برگردان به زبان ساده
آوردهاند کی درآن وقت کی شیخ در خانقاه کوی عدنی کویان بود، روزی سفره نهاده بودند و شیخ با درویشان چیزی بکار میبردند در میانه شیخ بومحمد جوینی درآمد و سلام کرد شیخ سلام وی جواب نداد و التفات نکرد، بومحمد بشکست و برنجید و بنشست. چون طعام بکار بردند و دست بشستند شیخ بر پای خاست و سلام بومحمد جوینی جواب بازداد پس گفت که سلام نامیست از نامهای حقّ جل جلاله و ما روا نداریم که با دهان آلوده نام او بریم. بومحمد خوش دل گشت وگفت آنچ شیخ را هست از طریقت و شریعت کس را نیست! و جملۀ متصوفه کی حاضر بودند از آن کلمه فایده گرفتند. از اینجاست کی چون صوفیان بر سفره باشند سلام نگویند تا فارغ نشوند.
هوش مصنوعی: در آن زمان که شیخ در خانقاه کوی عدنی کویان بود، یک روز سفرهای آماده کرده بودند و شیخ با درویشان مشغول به کار بود. ناگهان بومحمد جوینی وارد شد و سلام کرد، اما شیخ به او پاسخ نداد و به او توجه نکرد. بومحمد از این رفتار ناراحت شد و نشست. پس از آنکه غذا صرف شد و دستها شسته شد، شیخ برخاست و به سلام بومحمد جواب داد و سپس گفت که سلام، نامی از نامهای خداوند است و ما نمیتوانیم با دهان آلوده به نام او اشاره کنیم. این سخن بومحمد را خوشحال کرد و او گفت که چیزی که شیخ دارد در طریقت و شریعت، در هیچ کس دیگری یافت نمیشود. سایر صوفیان حاضر نیز از این کلام بهره بردند و از آن زمان هرگاه صوفیان بر سر سفره باشند، تا زمانی که مشغول غذا خوردن هستند، سلام نمیکنند.