برگردان به زبان ساده
او ز یک رنگیّ عیسی بو نداشت
وز مزاج خمّ عیسی خو نداشت
هوش مصنوعی: او از یکرنگی و صداقت عیسی بهرهای نداشت و از طبیعت و ویژگیهای خمری که عیسی دارد، برخوردار نبود.
جامهٔ صد رنگ از آن خمِّ صفا
ساده و یکرنگ گشتی چون صبا
هوش مصنوعی: جامهای با صد رنگ و طرح مختلف، از آن خم خوشبو و دلکش، به سادگی و یکرنگی تبدیل میشود، مانند نسیم دلانگیزی که به آرامی میوزد.
نیست یکرنگی کزو خیزد ملال
بل مثال ماهی و آب زلال
هوش مصنوعی: عدم یکرنگی باعث بروز کسالت و ناراحتی میشود، مانند رابطهای که ماهی با آب پاک و زلال دارد.
گرچه در خشکی هزاران رنگهاست
ماهیان را با یُبوسَت جنگهاست
هوش مصنوعی: با اینکه در خشکی رنگها و زیباییهای زیادی وجود دارد، اما ماهیها در پی جنگ و خشکی گرفتار شدهاند.
کیست ماهی چیست دریا در مثل
تا بدان مانَد مَلِک عزَّ و جَل
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند ویژگیهای ماهی را در دریا به خوبی توصیف کند؟ همانطور که دریا نمیتواند بدون ماهی وجود داشته باشد، ملکوت و جلال الهی نیز در ذات خود با عزت و قدرت عمیقش پیوند دارد.
صدهزاران بحر و ماهی در وجود
سجده آرد پیش آن اکرام و جود
هوش مصنوعی: وجود او چنان باارزش و منبع رحمت است که بیشمار دریا و ماهی در برابر او خضوع و سجده میکنند.
چند بارانِ عطا باران شده
تا بدانْ آن بحر دُرّ افشان شده
هوش مصنوعی: چند بار باران رحمت نازل شده تا آن دریا از سرریز شدن، به این حالت درآمده است.
چند خورشیدِ کرَم افروخته
تا که ابر و بحر جود آموخته
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی خورشید که نورافشانی کردهاند، اشاره میکند تا ببینیم که ابر و دریا چقدر generosity و بخشندگی را یاد گرفتهاند.
پرتو دانش زده بر خاک و طین
تا که شد دانه پذیرنده زمین
هوش مصنوعی: دانش و آگاهی مانند نوری است که بر روی زمین میتابد و باعث میشود خاک و آلودگیها توانایی پذیرش دانهها و رشد گیاهان را پیدا کنند.
خاکْ امین و هر چه در وی کاشتی
بیخیانت جنسِ آن برداشتی
زمین وفادار است و هر چیزی که در آن بکاری، میوهاش را به درستی میچینی.
این امانت زان امانت یافتست
کآفتابِ عدل بر وی تافتست
هوش مصنوعی: این امانت از امانتی به دست آمده است که نور انصاف و عدالت بر آن تابیده است.
تا نشانِ حق نیارد نوبهار
خاکْ سِرها را نکرده آشکار
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانهای از حقیقت به نمایش درنیامده، بهار هرگز زمین و سرها را نمایان نمیکند.
آن جوادی که جمادی را بداد
این خبرها وین امانت وین سَداد
هوش مصنوعی: آن خدایی که به مخلوقات خود از جماد (یعنی چیزهای بیجان) روزی و نعمت میدهد، این خبرها و این امانت و راستگویی را نیز فراهم کرده است.
مر جمادی را کند فضلش خبیر
عاقلان را کرده قهرِ او ضریر
هوش مصنوعی: مرغی که از حالت جسمانی خود خارج شده و به مراتب بالاتر نائل شده، به موجب لطف و دانشش، عاقلان را به خشم میآورد و مانند کسی است که در تاریکی به سر میبرد و حقیقت را نمیبیند.
جان و دل را طاقتِ آن جوش نیست
با که گویم در جهان یک گوش نیست
هوش مصنوعی: جان و دل دیگر توانایی تحمل این احساس را ندارند، نمیدانم با کی باید بگوییم که در این دنیا کسی نیست که شنوا باشد.
هر کجا گوشی بُد از وی چشم گشت
هر کجا سنگی بُد از وی یَشم گشت
هوش مصنوعی: هر جا که نیکویی و خوبی وجود دارد، آنجا به طرز غیر عادی زینت و زیبایی پیدا میکند و هر جا که بدی و جفا باشد، آنجا را زشت و نا آرام میکند.
کیمیاسازست چهبود کیمیا
معجزه بخش است چهبود سیمیا
هوش مصنوعی: آشکار است که تنها آن کسی که میتواند به خلق معجزه بپردازد، حقیقتاً یک کیمیساز است؛ چه چیزی میتواند مانند کیمیا اثری شگرف و جادویی داشته باشد؟
این ثنا گفتن ز من ترکِ ثناست
کین دلیلِ هستی و هستی خطاست
هوش مصنوعی: تحسین و ستایش از من موجب ترک کردن ثنا میشود، زیرا اینجا در واقع نشانهای از وجود است و وجود خود دلیلی برای اشتباه است.
پیشِ هستِ او بباید نیست بود
چیست هستی پیش او کور و کبود
هوش مصنوعی: وجود او پیش از همه چیز است و برای آنکه در برابرش چیزی وجود نداشته باشد، باید نادانی و عدم وجود را درک کرد. در واقع، در برابر وجود او، هر چیزی ناقص و بیارزش است.
گر نبودی کور زو بگداختی
گرمی خورشید را بشناختی
هوش مصنوعی: اگر کور نمیبودی، گرمای خورشید را میچشیدی و آن را میشناختی.
ور نبودی او کبود از تعزیَت
کی فسردی همچو یخ این ناحیَت
هوش مصنوعی: اگر او نبود، این ناحیه از غم و اندوه چنان سرد میشد که مانند یخ میگردید.