برگردان به زبان ساده
استاد عبدالرحمن گفت، کی مقری شیخ ما بود، که روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت علویی بود در مجلس شیخ، مگر بدل آن علوی بگذشت کی نسب ماداریم و عزت و دولت شیخ دارد. شیخ در حال روی بدان علوی کرد و گفت یا سید بهتر ازین باید و بهتر ازین باید. آنگه روی به جمع کرد و گفت میدانید کی این سید چه میگوید؟ میگوید کی نسب ما داریم و دولت و عزت آنجاست. بدانک محمد علیه السلام هرچ یافت از نسبت یافت نه از نسب، کی بوجهل و بولهب هم از آن نسب بودند و شما به نسب از آن مهتر قناعت کردهاید و ما همگی خویشتن را در نسبت بدان مهتر بپرداختهایم و هنوز قناعت نمیکنیم، لاجرم از آن دولت و عزت که آن مهتر داشت ما را نصیب کرد و بنمود کی راه به حضرت ما به نسبت است نه به نسب.
هوش مصنوعی: استاد عبدالرحمن گفت که زمانی شیخی در نشابور در حال سخنرانی بود و شخصی علوی در آنجا حضور داشت. شیخ به آن علوی اشاره کرد و گفت که باید به چیزی بهتر از این اشاره کنیم. سپس به حاضرین در مجلس نگاه کرد و پرسید که آیا میدانید این سید چه میگوید؟ او میگوید که ما نسب داریم و عزت و قدرت در آنجاست. به یاد آورید که پیامبر اسلام، محمد، هرچه داشت از اعتبار و شخصیتش بود، نه از نسبش، زیرا افرادی مثل ابوجهل و ابولهب نیز از همان نسب بودند. شما به نسب بسنده کردهاید و ما هم به نسب خود فخر میکنیم اما هنوز قانع نشدهایم. در نتیجه، از آن عزت و قدرت که آن سید داشت، نصیبمان شد و مشخص شد که راه رسیدن به موفقیت و فضیلت در اعتبار و شخصیت است، نه صرفاً در نسب و خویشاوندی.