برگردان به زبان ساده
شیخ در آخر عهد در وصیت روی به جمع کرد و گفت: به خدمت درویشان مشغول باید بود و خدمت ایشان را میان باید بست، کودکان را بازی نباید کرد و جوانان را بوالعجبی نباید کرد، پیران را قرایی و مرایی نباید کرد،علم هر دو جهان درین کلمات گفته شد اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون قحط خدای آمد! قحط خدای آمد! قحط خدای آمد! پیش ازین قحط نان و آب بوده است اکنون قحط خدای آمد! درمانگرید کی این سخن بر ما ختم شد، و دست بروی فرود آورد و ختم کرد.
هوش مصنوعی: شیخ در آخرین لحظات زندگیاش خطاب به جمعی گفت که باید به خدمت درویشان مشغول شد و به آنها کمک کرد. تاکید کرد که نباید با کودکان بازی کرد، جوانان را به حماقت واداشت و به پیران بیاحترامی کرد. او گفت علم هر دو جهان در این سخنان نهفته است و از قحط خداوند شکایت کرد و اظهار داشت که قحط خدا آمده است، قحطی که پیش از آن کمبود غذا و آب بوده، اما حالا قحط خداوند احساس میشود. سپس از این سخنان دست برداشت و پایان صحبتهایش را اعلام کرد.