برگردان به زبان ساده
ای به قربان تو خواهر تو
خواهر با جان برابر تو
هوش مصنوعی: ای جانم، قربان تو، خواهر تو، همچون جان من هستی.
کاش بودی زیر خنجر شمر
جگر من جای حنجر تو
هوش مصنوعی: ای کاش که تو زیر ضربات خنجر شمر بودی و قلب من در جایگاه گلویت قرار داشت.
تشنه کاما سوخت جان مرا
کام خشک و دیدۀ تر تو
هوش مصنوعی: تشنگی من جانم را میسوزاند، در حالی که تو در کنار من با چشمانی پر از اشک و دهانی تشنهای.
خاک عالم باد بر سر من
روی خاک افتاده پیکر تو
هوش مصنوعی: خاک این دنیا بر سر من میریزد، در حالی که پیکر تو روی زمین افتاده است.
یا بعید الدار عن وطنه
عاقبت شد خاک بستر تو
هوش مصنوعی: گاهی از وطن دور میشوی و سرانجام به خاک میافتی، همانجایی که بستر خواب تو شده است.
یوسف گل پیرهن نگذاشت
خصم دون یک جامه در بر تو
هوش مصنوعی: یوسف به خاطر زیبایی و مقام والایش اجازه نداد که دشمنانش حتی یک تکه لباس بر تن تو بپوشند.
جوی اشک چشم من چه کند
با تن در خون شناور تو
هوش مصنوعی: اشکهای من چه تأثیری بر بدن تو دارد که در خون غوطهور است؟
ای شهنشاه قلمرو عشق
کو سپهسالار لشگر تو
هوش مصنوعی: ای پادشاه عشق، که فرمانده سپاه تو هستی.
رایت گردون هماره نگون
کو علمدار دلاور تو
هوش مصنوعی: دور و بر تو همیشه در حال تغییر است، چرا که سرباز شجاع تو در آنجا قرار دارد.
نه تو تنها بسوختی که بسوخت
عالمی از داغ اکبر تو
هوش مصنوعی: تو فقط خودت از درد و غم سوختی، بلکه جهانی به خاطر عشق و اندوه تو آتش گرفته است.
خون روان از چشم مادر دهر
از غم بی شیر اصغر تو
هوش مصنوعی: مادر زمانه از غم نداشتن شیر برای اصغر، اشکهایش جاری است.
نو نهال باغ من بکجاست
قاسم آنشاخ صنوبر تو
هوش مصنوعی: در باغ من نهالی تازه وجود دارد، قاسم، که شاخ و برگ آن به زیبایی شاخ صنوبر توست.
ای برادر سر بر آر و بپرس
چه شد ای غمدیده معجر تو
هوش مصنوعی: ای برادر، سر خود را بلند کن و سؤال کن که چه بر سر تو و غصههایت آمده است.
گردش چرخ کبود ربود
گوشوار از گوش دختر تو
هوش مصنوعی: چرخ زمان و روزگار، گوشوارهای را از گوش دختر تو برداشت و برد.
رفتم از کوی تو زار و نزار
با دلی پر از غصه از بر تو
هوش مصنوعی: از کوی تو با حالتی زار و نزار رفتم، دلی پر از غم و اندوه داشتم به خاطر جداییام از تو.
تا کند چون نی نوا دل من
چون به بینم روی نی سر تو
هوش مصنوعی: وقتی که روی تو را میبینم، دل من به شور و نوا درمیآید، مانند نی که نغمهای میزند.
تا بشام و بزم عام رود
خواهر بی یار و یاور تو
هوش مصنوعی: خواهر تو بدون همراه و یاور به میهمانی و جشن میرود.
تا به بیند این ستمکش زار
ناسزاها از ستمگر تو
هوش مصنوعی: تا هنگامی که این دردکشیدهی ناتوان، فریادهای ناشایست را از ظالم ببیند.
تا که چوب خیزران چه کند
با لبان روح پرور تو
هوش مصنوعی: تا ببینی چوب خیزران با لبهای دلپذیر و روحافزای تو چه خواهد کرد.
تا بنالد همچو مرغ هزار
خواهر بی بال و بی پر تو
هوش مصنوعی: تا وقتی که مثل مرغی بیپر و بال، هزاران خواهرش ناله کنند، تو نیز باید به ابراز احساسات خود بپردازی.