برگردان به زبان ساده
چو آمد برآویخت توپال شیر
به پیش صف شاه ارژنگ چیر
هوش مصنوعی: وقتی شیر نر به میدان جنگ آمد و به سمت صف شاه ارژنگ حمله کرد، همه چیز تحت تأثیر قدرت و شجاعت او قرار گرفت.
چو ارژنگ آندید آمد بکین
بجنبید گفتی ز لشکر زمین
هوش مصنوعی: وقتی ارژنگ به جنگ نگاه کرد، جنبشی در زمین لشکر دیده شد که انگار از روی زمین برمیخیزند.
گرفتند توپال را در زمان
بیامد هیاهوی کند آوران
هوش مصنوعی: در زمان آرامش و بیسر و صدایی، خبر آمدن یک شخص مهم و با جذبه منتشر شد و همه متوجه شدند.
ستمکاره توپال شیر نر
درافتاد در لشکر بی شمر
هوش مصنوعی: یک شیر نر قوی و ظالم به جنگ با لشکری بدون فرماندهی پرداخت.
جهان کرد بر شاه ارژنگ تنگ
ز خون شد زمین هر طرف لاله رنگ
هوش مصنوعی: جهان بر شاه ارژنگ فشار آورد و زمین از خون پر شد و در هر جا گلهای لاله به رنگ سرخ درآمدند.
سپهبد به نیروی پروردگار
برون آمد از لشکر بی شمار
هوش مصنوعی: فرمانده با یاری خداوند از میان گروهی بزرگ و بیشمار بیرون آمد.
بیاورد شنگاوه در پیش شاه
کشیدند از رزم دست آن سپاه
هوش مصنوعی: به میدان جنگ آمدند و با قدرت و شجاعت در برابر شاه ایستادند و سپاه را از نبرد بازداشتند.
دو لشکر دگر باره بر جای شد
همی برفلک ناله نای شد
هوش مصنوعی: دو ارتش دوباره در همان مکان مستقر شدند و صدای نای در آسمان به گوش رسید.
ستم کاره کوپال در دشت جنگ
به ایستاده و گرز کینش به چنگ
هوش مصنوعی: ستمگر کوپال در میدان جنگ ایستاده و چماق خشم خود را در دست دارد.
سپهدار برداشت پیچان کمند
برآورد کردند سرکش سمند
هوش مصنوعی: سرباز فرماندهی با مهارت و دقت، تلهای با طناب پیچیده بر افراشت و سپس اسب نافرمان خود را هدایت کرد.
برآویخت با گرد توپال شیر
میان دو لشکر چو شیر دلیر
هوش مصنوعی: شیر دلی در میان دو گروه جنگی به آرامی و با قدرت ایستاده است، به طوری که توجه همه را به خود جلب کرده است.
بدانست توپال کاندر نبرد
نتابد ابا آن یل شیره مرد
هوش مصنوعی: بدانید که توپال در میدان جنگ نمیتواند از نبرد با آن پهلوان شیر دل فرار کند.
بتابید سر پیل را در زمان
که آمد سپهبد چو شیر ژیان
هوش مصنوعی: برخی نقاط ضعف یا مشکلات را در زمان مناسب و به موقع شناسایی و برطرف کنید، مانند زمانی که سردار جنگ به میدان میآید و همانند شیر قوی و نیرومند است.
درانداخت در گردنش خم خام
سرگرد توپال آمد بدام
هوش مصنوعی: درست در آن لحظه، در گردن او قلابی انداخته شد و یک فرد چاق و چله به دام افتاد.
کشیدش ز بالا بزیر آن دلیر
فرو رفت و برداشت خنجر چو شیر
هوش مصنوعی: آن دلیر به سرعت از بالا پایین آمد و مانند یک شیر به خنجر خود دست یافت.
سرش را بزد دست و از تن برید
ز میدان کین پیش شاه آورید
هوش مصنوعی: سر او را از تنش جدا کرد و بر روی میدان جنگ در برابر شاه آوردند.
برآورد دم ناله کوه نای
فرو رفت ارژنگ از باد پای
هوش مصنوعی: صدای نالهی کوه مانند نای به گوش میرسد، و در این حال، وزش باد باعث میشود که برآمدگیهایی در سطح زمین ایجاد شود.
سر بی بها برگرفت آن زمان
بخون پدر خورد خونش روان
هوش مصنوعی: در آن زمان، سر بیارزش از جا بلند شد و خون پدرش را خورد و خون او به زمین ریخت.
ببوسید روی و بر شهریار
بسر کرد ارژنگ شه زر نثار
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشین شهریار را بوسید، و بر او قربان شد و جانش را در راه او نثار کرد.
چو هیتال آن دید بگریست خون
که شد بختم اکنون و گشتم نگون
هوش مصنوعی: هنگامی که هیتال آن را دید، اشک خون بارید که سرنوشتم اکنون بد شده و به تباهی رفتم.
برادر بشد کشته خویش من
گرامی سه فرزند من پیش من
هوش مصنوعی: برادرم کشته شد و سه فرزند گرامی من اکنون در پیش من هستند.