برگردان به زبان ساده
هم خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةاللّه علیه کی شیخ قدس اللّه روحه العزیز روز چهارشنبه بگرمابه رفتی و شیخ بومحمد جوینی رحمه اللّه بخانقاه آمدی و از آنجا بگرمابه شدی. یک روز شیخ بومحمد جوینی به حمام فروشده بودند، شیخ گفت ای خواجه این آسایش و راحت گرمابه از چیست؟ او گفت مردم در هفتۀ شوخگن شده باشند و موی بالیده و سنتها بجای نیاورده موی بردارند و خویشتن بشورند، سبکتر گردند و بیاسایند. شیخ گفت بهتر ازین باید. شیخ بومحمدگفت شیخ را چه مینماید؟ شیخ گفت ما را چنین مینماید کی دو مخالف جمع شدند چندین راحت باز میدهد، شیخ بومحمد رحمةاللّه علیه بگریست و گفت ای شیخ آنچ ترا میدرآید هیچ کس را آن نیست.
هوش مصنوعی: خواجه بوالفتح شیخ رحمتالله علیه میگوید که روز چهارشنبه شیخ قدسالله روحهالعزیز به حمام رفت و شیخ بومحمد جوینی رحمتالله علیه به خانقاه آمد و از آنجا به حمام رفت. یک روز شیخ بومحمد در حمام بود و از خواجه پرسید که راز راحت و آسایش در حمام چیست؟ او پاسخ داد که مردم برای شادابی و پاکیزگی به حمام میآیند تا وزن خود را سبکتر کرده و آرامش پیدا کنند. شیخ گفت که این برای او کافی نیست و شیخ بومحمد از او پرسید که چه چیزی در ذهنش است. شیخ پاسخ داد که به نظرش دو نیروی مخالف (مسائل یا دغدغهها) با هم جمع شدهاند و این آسایش فراوانی به وجود میآورد. شیخ بومحمد رحمتالله علیه با شنیدن این کلمات گریه کرد و گفت که چنین درکی که تو داری، هیچکس دیگر ندارد.