برگردان به زبان ساده
الحذر الحذر که دیگر بار
اژدر خامهام شد آتشبار
هوش مصنوعی: مواظب باش، که بار دیگر قلم من مانند اژدها شعلهور شده است.
آنچنان کرده نیش دندان تیز
که ازو زینهار جوید مار
هوش مصنوعی: به گونهای او به دیگران آسیب میزند که حتی ماری هم از او میخواهد که مراقب باشد و به او نزدیک نشود.
از پی نیش جان آنکه زند
بهر دینار، خویش را بر نار
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر پول و ثروت، جان خود را به خطر میاندازد، خود را در آتش میاندازد.
کیسه پر زر، دفینه پر گوهر
گنج را گشته مار و گل را خار
هوش مصنوعی: کیسهای پر از طلا و گنجی پر از گوهر، اما مانند مار و خار، در دنیای پر از نفاق و سختی به سر میبرد.
جیب او پر چو کیسهٔ غنچه
کف او کفچه همچو دست چنار
هوش مصنوعی: دارایی او مانند کیسهای پر از غنچه است و دستش مثل ساقه درخت چنار است که گود و تو رفته است.
چون شترمرغ، لیک در پرواز
همچو اشتر، ولی گسسته مهار
هوش مصنوعی: این شعر به وصف موجودی میپردازد که ظاهری شبیه شترمرغ دارد، اما در حال پرواز مانند شتر است. با وجود اینکه میتواند پرواز کند، به نوعی کنترلش از دست رفته و مهار نشده است. به عبارت دیگر، این موجود هم ویژگیهای خاص خود را دارد و هم در حالت پرواز به گونهای آزاد و بیقید و بند عمل میکند.
لکلک مادهای که بهر نشست
احتیاجی نباشدش به منار
هوش مصنوعی: لکلک مادهای که برای نشستن نیازی به جای بلندی ندارد.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسری که افتخار و سربلندی پدرش را به دوش میکشد، نامش میرزا علیخان است.
زشت و بدنفس چون سگ مسلخ
چرب و چرکین چو گربهٔ مطبخ
هوش مصنوعی: زشت و بدخلق مانند سگی که در کشتارگاه است و کثیف و چرب مانند گربهای که در آشپزخانه میگردد.
تُنُک و سست همچو بال مگس
خشک و کجواج همچو پای ملخ
هوش مصنوعی: این توصیف به یک موجود ضعیف و نازک میپردازد که همانند بال یک مگس، بیثبات و سست است. همچنین، به پاهای کج و ناهموار ملخ اشاره میکند و نشاندهنده نقص و عدم استحکام در آن موجود است.
زنخ سردِ زردِ بیمویش
شیشهٔ شاشهای که بندد یخ
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت صورت او به طور عجیبی سرد و بیروح است، مثل شیشهای که درونش یخ بسته شده باشد.
ریش از بیم دیدن رویش
سر نیارد برون ز چاه زنخ
هوش مصنوعی: بر اثر ترس از دیدن چهره محبوبش، ریش نمیتواند از چاه بیرون بیاید.
دست و پا چون ره دراز عدم
بندهایش علامت فرسخ
هوش مصنوعی: دست و پا مانند راهی است که به دوری و جدایی اشاره میکند، و نشانههایی از فاصله را نشان میدهد.
بدنی همچو سوزن و... نی
که در او وصلهٔ خر است چونخ
هوش مصنوعی: بدنی باریک و لاغر مانند سوزن، و حالتی که در آن، نشانهای از ضعف و ناهماهنگی وجود دارد.
شاخ چوب دراز اگر خواهند
که بکاوند آتش دوزخ
هوش مصنوعی: اگر بخواهند شاخۀ چوب دراز را قطع کنند، باید آتش جهنم را تجربه کنند.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسر بزرگ و شجاع یک سلطان به نام میرزا علیخان شناخته میشود.
همچو شاشه سبک، چو شیشه تُنُک
همچو شبهای دی دراز و خُنُک
هوش مصنوعی: سبک و بیوزن همچون یک قطره، همچون شیشهای نازک و شکننده، و مانند شبهای بلند و سرد دیماه.
همچو قارورهایست آگنده
رنگ زرد و طبیعت نازک
هوش مصنوعی: او همانند یک بطری شیشهای است که رنگ زردی در آن وجود دارد و ویژگیهای ظریف و حساسی دارد.
رود آن ماده استر بدراه
همچو یابوی اوزبکی لُکلُک
هوش مصنوعی: رود مانند یک ماده استر به تندی در حرکت است، همچنان که یابوی اوزبکی به آرامی و با ظرافت گام برمیدارد.
به دو زانو دمی که بنشیند
همچو آروانهایست کو زده چک
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به آرامی و در حالت نشسته قرار میگیرد، انگار که سپری شده و در آرامش به تماشا نشسته است، همچون کسی که به دوردست نگریسته و در حال تفکر است.
با گرانخیزیاش توان گفتن
خر درگل فتاده را چابک
هوش مصنوعی: با قیمت بالای او، نمیتوان داستان خر را که در گل گیر کرده به راحتی بیان کرد.
آنکه چون رودهٔ سگ تازیست
که شد از استخوان خر، لُک و پک
هوش مصنوعی: کسی که از نظر ظاهری و شخصیت مثل رودهٔ یک سگ است، اما در باطن چیزی سست و بیارزش مانند استخوان یک الاغ را در خود دارد.
وانکه چون خامهایست سوختهدل
...ن گشاد و درون سیاه و سبک
هوش مصنوعی: شخصی که دلش از درد و غم سوخته است، مانند قلمی است که به طور ناقص عمل میکند و درونش تیره و سنگین به نظر میرسد.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسر برجستهای از سلطان است و نام او میرزا علیخان است.
جرعهخواری به بزم همّت...س
کاسه لیسی به خوان نعمت...س
هوش مصنوعی: در جمعهای خوشی و جشن، نوشیدن جرعهای از شراب نشان همت و تلاش است و خدمت به میهمانان و رفاه آنها را همچون کاسه لیسی و پذیرایی از سفره نعمت میتوان در نظر گرفت.
بسته آن پیرحیز خواجهسرا
همچو...م کمر به خدمت...س
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و شکوه ظاهری یک پیرمرد یا صاحب منصب اشاره شده که نشاندهندهی مقام و اهمیت او در جامعه است. همچنین، به نوعی از وفاداری و خدمت به او اشاره شده، که نویدبخش ارادت و احترام نسبت به مقام اوست. در مجموع، تصویرسازی قوی از شخصیت و شرایط اجتماعی فرد ارائه میدهد.
بهر روزی، چو خر شبانروزی
مانده در زیر بار منّت...س
هوش مصنوعی: هر روز مانند یک الاغ تحت بار سنگین، در زیر فشار نیازمندیها و زحمات زندگی باقی ماندهام.
...س گرفتار شد به نکبت او
گرچه عالم گرفت نکبت...س
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا به عذابی دچار شده، اما او به خاطر گرفتاریاش در این وضع، به شدت رنج میبرد.
بشکند خُرد، گردن مردی
که بزرگی کند به دولت...س
هوش مصنوعی: اگر مردی به خاطر مقام و موقعیت خود بزرگی کند، باید بداند که ممکن است دچار سرزنش و خشم دیگران شود. برتری جویی و خودبزرگبینی میتواند به او آسیب برساند و از او انسانی شکستخورده بسازد.
شرمم آید ز روی...س که کنم
با چنان روی کوسه، نسبت...س
هوش مصنوعی: از دیدن چهرهات خجالت میکشم، زیرا نمیدانم با چه کسی باید رفتار کنم وقتی چهرهات اینچنین است.
آنکه از وی شد امتحان قلم
چون رقم میزدند صورت...س
هوش مصنوعی: کسی که مورد آزمایش قرار گرفت، مانند زمانی که با قلم مینویسند که چطور باید باشد.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسر با افتخار سلطان، میرزا علیخان نام دارد.
مادرش را پدر چو می...ـایید
گوه میخورد و ژاژ میخایید
هوش مصنوعی: زمانی که پدر مادرش را میدید، عصبانی میشد و شروع به گفتن حرفهای بیمعنی و خندهدار میکرد.
وصلهٔ نیمخیز در مستی
گه به پس، گه به پیش میسایید
هوش مصنوعی: شخص در حالت مستی به طور ناپایدار و بیهدف جلو و عقب میرود، مانند کسی که دقیقاً نمیداند به کدام سمت میرود و در زندگیاش به صورت نامنظم و ناپیوسته حرکت میکند.
مادر از بیم شوهران دگر
...ر میخورد و راه میپایید
هوش مصنوعی: مادر به خاطر ترس از شوهران دیگر، از نگرانی و اضطراب در حال تحمل رنج و انتظار است.
جای انزال، شاشه زور آورد
ریخت در موضعی که می...ـایید
هوش مصنوعی: در جایی که باید ادرار خارج شود، فشار باعث میشود که مایعی در آن ناحیه ریخته شود.
خورد آن قحبه مسهلی،وز...ن
طرفه ماهیّتی فرو زایید
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به یک واقعه یا وضعیت خاص است که در آن، شخصی (در اینجا به صورت کنایه به زنی خاص) برآمدن و زاییدن چیز جدیدی را به همراه دارد. این جمله میتواند به تغییرات یا نتایج غیرمنتظرهای که از یک رویداد ناشی میشود، اشاره کند. به نوعی، نمایانگر ارتباط بین علت و معلول و تأثیرات ناشناخته در زندگی است.
کیست آن ننگ مرد و زن که ازو
دامن عالمی ببالایید؟
هوش مصنوعی: کیست آن مرد و زن زشتنهاد که باعث شد تا دامن یک عالم بهخود ببالد؟
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسر با افتخار سلطان، که نامش میرزا علیخان است.
زند آن خر چو در شترغو چنگ
جمع گردند عقرب و خرچنگ
هوش مصنوعی: زمانی که خر در دشت میچرد و شترها در کنار هم جمع میشوند، عقرب و خرچنگ نیز دور هم جمع میشوند.
روی زرد و دراز و باریکش
کهنه تیغی که شد نهان در زنگ
هوش مصنوعی: چهرهای رنگپریده و کشیده که زیر گرد و غبار، تیزی یک شمشیر قدیمی پنهان شده است.
قلم موی در دو انگشتش
چون زبانیست در دهان کلنگ
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن زیبایی و لطافت قلم مو اشاره دارد، که به گونهای است که میتواند احساسات و اندیشهها را به خوبی منتقل کند، مثل زبانی که در دهان کلنگ (نماد خشن و سخت) وجود دارد. این تضاد نشان میدهد که حتی در ابزارهای ساده و عادی نیز میتوان عمق و زیبایی را یافت.
صورت ناموجّهی که کند
رنگآمیزیاش به صد نیرنگ،
هوش مصنوعی: چهرهای ناپسند که با صدها فریب و نیرنگ رنگآمیزی شده است.
جای آن است اگر به صورت او
اهل معنی ریند رنگارنگ
هوش مصنوعی: بهتر است اهل معنا در زیبایی چهرهی او، تنوع و تفاوتها را جشن بگیرند و برای آن ارزش قائل شوند.
کهنه چنگ سپهر را تاری
کز درازی فتاده از آهنگ
هوش مصنوعی: تنیدهای از تارهای اثرات گذشته که زمان طولانی باعث شده بر ساز زندگی نغمهای نخواند و به سکوت گراید.
ناجوانمرد پیر خنثایی
که زن و مرد راست از وی ننگ
هوش مصنوعی: شخصی ناپاک و بینهایت خبیث وجود دارد که از رفتار و صفتهای او، هم زن و هم مرد احساس شرم و ننگ میکنند.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: میرزا علیخان پسر برجستهای از یک سلطان است.
بس که تریاک خورده آن ناپاک
میخورد گوه و میرید تریاک
هوش مصنوعی: او به شدت تریاک مصرف کرده است و به خاطر مصرف زیادش به طور غیرقابل کنترلی دچار مشکلاتی شده و حتی در حین این کار چیزهای بدی را هم دفع میکند.
...ر سختی ز دور چون بیند
کش بود میل دیدهٔ ادراک،
هوش مصنوعی: وقتی کسی در شرایط دشوار و دور از دسترس قرار میگیرد، نگاهش به آنچه نمیتواند به آسانی درک کند، معطوف میشود.
بر وی از حکّه آنچنان پیچد
که مگر بر درخت پیچد تاک
هوش مصنوعی: بر روی او چنان پیچشی میافتد که گویی بر درخت انگور تاب میخورد.
مردمان مار در کفن بینند
افکنندش چو با کفن در خاک
هوش مصنوعی: مردم، مار را در کفن میبینند و زمانی که او را با کفن به خاک میسپارند، آن را رها میکنند.
بهر او قبر چون ککنند، ز ننگ
خاک خواهد زدن گریبان چاک
هوش مصنوعی: برای او وقتی که قبرش را میسازند، از شرم خاک، گریبانش را پاره خواهد کرد.
ای خوش آن دم که بر سر خاکش
گویم این کهنه مردهٔ بوناک
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که بر سر آرامگاه او قرار میگیرم، با دلگدازی از亡 بیجان و قدیمیاش یاد میکنم.
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علیخان است
هوش مصنوعی: پسر افتخارآمیز سلطان، با نام میرزا علیخان شناخته میشود.
میخ میخواهمش به...ن تا بیخ
چون کلنگی که میکشند به سیخ
هوش مصنوعی: من میخواهم او را به شدت و محکم به زمین بکوبم، مانند کلنگی که برای کندن زمین به سیخ کشیده میشود.
تا نگوید نصاب ناخوانده
سیْب تُفّاح و خربزه بطّیخ
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی نام میوهها را نگوید، سیب را به عنوان میوهای شبیه به خربزه و خربزه را بهعنوان میوهای شبیه به هندوانه تصور میکنیم.
روی زردش ز داغهای برص
چون سفالی پر آهک و زرنیخ
هوش مصنوعی: چهرهاش زرد است و داغهای رویش، شبیه سفالی است که زیاد آهک و زرنیخ دارد.
قد او همچو سیخ آتشکاو
سر چو سرگین فتاده بر سر سیخ
هوش مصنوعی: قد او مانند میلهای است که برای کندن آتش استفاده میشود و سرش مانند فضلهای است که بر سر آن میله نشسته است.
ای خوش آن دم که بر سر میدان
زند از رنج چوب قیلقه ریخ
هوش مصنوعی: چه خوب است زمانی که در میدان، از رنج و زحمت چوب قیلقه میریزد.
چون بگوید کسی علیخان رید
اتّفاقاً همان بود تاریخ!
هوش مصنوعی: وقتی کسی به طور تصادفی بگوید علیخان بد نام است، به نوعی نشان دهندهی حقیقتی تاریخی است که همین گونه بوده است.