ اصحاب کهف به معنی نگریست تا توانست پی نیکان بهگیرد و در شمار اصحاب کهف قرار گیرد بهطوری که باعث گردید جمله شیران عالم که سروران عالم حیواناتند خود را پست و حقیر بهدانند، در نتیجه اگر کسی جانش در دریای نورالهی غرق شد حتی اگر نقش و ظاهری نفرتانگیز داشته باشد از داشتن آن نقش هیچ زیانی نهخواهد دید.
چه زیانستش از آن نقش نفور
چونک جانش غرق شد در بحر نور
هوش مصنوعی: زیان او از آن تصویر زشت چه باشد، وقتی که جانش در دریاى نور غرق شده است.
وصف و صورت نیست اندر خامهها
عالم و عادل بود در نامهها
هوش مصنوعی: در کلمات و نوشتهها، توصیف و شکل مشخصی وجود ندارد. همواره حقیقت و عدالت در نوشتهها وجود دارد.
عالم و عادل همه معنیست بس
کش نیابی در مکان و پیش و پس
هوش مصنوعی: دانشمند و عادل تنها تجلیاتی از یک حقیقت عمیق هستند، پس نباید در جایی و زمانی خاص به دنبال آنها بگردی.
میزند بر تن ز سوی لامکان
مینگنجد در فلک خورشید جان
هوش مصنوعی: حس میکنم که نوری روحانی به من میتابد که هیچ چیز در این دنیا نمیتواند آن را درک کند. این نور فراتر از محدودیتهای زمان و مکان است و تنها متعلق به جهانهای بالاتر است.