برگردان به زبان ساده
یک امیری زان امیران پیش رفت
پیش آن قومِ وفا اندیش رفت
هوش مصنوعی: یک سلطان از میان سلطانها پیش رفت و به سوی قومی رفت که به وفا و صداقت معروف بودند.
گفت اینک نایبِ آن مرد من
نایبِ عیسی منم اندر زَمَن
هوش مصنوعی: شخصی گفت که من نماینده آن مرد هستم، و در این زمان، نماینده عیسی نیز من هستم.
اینک این طومارْ برهانِ منست
کین نیابت بعد ازو آن منست
هوش مصنوعی: این طومار دلیل من است که نشان میدهد این جانشینی بعد از من خواهد بود.
آن امیر دیگر آمد از کمین
دعوی او در خلافت بُد همین
هوش مصنوعی: امیر دیگری از کمین بیرون آمد و مدعی خلافت شد.
از بغل او نیز طوماری نمود
تا برآمد هر دو را خشمِ جهود
هوش مصنوعی: او از کنار او دور شد و در نتیجه، هر دوی آنها خشمگین شدند.
آن امیرانِ دگر یکیک قطار
برکشیده تیغهای آبدار
هوش مصنوعی: آن فرمانروایان دیگر به نوبت شمشیرهای تیز و براق خود را از غلاف بیرون آوردهاند.
هر یکی را تیغ و طوماری به دست
درهم افتادند چون پیلانِ مست
هوش مصنوعی: هر شخصی در دستش سلاحی و نوشتهای دارد، و آنها مانند فیلهای مست به هم در هم پیچیده شدهاند.
صد هزاران مردِ تَرسا کُشته شد
تا ز سَرهای بریده پُشته شد
هوش مصنوعی: چندین هزار نفر از پیروان دینی دیگر جان باختند تا سرهای بریده به انبوهی جمع شود.
خون روان شد همچو سیل از چپ و راست
کوه کوه اندر هوا زین گَردْ خاست
هوش مصنوعی: خون به شکل سیلی از دو طرف جاری شد و در آسمان، غبار و گردی به وجود آمد که از کوهها بالا رفت.
تخمهای فتنهها کو کِشته بود
آفت سَرهای ایشان گَشته بود
هوش مصنوعی: تخمهای فتنهها در کجا کاشته شده بود که آفت به سرهای آنها آسیب رسانده بود.
جوزها بشکست و آن کان مغز داشت
بَعد کُشتن روحِ پاکِ نغز داشت
هوش مصنوعی: گردوها شکسته شد و آنهایی که مغز داشتند، بعد از اینکه روح نیکو و پاکی را به قتل رساندند.
کُشتن و مُردن که بر نقشِ تنست
چون انار و سیب را بشکَستنست
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ فقط به ظاهر و تن مربوط نیست، مانند این است که انار و سیب را بشکنید.
آنچ شیرینست او شد ناردانگ
وانک پوسیدهست نبود غیرِ بانگ
هوش مصنوعی: آنچه شیرین و دلنشین است، اکنون به جای خود ناپیداست و آنچه که کهنه و بیفایده شده، فقط سر و صدایش باقی مانده است.
آنچ با معنیست خود پیدا شود
وانچ پوسیدهست او رسوا شود
هوش مصنوعی: چیزهایی که ارزش و معنا دارند، خودشان را نشان میدهند و آنچه که بیارزش و کهنه است، رسوا و نمایان میشود.
رو بمعنی کوش ای صورتپرست
زانک معنی بر تنِ صورت پُرست
هوش مصنوعی: به چهرهپرستان بگویید که تلاش کنند، زیرا حقیقت و معنا فراتر از ظواهر و شکل ظاهر است.
همنشین اهل معنی باش تا
هم عطا یابی و هم باشی فتیٰ
هوش مصنوعی: با افرادی که به عمق معنا و آگاهی رسیدهاند، دوستی کن تا هم خودت از نعمتهای آنها بهرهمند شوی و هم به سعادتی بزرگ نایل شوی.
جان بیمعنی درین تن بیخلاف
هست همچون تیغ چوبین در غلاف
هوش مصنوعی: زندگی بدون معنا در این جسم بیاختیار وجود دارد، مانند یک تیغ چوبین که در غلافش قرار دارد و فاقد کارایی است.
تا غلاف اندر بود باقیمتست
چون برون شد سوختن را آلتست
هوش مصنوعی: تا زمانی که چیزی در پوشش و حفاظ خود قرار دارد، ارزشمند است، اما همین که از آن خارج شود، تبدیل به وسیلهای برای سوزاندن میشود.
تیغ چوبین را مبَر در کارزار
بنگر اوّل تا نگردد کارْ زار
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، پیش از اینکه به تیغ چوبی حمله کنی، ابتدا دقت کن تا کار به درستی پیش برود.
گر بود چوبین برو دیگر طلب
ور بود الماس پیش آ با طرب
هوش مصنوعی: اگر چیزهایی که داری چوبی است، دیگر به دنبال آن نرو، اما اگر الماس در دست داری، بیاید و با شادی به سراغش برو.
تیغ در زرّادخانهٔ اولیاست
دیدن ایشان شما را کیمیاست
هوش مصنوعی: دیدن شخصیتهای بزرگ و اولیا مانند کشف گنجی ارزشمند است که در دل یک زرهخانه پنهان شده است.
جمله دانایان همین گفته همین
هست دانا رحمةَ للعالمین
هوش مصنوعی: تمامی اهل علم و دانش بر این باور هستند که این سخن حقیقت دارد. دانا به عنوان منبع رحمت برای همه موجودات شناخته میشود.
گر اناری میخری خندان بخَر
تا دهد خنده ز دانهٔ او خبر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی اناری بخری، اناری را انتخاب کن که خوشحال و سرزنده باشد، زیرا این انار به تو میگوید که دانههایش هم خوب و خوشمزه هستند.
ای مبارک خندهاش کو از دهان
مینماید دلْ چو دُرّ از دُرجِ جان
هوش مصنوعی: خندهی زیبا و دلنشین او، همچون دُر درون جواهری گرانبها، نشاندهندهی شادی و سرزندگی اش است.
نامبارک خندهٔ آن لاله بود
کز دهانِ او سیاهی دل نمود
هوش مصنوعی: خندهٔ آن لاله، که خوشایند نیست، باعث شد که darkness در دلها بوجود آید.
نارِ خندان باغ را خندان کند
صحبت مردانَت از مردان کند
هوش مصنوعی: گلهای باغ با لبخند خود سرزندگی را به باغ میبخشند و گفتوگوهای مردان با یکدیگر، بر روحیه و رفتار دیگران نیز تأثیر مثبت میگذارد.
گر تو سنگِ صَخره و مرمر شوی
چون به صاحب دل رسی گوهر شوی
هوش مصنوعی: اگر تو به سختی و استحکام سنگ و مرمر هم باشی، وقتی به دل کسی که صاحب احساس و محبت است برسی، مانند گوهری ارزشمند و زیبا خواهی شد.
مهرِ پاکان درمیان جان نشان
دل مده الّا به مِهر دلخوشان
هوش مصنوعی: عشق و محبت واقعی را فقط از دل افراد خوشحال و شاداب بپذیر و به کسی که پاک و بیآلایش است، دل نشان نده.
کوی نومیدی مَرو اومیدهاست
سوی تاریکی مرو خورشیدهاست
هوش مصنوعی: به جایی نرو که امیدی در آن نیست، زیرا امیدها به سوی روشنی و روشنایی میرسند.
دل ترا در کوی اهلِ دل کشد
تن ترا در حبس آب و گل کشد
هوش مصنوعی: دل تو را به سوی راه و روش عاشقان میبرد، اما جسم تو در قید و بند مادیات و دنیای خاکی گرفتار است.
هین غذای دل بِده از همدلی
رو بجو اقبال را از مُقبلی
هوش مصنوعی: بشتاب و دل را با دوستی سیراب کن و از نیروی همدلی، خوشبختی را از کسی که در نزدیکیات است، جستجو کن.