برگردان به زبان ساده
شاه دین را بود شور محشر
بر سر نعش شهزاده اکبر
هوش مصنوعی: برخورد شاه دین با شرایط سخت و نابسامان، احساساتی عمیق و تأثیرگذار ایجاد کرده است، بهطوریکه او در پی حادثهای ناگوار، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و افسوس میخورد.
ای شکیب دل آرام جانم
ای روان تن ناتوانم
هوش مصنوعی: ای صبر، تویی که دل را آرام میکنی و جانم را سروسامان میدهی، ای روحی که به وجود ناتوان من زندگی میبخشی.
ای جگر گوشۀ مهربانم
ای علی اکبرِ نوجوانم
هوش مصنوعی: ای عزیزم و گل دلم، ای جوانمرد و مهربانم.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جانم در خون غرق شده است.
تو همای حقیقت نشانی
شاهباز بلند آشیانی
هوش مصنوعی: تو نماد حقیقتی، شبیه پرندهای بزرگ که در آشیانهای بلند زندگی میکند.
از چه در خاک و در خون طپانی
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: چرا ای پسر جوان من، در غم و درد غرق شدهای و در خاک و خون دست و پا میزنی؟
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای کسی که روح و جانم را به خون آغشتهای،
چهره ات یک فلک آفتابست
طره ات یک جهان مشک نابست
هوش مصنوعی: چهرهات همچون آفتاب در آسمان میدرخشد و موی تو به اندازهی یک جهان، خوشبو و زیبا است.
ای دریغا که در خون خضا بست
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: ای کاش که در این شرایط سخت و اندوهبار، پسرم علی اکبر، جانش در خطر نباشد و در خون خفته باشد.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جانم غرق در خون توست،
ای پر از زخم کین اینچه حالست
این حقیقت بود یا خیالست
هوش مصنوعی: ای کسی که پر از زخمهای کینهای، حالت چگونه است؟ آیا این واقعیت است یا فقط خیال است؟
یکتن و این جراحت محالست
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که علی اکبر، نوجوانی که به شدت دوستش دارم، به مرگ و جراحت دچار شده است و این موضوع برای من قابل باور نیست.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جان من در خون غوطهور است،
حیف از آن طلعت ماه رخسار
حیف از آن قامت سرو رفتار
هوش مصنوعی: دوه گردن خوش قامت و زیبا و ماه روی، بسیار تأسف برانگیز است که چنین زیبایی را نمیشود در کنار خود داشت.
حیف از آن منطق شهد گفتار
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: ای علی اکبر، نوجوانم، چقدر نیکوست که سخن تمیز و شیرینی داری، ولی حیف است که این منطق زیبا به کمال نرسیده و از دست رفته.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خون غوطهور هستی، روح و جان من در این حال قرار دارد.
حیف از آن قدّ با اعتدالت
حیف از آن شاخ طوبی مثالت
هوش مصنوعی: حیف است که آن قامت زیبا و متناسب تو، به اندازهی تمایز و زیبایی شاخ طوبی نیست.
دست کین تیشه زد بر نهالت
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: دست دشمن به نخل جوان تو آسیب رساند، ای علی اکبر.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای کسی که روح و جانم در خون غوطهور است.
حیف از آن مشگسا سنبل تر
حیف از آن جعد و موی معنبر
هوش مصنوعی: حسرت بر موهای زیبا و خوش حالت او و بر عطر دلانگیز آن گل، که زیباییاش بینظیر است.
دل ز داغت چه عودی بمجمر
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر داغی که از فراق تو دارم به آتش میسوزد، ای علی اکبر نوجوانم.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خون غرق شدهای، روح و جانم را در دست داری.
حیف از آن روی و موی نبوت
حیف از آن روز و بازو و قوت
هوش مصنوعی: آخ چقدر افسوس که زیبایی چهره و موهای پیامبری با آن روزهای پرقدرت و توانایی، از دست رفته است.
داد از این قوم دور از مروت
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی ابراز ناامیدی و افسوس از رفتارهای ناپسند برخی افراد است. گویا گوینده نگران وضعیت جوانی به نام علی اکبر است و میخواهد از سرنوشت او و دوری از انسانیت در میان برخی قوم و خویشها شکایت کند. احساسات عمیق و تلخی در این کلمات نهفته است و نشاندهنده علاقه و اشتیاق به ارزشهای انسانی است.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خون غرق شدهای، روح و جان من را تسخیر کردهای.
لعل خشک تو ای لؤلؤ تر
قوت جان بود و یاقوت احمر
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و ارزش لعل و یاقوت اشاره دارد. لعل خشک تو مانند مروارید درخشانی است که قوت و انرژی زندگی را به ما میبخشد و یاقوت سرخ هم به عنوان نماد زیبایی و ارزشمندی، توجه را جلب میکند. این اشاره به اهمیت و محبوبیت جواهرات در زندگی و احساساتی که به انسان منتقل میکنند، دارد.
گرچه مرجان ما را زد آذر
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: هرچند که شوق و اشتیاق ما مانند آتش سوزان است، ای علی اکبر، تو جوان ما هستی.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که جانم در خون غوطهور است.
ای عقیق لبت کهربائی
کی شود غنچه لب گشائی
هوش مصنوعی: ای عقیق لب تو مانند کهربا است، چه زمانی گل لب تو شکوفا میشود؟
عندلیبانه گوئی توائی
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: ای علی اکبر نوجوانم، تو همچون بلبل مست و سرمست سخن میگویی و برایم شادی و نشاط به ارمغان میآوری.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جانم در خون غرق شده است.
بود امیدم ای نازنینم
بزم دامادیت را بچینم
هوش مصنوعی: امید من این است که ای عزیزم، مراسم عروسیات را برپا کنم و خوشبختیات را جشن بگیرم.
حجلۀ شادیت را ببینم
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: ای علی اکبر نوجوانم، خوشیها و شادیت را میخواهم ببینم.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خونم غرقی و جانم را پر کردهای.
ای دریغا ز ناکامی تو
جان فدای خوش اندامی تو
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر ناکامیات جانم را فدای زیباییات کنم.
وانقد و قامت نامی تو
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: ای علی اکبر، نوجوانی با قد و قامت زیبا و برجسته که شهرتی نامدار داری.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای روح من که در خون غوطهور هستی،
حیف از آن لالۀ ارغوانی
شد خزان در بهار جوانی
هوش مصنوعی: در بهار جوانی، لالهای زیبا و ارغوانی وجود دارد که افسوس میخوریم از اینکه به خاطر گذر زمان، همچون فصل خزان، از بین میرود.
خاک غم بر سر زندگانی
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: غم زندگی را بر سر خود میپاشم، ای علیاکبر جوانم.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای جانم که غرق در خون هستی، روح من به تو وابسته است.
وای بر حال لیلای مجنون
گر به بیند ترا غرقه در خون
هوش مصنوعی: اگر لیلای مجنون تو را در حالتی ببینید که در خون غوطهور هستی، وای بر حال او!
با دل زار او چون کنم چون
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با دل شکسته او برخورد کنم، ای علی اکبر، تو که هنوز نوجوانی؟
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خون غرق شدهای، جان و روح من را آشفته کردهای.
روی دردشت و هامون گذارد
یا سر نعش تو جان سپارد
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که در حین سفر یا در جایی دور، زندگی و تلاشهایت میتواند با خطرات و چالشهایی مواجه شود، اما اگر به این چالشها روبهرو شوی، ممکن است به مرگ یا پایان زندگیات ختم شود. به عبارت دیگر، نشاندهنده این است که زندگی در میان خطرات و مشکلات میتواند منجر به از دست دادن وجود فرد بشود.
طاقت این مصیبت ندارد
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم این مصیبت را تحمل کنم ای علی اکبر، پسر جوانم.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که در خون خود غوطهور شدهام، روح و روانم تحت تأثیر توست.
آه اگر عمۀ مستمندت
بیند این زخم بیچون و چندت
هوش مصنوعی: آه، اگر عمهات که به شدت نیازمند است، این زخم بیوقفه و بدون دلیل تو را ببیند، چه خواهد شد.
تا قیامت بود دردمندت
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهنده عمیقترین محبت و روابط انسانی است که در آن گوینده از درد و رنجی میگوید که برای نوجوانی به نام علی اکبر دارد. احساساتی از عشق و دلتنگی در آن نهفته است که نشاندهنده اهمیت و تأثیر عمیق این نوجوان در زندگی گوینده است. همچنین، اشارهای به باقی ماندن این درد و اندوه تا ابدیت دارد، نشاندهنده پیوندی است که فراتر از زمان و مکان میرود.
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جانم در خون غرق شده است.
خواهرت روز و شب می گدازد
یا بسوزد ز غم یا بسازد
هوش مصنوعی: خواهرت در هر لحظه یا با غم میسوزد یا به خاطر زندگی و مشکلاتش تلاش میکند و خود را سر و سامان میدهد.
کو برادر که او را نوازد
ای علی اکبر نوجوانم
هوش مصنوعی: کجاست برادری که همچون علی اکبر من را مورد محبت و نوازش قرار دهد؟
ای بخون غرقه روح روانم
هوش مصنوعی: ای که روح و جانم در عشق تو غرق شده است.