برگردان به زبان ساده
به که درین گفته معجز بیان
درج بود نام خدای جهان
هوش مصنوعی: در این گفته، معجزهای از بیان وجود دارد که نام خداوند جهان در آن درج شده است.
شکر که قیوم کریم احد
جانده پوزش طلب و جانستان
هوش مصنوعی: تشکر و قدردانی به خاطر وجود بخشنده و مهربان که ما را فرامیخواند تا از او طلب بخشش کنیم و جان خود را حفظ کنیم.
پایهٔ ده عقده ز گیتی گشای
پادشه ملک به حارس رسان
هوش مصنوعی: پادشاه باید درختی از دنیا را به درستی پرورش دهد تا به نگهبانان و محافظان خود برساند.
کرد اگر حکم که شاه سلیم
ماه فلک فطرت جم پاسبان
هوش مصنوعی: اگر پادشاه سلیم بر اساس طبیعت درست حکم کند، مانند ماهی است که آسمان را روشن میکند و جم را پاسبانی میکند.
بار جهان بست و باقدام این
دل ز بقا کند و ز آثار آن
هوش مصنوعی: این دنیا را به دوش خود میکشد و با حرکت این دل، از قدرت ادامهاش و نشانههایش دوری میکند.
خورد بهم حد جهانی ولی
شد به دمی تازه زمین و زمان
هوش مصنوعی: تمام مرزها و قوانین جهانی در هم شکست و در یک لحظه، زمین و زمان به نوعی تازه و نو شدند.
از که ز شاهی که به اقبال اوست
فتنهٔ ایام ز مردم نهان
هوش مصنوعی: از چه کسی باید بپرسم که شانسش خوب است، وقتی که مشکلات زمانه از مردم پنهان است؟
شاهسواری که ز شاهان بود
امجد و اشجع به کمال و توان
هوش مصنوعی: شاهسوار، شخصی است بزرگ و شجاع که از نسل پادشاهان و دارای بهترین ویژگیها و تواناییها است.
شیر مصافی که به هیجا در آب
جسته مبارز ز بنان سنان
هوش مصنوعی: شیر جسوری که به راحتی در آب پرید و با قدرت و شجاعت به مقابله دیگران میپردازد.
کوه شکوهی که ز تمکین نهاد
بزم تعین به اساس کران
هوش مصنوعی: کوهی بلند و باشکوه که باعث شده تا جشن و سرور در آن فضایی معین به خود بگیرد و به عنوان نقطهای مستحکم و پایهای شناخته شود.
صاحب عالم که ازو برقرار
مانده رفاهیت کون و مکان
هوش مصنوعی: آن کسی که تمام جهان به وجود او پایدار است و زندگی و آرامش در آن از او ناشی میشود.
باد بر این طرفه بنا از نشاط
تا ابد این بانی صاحبقران
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و نشاطی اشاره دارد که به طور دائمی در اثر هنری یا بنا وجود دارد و نشاندهندهی عظمت و شکوه آن بانی یا سازنده است. در واقع، باد به عنوان نشانهای از زندگی و پویایی، به این بنا جان میبخشد و آن را در کانون توجه قرار میدهد.
عزلت ده روزه او را بلی
باد به دل خسروی جاودان
هوش مصنوعی: او به مدت ده روز در انزوا به سر میبرد، و این انزوا به دل پادشاه جاودان پر باد خواهد کرد.
هست محال آن که ببندد به فکر
آدمی این عقد درر عقدهسان
هوش مصنوعی: غیرممکن است که فکر انسان بتواند این مسئله را که مانند گرهای در ذهنش باقی مانده است، حل کند.
ای ملک ستان کبیر
وی شه کامل نسق کامران
هوش مصنوعی: ای فرمانروای بزرگ و عالی، ای پادشاه بینقص و موفق.
گرچه به لوح دل دانای خود
زد رقم مدت امن و امان
هوش مصنوعی: اگرچه بر دل دانای خود، نشانهای از آرامش و امنیت نقش بسته است،
بیش ز هر پادشهی کوس هم
کوفت در اصلاح مهم جان
هوش مصنوعی: بیش از هر پادشاهی، صدای کوس و طبل در اصلاح و بهبود روح و جان انسان اهمیت دارد.
باد ازو دور به دوران که هست
پادشه و شیردل و نوجوان
هوش مصنوعی: باد به دور از او میچرخد، زیرا که او پادشاهی است شجاع و جوان.
می نگرد دل چو به هر مصرعی
کامده یک فکر از آن داستان
هوش مصنوعی: دل به هر مصرع نگاه میکند و هر بار یک فکر از آن داستان به ذهنش میآید.
هست بدانسان که به رمز و حساب
فهم شود سال جلوسش از آن
هوش مصنوعی: او به گونهای است که میتوان سال برگزاری مراسمش را با شمارش و حساب مشخص کرد.