برگردان به زبان ساده
وزین رو چه (آن دید) ارژنگ شاه
نمانده کلاه و شکسته سپاه
هوش مصنوعی: بنابراین چه باید گفت اگر آن آرزو به حقیقت نپیوندد که شاه ارژنگ نه کلاهی برایش مانده و نه سپاهش دست نخورده باقی است؟
فرستاد زی خسرو زنگبار
یکی نامه از خون دیده نگار
هوش مصنوعی: خسرو از زنگبار نامهای فرستاد که در آن نشانی از عشق و غم دیدههای معشوقهاش وجود داشت.
که ای شاه ما را به فریاد رس
که در آتش افتاده ام همچو خس
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به کمک ما بیا که در آتش گرفتار شدهام مانند کاهی که میسوزد.
شکستی چنین آمد از کین مرا
بماندم کنون در دم اژدها
هوش مصنوعی: از کینهای که به دل داشتم، به این وضعیت گرفتار شدم و اکنون در دامی خطرناک مانند دم اژدها گرفتار شدهام.
بیاری اگر شاه آید برم
بگردون گردان بساید سرم
هوش مصنوعی: اگر شاهی بیاید و مرا برکت دهد، آنگاه تمام سختیها و مشکلاتم را پشت سر میگذارم.
که با من چنین بود پیمان تو را
ایا شاه بارای و فرمان روا
هوش مصنوعی: آیا تو که پادشاه بیدار و فرمانروایی، با من چنین پیمانی بستهای؟
که جائی که آید مرا کار پیش
بیاری سپاهی ز اندازه پیش
هوش مصنوعی: هرگاه که نیاز به کمک یا پشتیبانی داشته باشم، از دور دست، یک نیروی بزرگ و توانمند به یاریام میآید.
کنون گر بیاری سپه سوی من
بیاری برافروزد این روی من
هوش مصنوعی: اگر سپاه تو به سوی من بیاید، این زیبایی من را روشنتر خواهد کرد.
چو شد نامه نزدیک آن نامدار
شد آگه از آن رزم آن نامدار
هوش مصنوعی: وقتی نامه به آن شخصیت معروف رسید، از آن جنگ و نبرد خبر دار شد.
یکی نامور گرد سرهنگ داشت
که با فیل گردان سر جنگ داشت
هوش مصنوعی: یک سرهنگ معروف بود که در جنگ با فیلها مشغول بود.
جهانجوی را نام نسناس بود
بکین اندر آن همچو الماس بود
هوش مصنوعی: جهانجو به نام نسناس شناخته میشود، چرا که در او همچون الماس در درونش درخشش و کیفیتی ویژه وجود دارد.
دوره سی هزار ازیلان برشمرد
بدو داد گفت ای سپهدار گرد
هوش مصنوعی: در یک دوره بسیار طولانی، که به حدود سی هزار سال میرسد، شمارش و ذکر شد و به یک فرمانده یا سردار گفتند که آماده باشد.
از ایدر برو تازیان با سپاه
بیاری به نزدیک ارژنگ شاه
هوش مصنوعی: به نزد شهبازان ببر و با سپاه به سوی ارژنگ شاه برو.
به شمشیر بستان ز هیتال باج
ابا گنج و آن باره و تخت عاج
هوش مصنوعی: با شمشیر از حیلت دشمن بستان، چون که گنج و تخت عاجی در کار است.
سپار آن همه خود به ارژنگ شاه
وز آنجای برکش سوی من سپاه
هوش مصنوعی: همه وجودت را به ارژنگ شاه بسپار و از آنجا نیرویی را به سوی من بفرست.
برآورد نسناس زنگی ز جای
سپاهی برآمد غو کره نای
هوش مصنوعی: نسناس زنگی از جایی برخاست و غوغایی به پا کرد که صدای لوازم موسیقی به گوش رسید.
بیاورد آن لشکر بیشمار
سرافراز نسناس خنجر گزار
هوش مصنوعی: بیاورید آن ارتش پرشکوه و بینظیر که به خوبی آماده نبرد است.
به نزدیک ارژنگ شاه سرند
بدشت سرند آن سپه صف زدند
هوش مصنوعی: در نزدیکی ارژنگ، شاه، سپاه در دشت صف آرایی کردند.
جهان پر شد از لشکر زنگبار
سراسر بکردار دریای قار
هوش مصنوعی: جهان از لشکر زنگبار پر شده است و این لشکر به مانند رفتار دریا در حال حرکت و فعالیت است.
جهان سربسر مرد زنگی گرفت
ز لشکر همه دشت تنگی گرفت
هوش مصنوعی: در جهان، همه افراد درگیر و مشغول به یکدیگر هستند، به گونهای که همه جا با محدودیت و دشواریهایی روبهرو شدهاند.
چو ارژنگ دید آن سپه شاد گشت
دلش بود در بند آزاد گشت
هوش مصنوعی: وقتی ارژنگ را دید، آن فرمانده خوشحال شد و دلش که قبلاً در بند بود، آزاد شد.
زسلطان کجرات هم مرد خواست
وزین روی او یاری آورد خواست
هوش مصنوعی: از سلطان کجرات مردی خواست، و به همین دلیل به یاری او آمد.
ز کجرات آمد سپه سی هزار
ابا گرد شنگاوه خنجر گزار
هوش مصنوعی: از دوردستها سپاهی سیهزار نفری آمده است که در گرد شنگاوه با خنجر آمادهٔ نبرد هستند.
چو نزدیک ارژنگ شنگاوه شد
بتن شاه ارژنگ را آوه شد
هوش مصنوعی: زمانی که به ارژنگ و شنگاوه نزدیک شد، بدن شاه ارژنگ احساس ترس و اضطراب کرد.
دگرباره شه ساز لشکر گرفت
جهان سربسر گرز و خنجر گرفت
هوش مصنوعی: یک بار دیگر فرمانده لشکر جمعآوری کرد و در سراسر جهان همه را به سلاحهای جنگی مانند گرز و خنجر تجهیز کرد.
دو هفته به نسناس شنگاوه شاه
برآراست رزمی به آئین راه
هوش مصنوعی: دو هفته، شاه نسناس شنگاوه را برای جنگی به شایستگی آماده کرد.
در گنج بگشاد و زر دادشان
زره با کلاه و کمر دادشان
هوش مصنوعی: او گنجی را باز کرد و به آنها زره، کلاهخود و کمربند طلا داد.
در بسته را زر کلید آورد
هنر بی هنر را پدپد آورد
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هنر و استعداد میتواند درهای بسته را باز کند و به افراد بدون هنر، که فاقد توانایی هستند، کمک کند تا به جایی برسند. در واقع، هنر به عنوان وسیلهای برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت در زندگی شناخته میشود.