برگردان به زبان ساده
دمنه گفت: ملک کار او را چندین وزن نهند، و اگر فرماید بروم و او را بیارم تا ملک را بنده ای مطیع و چاکری فرمان بردار باشد. شیر از این سخن شاد شد و بآوردن او مثال داد. دمنه بنزدیک گاو آمد و بادل قوی بی تردد و تحیر باوی سخن گفتن آغاز کرد و گفت: مرا شیر فرستاده است و فرموده که ترا بنزدیک او برم، و مثال داده که اگر مسارعت نمائی امانی هم بر تقصیری که تا این غایت روا داشته ای و از خدمت و دیدار او تقاعدی نموده، و اگر توفقی کنی بالفوربازگردم و آنچه رفته باشد باز نمایم. گاو گفت: کیست این شیر؟ دمنه گفت: ملک سباع. گاو که ذکر ملک سباع شنودم بترسید، دمنه را گفت: اگر مرا قوی دل گردانی و از باس او ایمن کنی با تو بیایم. دمنه با او وثیقتی کرد و شرایط تاکید و احکام اندران بجای آورد و هر دو روی بجانب شیر نهادند.
هوش مصنوعی: دمنه به شیر گفت که او را چندین بار مورد سنجش قرار بدهند و اگر اجازه دهد، او را به حضور شیر بیاورد تا شیر یک خدمتگزار مطیع و فرمانبر داشته باشد. شیر از این حرف خوشحال شد و به او دستور داد که این کار را انجام دهد. دمنه نزد گاو رفت و با قلبی مطمئن و بدون تردید شروع به صحبت کرد و گفت: شیر مرا فرستاده و از تو خواسته که به نزد او بیایی. او گفته که اگر سریع باشی، برای خطاهایی که تا امروز مرتکب شدهای، عذرت را خواهد پذیرفت و اگر با او بیایی، او هم به تو لطف خواهد کرد. گاو پرسید: این شیر کیست؟ دمنه پاسخ داد: پادشاه حیوانات. گاو با شنیدن نام پادشاه حیوانات ترسید و به دمنه گفت که اگر بتوانی او را برایش امن و بیخطر کنی، با تو میآید. دمنه برای او اطمینانخاطر داد و شرایط لازم را برای آمدن به او توضیح داد و سپس هر دو به سمت شیر رفتند.