برگردان به زبان ساده
بشد شاد هیتال بر پیل کوس
ببست و جهان شد بگرد آبنوس
هوش مصنوعی: هیتال برفی خوشحال و شاداب بر روی فیل سوار شد و سپس دنیا به دور چوب آبنوسی گردش کرد.
دلیران هندی پی کین همه
بروها بکردند پرچین همه
هوش مصنوعی: بزرگان و دلیران هندی برای مقابله با دشمنان، دیوار دفاعی محکمی برپا کردند.
ز قطران یکی بحر آمد بجوش
بشد سر ز بانگ تبیره ز هوش
هوش مصنوعی: از یک قطره زغال، دریایی به جوش درآمد و به خاطر صدای تند آن، سر از دست داد.
بلرزید کوه از دم گاودم
بتن زهره شیر گردیده گم
هوش مصنوعی: کوه از صدای دم گاو لرزید و مانند شیر، جرات و شجاعت خود را از دست داد.
ببردند گردان بهامون درفش
شد از تیغ هامان سراسر بنفش
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویری از نبرد و جنگ اشاره شده است که در آن، پرچم یا درفش در میدان جنگ به رنگ بنفش در آمده است. این رنگ به دلیل تاثیرات و آسیبهای ناشی از شمشیرها و نبرد نشان داده شده است. به طور کلی، این تصویر نمایانگر شدت و خشونت جنگ و تحولات آن است.
یلان صف کشیدند نیزه بکف
نیستان زمین گشته از هر طرف
هوش مصنوعی: سواران در صف ایستادهاند و نیزه به دست، زمین در اطراف به شدت دگرگون شده است.
غو بادپایان ز گردون گذشت
ز بانگ تبیره جهان خیره گشت
هوش مصنوعی: نسیم ملایم از آسمان وزید و صدای طنینافکن آن، جهان را متعجب کرد.
زمین سراندیب چون کوه شد
ز بس کشته در دشت انبوه شد
هوش مصنوعی: زمین سراندیب به خاطر کشتارهای زیاد، به مانند کوهی شده و در دشت پر از اجساد به انبوهی رسیده است.
بقلب سپه شاه هیتال بود
به دستش ز کین تیغ کوپال بود
هوش مصنوعی: سپهسالار دلش پر از کینه بود و در دستش نیز شمشیری تیز و خطرناک وجود داشت.
به یکدست جمهور زرین کلاه
جهان بود از گرد لشکر سپاه
هوش مصنوعی: در دستان فرودگاه بزرگی، دنیای زیبا و ارزشمندی شکل گرفته که از انبوهی از مردم و سربازان تشکیل شده است.
به یکدست او گرد زرفام بود
که رزمش به ساطور خودکام بود
هوش مصنوعی: به دست او حلقه ای از طلا بود و جنگش مانند عمود یک دیکتاتور بود.
به پیش سپه داشت توپال جای
همی ناله آمد ز هند و درای
هوش مصنوعی: در مقابل سپاه، مکان توپال (شخصی یا موضوعی خاص) آماده بود و نالهای از هند به گوش رسید.
وزین روی ارژنگ صف برکشید
پی رزم هیتال لشکر کشید
هوش مصنوعی: از این لحاظ، ارژنگ سپاه را برای جنگ با هیتال به راه انداخت.
به قلب سپه جای خود ساخت شاه
نهاد از بر کوهه پیل گاه
هوش مصنوعی: دل سپاه به آرامش رسید و شاه بر فراز کوه، جایی برای استراحت فیلها تعیین کرد.
دو لشکر چو زین گونه بستند صف
یلان تیغ هندی گرفته به کف
هوش مصنوعی: دو گروه از warriors به این صورت صف آرایی کردند که شیران در میدان مبارزه با تیغهای هندی در دست آمادهاند.
ز گردان مغرب یکی شیره مرد
به میدان درآمد که جوید نبرد
هوش مصنوعی: از طرف مغرب یکی شیر مرد به میدان آمد تا به جنگ بپردازد.
دلیری ز لشکر برون راند اسب
بزین برخروشان چه آزرگشسب
هوش مصنوعی: دلیری از میان لشکر بیرون آمد و اسبش به سرعت بر افراشته و شجاعانه میتاخت.
سرافراز را نام فرهنگ بود
ورا رزم با فیل نر ننگ بود
هوش مصنوعی: فردی با عظمت و احترام، به دلیل برخورداری از دانش و فرهنگ شناخته میشود، اما اگر او به جنگ با یک فیل نر برود، برایش عیب و ننگ خواهد بود.
چه آمد سر ره به شیرویه بست
یکی تیز زوبین گرفته بدست
هوش مصنوعی: در راه شیروان اتفاقی افتاد که فردی با نیزهای تیز و آماده به دست، به سمت جلو پیش میرفت.
به شیرویه گفت ای یل سرفراز
بگیر از من این حربه جانگداز
هوش مصنوعی: به شیرویه گفت، ای مرد دلیر و شجاع، این سلاح دردناک را از من بگیر.
بگفت این و آمد بتنگ اندرش
برافروخت ژوبین زد بر سرش
هوش مصنوعی: او این را گفت و به نزدیکش آمد، سپس با خشم نیزهای را بر سرش زد.
چنان چونکه بیرون شد از پشت او
نماندش بجز باد در مشت او
هوش مصنوعی: وقتی که از پشت او خارج شد، چیزی جز باد در دستش نماند.
ز بر زیر آمد سرتاج ور
سرش زیر پا گشت و پا زیر سر
هوش مصنوعی: از بلندای چرخ، تاج سر تو پایین آمد و اگر سر تو زیر پا برود، پا هم زیر سر خواهد رفت.
چو شد کشته شیرویه رزمخواه
یکی دیگر آمد ز مغرب سپاه
هوش مصنوعی: زمانی که شیرویه، رزمنده، کشته شد، شخص دیگری از طرف مغرب به میدان جنگ آمد.
ورا نیز فرهنگ آورد زیر
ز بالای زین بر بیک چوب تیر
هوش مصنوعی: او نیز دانش و فرهنگ را به همراه آورد و بر روی یک چوب تیر، زیر زین اسب قرار داد.
یکی دیگر آمد ورا نیز کشت
همی کشت و در رزم ننمود پشت
هوش مصنوعی: شخص دیگری نیز آمد و او را به قتل رساند و در نبرد از خود ضعف نشان نداد.
چه هیتال ازقلب لشکر بدید
بلرزید از خود چه از باد بید
هوش مصنوعی: دیدن یک جنگجو در وسط میدان مبارزه باعث ترس و لرز در دلهای لشکر میشود، بهگونهای که حتی وزش یک نسیم ملایم هم میتواند آنها را به لرزه بیندازد.
بدو گفت جمهور کای شهریار
ز رزم یلان رنجه خاطر مدار
هوش مصنوعی: جمعیت به او گفتند: ای پادشاه، از سختیهای جنگ با شیران غمگین مشو و ناراحت نباش.
و دیگر ز ما کشته شد یک دو مرد
چنین است آئین روز نبرد
هوش مصنوعی: امروز در میدان جنگ، چند نفر از ما قربانی شدند و این شیوه و رسم روز جنگ است.
من اکنون دلیری فرستم بجنگ
که جنگ آورد روز کین با نهنگ
هوش مصنوعی: اکنون من شجاعتی را به میدان میفرستم که روز انتقام با یک موجود بزرگ و قدرتمند به نبرد میپردازد.
یکی زین سپه زنده نگذارد او
چه نهصد منی گرز بردارد او
هوش مصنوعی: اگر یکی از این جنگجویان بخواهد، کسی را زنده نمیگذارد؛ حتی اگر تو هم وزن نهصد من باشی و قدرتی مانند گرز داشته باشی.
وز آن پس نگه سوی زرفام کرد
که زی رزم رای آور ای شیره مرد
هوش مصنوعی: و بعد از آن، به سوی زرفام نگاه کرد و گفت: ای شیر مرد، برای مبارزه آماده شو.
سر این دلاور بیاور برم
بدان تا یکی رزم تو بنگرم
هوش مصنوعی: سر این دلاور را بیاور تا من به تماشای یک نبرد تو برسم.