برگردان به زبان ساده
باز آمد کای علی زودم بکش
تا نبینم آن دم و وقت ترش
هوش مصنوعی: ای علی، بازگشتهای، مرا زود بکش تا آن لحظه و زمان ناخوش را نبینم.
من حلالت میکنم خونم بریز
تا نبیند چشم من آن رستخیز
هوش مصنوعی: من از تو میگذرم و اجازه میدهم هرچه بخواهی انجام دهی؛ فقط نگذار چشمانم شاهد آن روز سخت و وحشتناک باشند.
گفتم ار هر ذرهای خونی شود
خنجر اندر کف به قصد تو رود
هوش مصنوعی: گفتم اگر حتی یک ذره از خونم بریزد، با چاقویی در دست به سمت تو میآیم.
یک سر مو از تو نتواند برید
چون قلم بر تو چنان خطی کشید
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند حتی به اندازه یک تار موی تو آسیب بزند، چرا که قلم (نوشتار) بر تو چنین اثر عمیقی گذاشته است.
لیک بی غم شو شفیع تو منم
خواجهٔ روحم نه مملوک تنم
هوش مصنوعی: اما بیغم باش، زیرا من شفیع تو هستم. من صاحب روح تو هستم و نه بندهای از بدن تو.
پیش من این تن ندارد قیمتی
بی تن خویشم فتی ابن الفتی
هوش مصنوعی: بدون وجود روح و جان، این بدن هیچ ارزشی ندارد; زیرا من با تمام وجودم به روح خود وابستهام.
خنجر و شمشیر شد ریحان من
مرگ من شد بزم و نرگسدان من
هوش مصنوعی: خنجر و شمشیر به گلهای خوشبو و زیبا تبدیل شدند و مرگ من به ضیافت و مجالس سرشار از زیبایی و نشاط تبدیل شد.
آنک او تن را بدین سان پی کند
حرص میری و خلافت کی کند
هوش مصنوعی: او بدن خود را به این شکل میسازد، اما در عوض حریصانه دنبال مقام و ریاست است، آیا به این طریق میتواند به خلافت دست یابد؟
زان به ظاهر کو شد اندر جاه و حکم
تا امیران را نماید راه و حکم
هوش مصنوعی: از آن کسی که به ظاهر در مقام و قدرت قرار گرفته است، چون امیران را به راهی و دستوری هدایت میکند.
تا امیری را دهد جانی دگر
تا دهد نخل خلافت را ثمر
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی به مقام و قدرت برسد، ممکن است جان تازهای به خود بگیرد و به موجب آن، میوهی خلافت را به دست آورد و به اهالیاش سود برساند.