برگردان به زبان ساده
نقش درویشست او نه اهل نان
نقش سگ را تو مینداز استخوان
هوش مصنوعی: او مانند درویش است و به دنبال مادیات نیست؛ مانند سگی که به او استخوان میدهند، نمیتوانی او را به دنبال نان و روزی بیاوری.
فقرِ لقمه دارد او، نه فقر حق
پیش نقش مردهای کم نه طبق
هوش مصنوعی: او فقط در زندگیاش به خاطر کمبود غذا رنج میبرد، نه به خاطر فقر معنوی که در برابر حقیقت بیمعنا است.
ماهی خاکی بود درویش نان
شکل ماهی لیک از دریا رمان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که یک درویش (شخصی ساده و زاهد) مانند ماهی در خاک احساس میکند، اما نانی که میخورد به شکل ماهی است. او از دریا - نماد زندگی و خوشبختی - دور شده است. این نشاندهنده دوری فرد از نعمتها و فراوانی است که در زندگی میتواند داشته باشد.
مرغ خانهست او نه سیمرغ هوا
لوت نوشد او ننوشد از خدا
هوش مصنوعی: او یک پرندهی معمولی است که در خانه زندگی میکند و نه یک سیمرغ افسانهای که در آسمان پرواز میکند. او فقط به دنیا و لذتهای آن میرسد و از نعمتهای خداوند بهرهای نمیبرد.
عاشق حقست او بهر نوال
نیست جانش عاشق حسن و جمال
هوش مصنوعی: او عاشق حقیقت است و به خاطر پاداشها و نعمتها عاشق نشده، جانش تنها به عشق زیبایی و جمال معشوق تعلق دارد.
گر توهم میکند او عشق ذات
ذات نبود وهم اسما و صفات
هوش مصنوعی: اگر کسی تصور کند که عشق به ذات خداوند وجود دارد، در واقع آن فقط خیالی است که از نامها و ویژگیها ناشی میشود.
وهم مخلوقست و مولود آمدست
حق نزاییدهست او لم یولدست
هوش مصنوعی: وهم و خیال چیزی ساخته و پرداخته انسان است و حقیقت، وجودی مستقل دارد که زاده نشده و وابسته به چیزی نیست.
عاشق تصویر و وهم خویشتن
کی بود از عاشقان ذوالمنن
هوش مصنوعی: عاشق کسی که فقط به دیدن خود و تصوراتش علاقه دارد، هیچ وقت از عاشقان واقعی نیست.
عاشق آن وهم اگر صادق بود
آن مجاز او حقیقتکش شود
هوش مصنوعی: اگر عاشق آن خیال و توهم باشد و آن توهم راستین و واقعی باشد، مجازش میتواند حقیقتی را به وجود آورد.
شرح میخواهد بیان این سخن
لیک میترسم ز افهام کهن
هوش مصنوعی: این سخن نیاز به توضیح دارد، اما من نگرانم که درک قدیمیها از آن مشکل ایجاد کند.
فهمهای کهنهٔ کوتهنظر
صد خیال بد در آرد در فکر
هوش مصنوعی: دانشهای قدیمی و محدود بعضی افراد، باعث میشود که ذهنشان پر از افکار منفی و غلط شود.
بر سماع راست هر کس چیر نیست
لقمهٔ هر مرغکی انجیر نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که در شادی و رقص شرکت میکند، نمیتواند به سادگی از هر چیزی بهرهمند شود، زیرا هر پرندهای غذای مناسب خود را دارد و همه چیز برای همه انسانها نیست.
خاصه مرغی مردهای پوسیدهای
پرخیالی اعمیی بیدیدهای
هوش مصنوعی: مرغی خاص و متفاوت که مرده و پوسیده است، در حالی که خیالاتی بزرگ دارد و نابینا است، بنابراین نمیتواند چیزی از واقعیت ببیند.
نقش ماهی را چه دریا و چه خاک
رنگ هندو را چه صابون و چه زاک
منظور از « زاک » در اینجا گویا زاج زرد است که مادهای است معدنی که در بهداشت و طب سنتی برای تمیز کردن پوست استفاده میشود.
نقش اگر غمگین نگاری بر ورق
او ندارد از غم و شادی سبق
هوش مصنوعی: اگر تصویر غمگینی بر صفحه وجود داشته باشد، نشاندهنده غم و شادی نیست و نمیتواند آن را بهتر از قبل نشان دهد.
صورتش غمگین و او فارغ از آن
صورتش خندان و او زان بینشان
هوش مصنوعی: صورت او غمگین است، اما او به این غم توجهی ندارد و خود را شاد نشان میدهد، در حالی که احساسات واقعیاش را نمینمایاند.
وین غم و شادی که اندر دل حظیست
پیش آن شادی و غم جز نقش نیست
هوش مصنوعی: غم و شادیای که در دل احساس میشود، در مقایسه با شادی و غم واقعی، تنها مانند تصویری است که بر دیوار نقش بسته است.
صورت غمگین نقش از بهر ماست
تا که ما را یاد آید راه راست
هوش مصنوعی: چهرهی غمگین به خاطر ما وجود دارد تا ما را به یاد راه درست و صحیح برساند.
صورت خندان نقش از بهر تست
تا از آن صورت شود معنی درست
هوش مصنوعی: چهره شاداب و خندان فقط به خاطر توست تا بتواند معنای واقعی را نمایان کند.
نقشهایی کاندرین حمامهاست
از برون جامهکن چون جامههاست
هوش مصنوعی: نقشهایی که در این حمامها وجود دارد، مانند لباسهایی هستند که از تن در میآوریم.
تا برونی جامهها بینی و بس
جامه بیرون کن درآ ای همنفس
هوش مصنوعی: تا وقتی که لباسها را ببینی و آنها را بپوشی، لااقل یک لباس دیگر هم بپوش؛ ای همنفس!
زانک با جامه درون سو راه نیست
تن ز جان، جامه ز تن آگاه نیست
هوش مصنوعی: چون لباس تن نمیتواند از جان آگاه شود، همیشه میان آنها راهی وجود ندارد.