اطلاعات
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت، در میان سخن گفت از سر خانقاه تا ببُن خانقاه همه گوهرست ریخته، چرا برنچینید؟ خلق بازنگریستند پنداشتند گوهرست تا برگیرند، چون ندیدند گفتند ای شیخ ما گوهر نمیبینیم! شیخ گفت: خدمت! خدمت!
هوش مصنوعی: روزی شیخ در نشابور در حال سخنرانی بود و در بین حرفهایش اشاره کرد که از سر خانقاه تا پایین خانقاه، همهجا گوهرها ریخته شدهاند، چرا کسی آنها را برندارد؟ مردم نگاهی کردند و فکر کردند که واقعاً گوهرهایی وجود دارد و میخواهند آنها را جمع کنند. اما وقتی چیزی ندیدند، گفتند: ای شیخ، ما هیچ گوهر نمیبینیم! شیخ پاسخ داد: «خدمت! خدمت!»