برگردان به زبان ساده
بعاس آن زمان گفت هیتال شاه
که برکش همین شب مر او را به راه
هوش مصنوعی: بعاس در آن زمان به هیتال شاه گفت که امشب او را به راه ببر.
به سوی سراندیب بر بند کن
دل از بند او شاد خورسند کن
هوش مصنوعی: به سمت سراندیب برو و دل خود را از نگرانیها رها کن. با شادی و خرسندی به این سفر ادامه بده.
سراندیب را خود کمیندار باش
شب و روز هشیار و بیدار باش
هوش مصنوعی: در سراندیب، خودت مسئولیت را به عهده بگیر و همیشه هوشیار و آماده باش.
فکندند یل را به پشت نوند
ببردند آن گاه در زیر بند
هوش مصنوعی: آن پهلوان بزرگ را به زمین انداختند و سپس او را زیر بند و زنجیر بردند.
به سوی سراندیب در پیش شاه
شب تیره با سروران سپاه
هوش مصنوعی: به سمت سراندیب، در حالی که شب تاریک است و شاه در پیش است، با شادی و خوشحالی در کنار فرماندهان سپاه حرکت میکنیم.
به زندان مهراج کردش به بند
جهان جوی را عاس ناارجمند
هوش مصنوعی: به دستور مهراج، او را به زندان انداختند و از دنیای بزرگ و با ارزش خود جدا کردند.
خود آن جای شد پاسبان دلیر
ابا ده هزار از یلان همچو شیر
هوش مصنوعی: خود او به جای پاسبان دلیر است و از هزاران پهلوان شجاعتر و نیرومندتر از شیر میباشد.
سپهبد به زندان مهراج ماند
جدا او هم از باره و تاج ماند
هوش مصنوعی: سپهبد به زندان افتاده و از تاج و مقام خود جدا مانده است، در واقع او نیز از بساط و قدرتش دور شده است.
دگر روز دستور آمد بگاه
به هیتال گفت ای شبان کلاه
هوش مصنوعی: روزی دیگر فرمان رسید و به هیتال گفتند: ای شبان، کلاه بردار.
یکی نامه ای کن به نزدیک زال
بگویش که ای پهلو بی همال
هوش مصنوعی: شخصی نامهای برای زال مینویسد و در آن از او میخواهد که ای رفیق و همدرد، به نزدیک من بیایید.
نبیر تو ایدر به بند من است
گرفتار خم کمند من است
هوش مصنوعی: تو در اینجا در دام من گرفتار شدهای و به زنجیر چنگال من افتادهای.
بدین گونه در هند آمد نهان
برآورد این فتنه از هندیان
هوش مصنوعی: به این ترتیب، در هند به طور پنهانی این آشفتگی و فتنه از طرف هندیها برپا شده است.
دلیری روانکن بدین با یلان
که او رابیارد به زابلستان
هوش مصنوعی: شجاعت خود را با یاران دلیر نشان بده، چرا که او به زابلستان خواهد آمد.
من و شاه ارژنگ و هندو سپاه
ببینیم تا بر که گردد کلاه
هوش مصنوعی: من و شاه ارژنگ و سپاه هندو را ببینیم تا ببینیم کلاه بر سر چه کسی خواهد رفت.
به ارژنگ گو هند یابد قرار
دهد باز با شاه ایران دیار
هوش مصنوعی: به ارژنگ بگو که در هند باید ساکن شود و آرامش بگیرد و باز هم با شاه ایران زندگی کند.
به من گر بگیرد قرار این زمین
دهم باژ و هرگز نیایم بکین
هوش مصنوعی: اگر زمین به من آرامش بدهد، حاضر نیستم آن را با چیزی عوض کنم و هرگز به سوی درد و رنج نخواهم رفت.
چو این بشنود زال سام سوار
فرستد یقین در پی شهریار
هوش مصنوعی: زمانی که زال، پدر رستم، این را بشنود، قطعاً سواری را به دنبال شاه میفرستد.
ز هندوستان سوی ایران برند
بر نامور شاه شیران برند
هوش مصنوعی: از هندوستان به سمت ایران میبرند، بر سر نامور شاه شیران.
از آن پس بود رزم ارژنگ شاه
به بیند تا برکه گردد کلاه
هوش مصنوعی: از آن زمان، جنگ ارژنگ شاه به اندازهای ادامه یافت که وضعیت بهگونهای شد که به نظر میرسید کلاه (نماد پیروزی) به برکه (جایی برای آرامش و استراحت) برمیگردد.
پسندید هیتال این عزم اوی
فرستاد نامه سوی رزمجوی
هوش مصنوعی: هیتال این تصمیم او را پسندید و نامهای به سوی جنگجو فرستاد.
برزال رز کاینچنین است کار
بداند جهاندار زابل دیار
هوش مصنوعی: درخت سرخس چگونه است که این طور برمیخیزد و این رفتار را دارد، مانند کارهای ناپسند یک حاکم بیخبری که در دیار زابل زندگی میکند.
فرستاده زی زابلستان برفت
ز درگاه هیتال چون باد تفت
هوش مصنوعی: فرستادهای از زابلستان به سمت درگاه هیتال رفت، مانند باد تند و سریع.
پس آگه ازین گشت ارژنگ شاه
برآشفت و برکرد جامه سیاه
هوش مصنوعی: پس از آنکه ارژنگ شاه متوجه شد، به شدت خشمگین شد و لباس سیاه پوشید.